خانه   |  ارتباط با ما   |  جستجو    RSS   |  ارسال خبر   |  پیوندها   |  درباره ما  
  تازه ها:  
   سیاست  
  احمقانه‌بودن تئوری حجاریان از نظر بهزاد نبوی
  نشست شرکت‌های دانش بنیان با رئیسی
  دموکراتیک شدن جنگ!
  ابوالفضل‌(ع) چرا آب ننوشید!
  با طرح "ائتلاف امید" و "ابتکار صلح هرمز" به نیویورک می رویم
  اهمیت شاهرگی به اسم "تنگه هرمز"
  چرا مردم «رئیسی» را باور کرده‌اند؟
  دوقطبیِ حقیقی در کشور ما این است
  سخنان متفاوت زیباکلام در مورد مذاکره باآمریکا+فیلم
  چه می‌بینید؟!
  بلوکه کردن اموال ایران جدید نیست
  تنها راه علاج مشکلات کشور
  پشت‌پرده اجرای سند ۲۰۳۰ در ایران از زبان دبیرکل کمیسیون ملی "یونسکو"
  نظر دادستان کل انقلاب در دهه 60 درباره آیت‌الله رئیسی
  مطهری و «شفافیت آرا»
  فاطمه هاشمی: باید با آشتی ملی،به حصر پایان دهیم!
  روزنامه حامی دولت: آمریکا برای «یاسر عرفات» هم ویزا صادر نکرد
  خط حزب‌الله/ این هنوز آغاز کار است
  به این می‌گویند کار انقلابی
  مداح برنامه دیدار موکب داران با رهبر انقلاب که بود؟
  تحلیل ۴۵ سال پیش رهبری درباره مراسم اربعین
  تنها راه ترامپ برای دیدار با روحانی چیست؟
  آقای ترامپ! سوره فیل را بخوان
  پوست خربزه اصلاح‌طلبان برای آخرین سوءاستفاده از روحانی
  رئیسی وعده نداد، عمل کرد
  شمشیر مقاومت
  چرا امریکا ایران را متهم می‌کند
  چرا سلبریتی‌ها چشمشان را به ظلم آمریکا علیه دانشمند ایران بسته‌اند
  چرا اصلاح‌طلبان در برابر پرونده دختر نعمت‌زاده سکوت کرده‌اند؟
  ایران "اسپانسر تروریسم" است؟
- اندازه متن: + -  کد خبر: 245089صفحه نخست » شهدا،جانبازان وایثارگرانیکشنبه، 3 شهریور 1398 - 15:40
سپاه را برای شهادت انتخاب کرده بود
شهیدخبر: آقا محسن سپاه را برای شهادت انتخاب کرده بود تا اینکه توانست به آرزویش برسد. هر کس محسن را می‌دید جذبش می‌شد و حتی آن‌هایی هم که او را نمی‌شناختند در مراسم تشییع‌اش شرکت داشتند و می‌گفتند حیف شد که رفت
  
۱۲ مرداد ماه بود که خبر رسید سروان محسن محمدی از رزمندگان تیپ انصارالمهدی استان زنجان در رزمایش آمادگی سالانه به شهادت رسیده است. سروان محمدی متولد سال ۱۳۷۰ و از جوانان فعال و هیئتی زنجان بود که در جبهه‌های جنگ نرم، اردو‌های جهادی و دفاع از حرم فعالیت چشمگیری داشت. شهید محمدی علاوه بر آنکه از جهادگران شناخته شده زنجان بود، به عنوان مدافع حرم نیز مدتی در سوریه حضور یافته بود. گفت وگوی ما با برادر، همسر و دو نفر از همرزمان شهید را پیش‌رو دارید. 

علی محمدی برادر شهید

شما برادر بزرگ‌تر شهید هستید؟
بله، من فرزند اول خانواده بودم و محسن فرزند آخر خانواده. متولد سال ۷۰ بود و از نظر سنی ۱۱ سال از او بزرگ‌تر بودم. ما در خانواده‌مان سه برادر و دو خواهر هستیم. محسن از شش سال پیش در تیپ المهدی (عج) فعالیت می‌کرد. از همان بچگی‌هایش خصوصیات اخلاقی خاصی داشت. باید اقرار کنم در این عمر چند ساله آقا محسن، ما اصلاً بداخلاقی از او نسبت به پدر و مادر و اطرافیان ندیدیم.

