• 2021-04-17 13:05:07
  • دسته‌بندی:
  • کد خبر: 611920268
  • خبرنگار : 636059568

گلایه‌هایی که خانواده شهدا مطرح می‌کردند

کارگردان مستند لشگر زینبی گفت: ما باید هر کدام در حوزه کاری خودمان بجنگیم. از سوی دیگر نهادهای متولی هم در زمینه پرورش و هدایت نیروها ضعف جدی دارند. کاش امروز یک مرتضی آوینی داشتیم.

خبرگزاری مهر با محسن اردستانی کارگردان مستند «لشکر زینبی» که شب گذشته از رسانه ملی پخش شد به گفت‌وگو نشسته است. مهمترین بخش‌های این مصاحبه در ادامه آمده است.
 


لبخند و اشک و حماسه در این آثار غالب است

- می‌توانم بگویم این جنس مستندسازی از اساس می‌تواند برای مخاطب عام در نظر گرفته شود. فضای لبخند و اشک و حماسه در این آثار غالب است و به همین دلیل مخاطب عام می‌تواند به‌راحتی با آن ارتباط برقرار کند.

- این مستند مشخصاً روایت دیدارهای سال ۹۲ تا ۹۸ رهبرانقلاب با خانواده شهدای مدافع حرم در حسینیه شماره ۲ بیت رهبری است. ایشان دیدارهای دیگری هم در این قالب داشته‌اند اما ما متمرکز بر روی دیدارهای صورت گرفته در همین حسینیه بودیم. از نظر فرمی هم نه مانند مستند خوب «در لباس سربازی» از نریشن استفاده کردیم و نه مانند مستند خوب «غیررسمی» مصاحبه داشتم. این صرفاً یک انتخاب فرم متفاوت برای مواجهه با یک آرشیو است.

- شاید در قسمت‌های بعدی من هم تصمیم بگیریم سراغ راوی، نریشن یا مصاحبه بروم. احساس خودم این بود که اگر نریشن اضافه می‌کردم، در بخش‌های روایت مستند، شعاری می‌شد. به‌جای آن تصمیم گرفتم آنچه مدنظر دارم را در تصویر نشان دهم. مثلاً وقتی می‌خواستم از رفتار پدرانه رهبر انقلاب بگویم، به‌جای گفتن، چند لحظه کوتاه را به تصویر درآوردم تا مخاطب مستقیم آن را تماشا کند. مثلاً دو پلانی که رهبر انقلاب در آن‌ها دست فرزندان شهدای مدافع حرم را می‌بوسند، به نظرم مربوط لحظه‌های بزرگی است که اتفاقاً در همین مدت پخش تیزر هم بازتاب قابل‌توجهی در فضای مجازی داشته است. این لحظه‌ها کاملاً تصویری است و نمی‌توان آن‌ها را شرح داد.

تلاش کردیم در روایت‌های موازی دست به انتخاب بزنیم

- هر دیدار یک ساعت‌ونیم تا دو ساعت بود و حتی اگر یک ساعت هم بخواهیم در نظر بگیریم، سی‌وخرده‌ای ساعت راش از این دیدارها در اختیار داشتم که بیش از یکی دو بار آن‌ها را دیدم و حتی راف‌کات‌های مختلف زدیم تا به نسخه نهایی رسیدیم.

- مثلاً مصطفی صدرزاده یکی از شهدای معروف مدافع حرم است که برای مخاطب آشنا با این فضا، کاملاً شناخته‌شده است. در روایت اول مصطفی صدرزاده و بریده‌هایی از تصاویر مرتبط با او وجود داشت اما به‌جای آن ترجیح دادیم تصاویر مرتبط با شهید دیگری را استفاده کنیم که رسیدیم به روایت شهید مولایی که حضرت آقا در فیلم اشاره می‌کنند سن‌شان آنقدر زیاد بود که ریششان را کوتاه می‌کردند تا پذیرفته شوند. حرف اصلی مستند همان است اما تلاش کردیم در روایت‌های موازی دست به انتخاب بزنیم.

خانواده شهدا گله می‌کردند اما...

- واقعیت این است که گله‌گذاری‌های خانواده شهدا در این دیدارها صرفاً یا ناظر به زخم‌زبان‌ها است که بخشی از آن را در همین مستند هم می‌بینید، یا ناظر به دلتنگی‌هاست...

- اساساً فضای حاکم بر دیدار خانواده شهدا با فضای دیدارهای دیگر مثل هنرمندان که شما به آن اشاره کردید، بسیار متفاوت است. خانواده شهدا بیشتر از جنس حماسه هستند. طرف فرزندش شهید شده اما آمده بگوید اگر دو فرزند دیگر هم داشتم تقدیم می‌کردم. ارتباط قلبی و عاطفی با رهبری در این دیدارها بسیار مشهود و پررنگ است. گله‌ای هم اگر مطرح می‌شود از همین جنس است.

- حتی به یاد ندارم در این دیدارها حتی کسی نامه‌ای به رهبری داده باشد و طرح شکایتی کرده باشد. اتفاقاً شرایط برعکس است و بخش عمده‌ای از گلایه‌ها از این جنس است که ما هم می‌خواهیم به میدان برویم و شهید شویم. برای این درخواست از مسئولانی که اجازه حضور در میدان را به این خانواده‌ها نمی‌دهند، پیش رهبر گله می‌کنند.

کاش امروز یک مرتضی آوینی داشتیم

- از سال ۹۳ تا امروز، هر سال ۲ تا ۳ نوبت به سوریه رفته‌ام. ابراهیم حاتمی‌کیا جمله معروفی دارد که می‌گوید وقتی زمان جنگ داشتم از خط برمی‌گشتم، یک رزمنده بسیجی مچ پایم را گرفت و تا امروز گرمای دست او را دور مچ پایم احساس می‌کنم. از این منظر من هم چنین باوری دارم. سینما در ذات خود امری مقدس است و بهتر است که آن را خرج امور مقدسی مانند شهدا و یا رهبر انقلاب کنیم. من هم تلاشم را کرده‌ام در این مسیر روی سوژه‌های دست بگذارم که دیگران کمتر دست می‌گذارند.

- این میدان، میدان جنگ است. همان زمان جنگ هم کسی می‌خواست به جبهه برود، حتماً ملاحظات و مشکلات بروکراسی پیش رویش وجود داشته است. نکته‌ای که حضرت آقا روی آن بارها تأکید داشته‌اند این است که در این مسیر ناامید نشوید و ادامه دهید. ما باید هر کدام در حوزه کاری خودمان بجنگیم. از سوی دیگر نهادهای متولی هم در زمینه پرورش و هدایت نیروها ضعف جدی دارند. کاش امروز یک مرتضی آوینی داشتیم که به من می‌گفت، محسن اردستانی، وقتی به سوریه می‌روی، تو درباره این موضوع کار کن. به دیگری موضوع دیگری را می‌سپارد...

آیا مطلب فوق را پسندیدید؟

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«شهید نیوز» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

}