چطور شد ایشان به عضویت سپاه درآمدند؟
محسن وقتی دیپلمش را گرفت در رشته عمران و معماری در دانشگاه نیمه دولتی قبول شد. لیسانسش را که گرفت، به او شغل نظامی در سپاه را پیشنهاد دادند. همان زمان به عنوان کارمند اداره گاز هم پذیرفته شده بود، اما، چون بچه مذهبی بود، سپاه را ترجیح داد. سال ۹۳ به استخدام سپاه درآمد. روحیاتش با جو سپاه جور بود. من اوایل راضی به عضویتش در سپاه نبودم، چون پدرمان بازنشسته سپاه بود و سختی‌های این کار را در زندگی خانوادگی لمس کرده بودیم. اما محسن به سپاه علاقه داشت و ما هم به علایقش احترام گذاشتیم. بیشتر دوران نوجوانی شهید در هیئت‌ها سپری می‌شد. روحیه بسیجی داشت و هنگام مرخصی‌هایش در اردو‌های جهادی شرکت می‌کرد. حضور در این اردو‌ها از برنامه‌های ثابت شهید بود. بعد از ازدواج همسرش با فعالیت‌های جهادی او همراه می‌شد و در شهر زنجان به مناطق محروم و خانواده‌های بی‌بضاعتی که وجود داشتند سر می‌زدند و کمک‌رسانی می‌کردند. محسن در تهیه جهیزیه جوان‌ها هم فعال بود.

پس فعالیت‌های جهادی شهید منظم و سازمان یافته بود؟
محسن در هیئتی به نام هیئت ثارالله شرکت داشت. از همان طریق یک قرارگاه جهادی هم داشتند که بچه‌های این قرارگاه همیشه آتش به اختیار عمل می‌کردند و زیر نظر هیچ ارگانی هم نبودند. به صورت خودجوش کار می‌کردند. در قضیه سیل اخیر شهید محمدی همراه بچه‌های این قرارگاه در روستای آق‌قلای استان گلستان حضور یافتند و به مدت ۱۵ روز به مردم سیل‌زده کمک‌رسانی کردند. همان ایام شهید تلاش کرد به منطقه پلدختر برود ولی اعزامش جور نشد و برگشت. تصمیم گرفت به آق قلا برود. من هم همراهش شدم که روز حرکت نتوانستم با او بروم. خودش همراه با بچه‌های کوی جهادی هیئت ثارالله به آق قلا رفتند.

نحوه شهادتشان چطور بود؟ در خبر‌ها آورده شده بود که ایشان در رزمایش شهید شدند. 
الان که با شما حرف می‌زنم، چند روز بیشتر از شهادت محسن نمی‌گذرد. راستش ما هنوز فرصت نکردیم نحوه شهادتش را از همرزمان یا مسئولانش پیگیری کنیم. تا همین حد به ما گفته‌اند برادرم و همرزمانش در تیپ انصارالمهدی هر ساله برای ارتقای توان دفاعی‌شان رزمایش برگزار می‌کنند. حین برگزاری همین رزمایش برادرم شهید می‌شود. این رزمایش در منطقه‌ای بین زنجان و میانه «جاجرود» آغاز شده بود. 

معصومه کریمی همسر شهید

چطور با شهید محمدی آشنا شدید؟
آشنایی و ازدواج ما به صورت سنتی بود. خواهر شهید بنده را در مراسمی دیده بود و با خانواده برای خواستگاری به منزل ما آمدند. من متولد ۷۴ هستم و چهار سال از شهید کوچک‌ترم. ۳۱ شهریور پیش‌رو سومین سالگرد عقدمان می‌شد. سال ۹۵ عقد و شش ماه بعد در ماه فروردین مراسم عروسی را برگزار کردیم.

گویا شهید به عنوان مدافع حرم به سوریه رفته بود، شما مخالفتی با حضورش نداشتید؟
خیر، خودش این راه را دوست داشت و حتی در مراسم خواستگاری علاقه‌اش به مدافع حرم شدن را با من مطرح کرده بود. آن زمان به من گفت هر موقع احتیاج باشد من به سوریه می‌روم. در مورد سختی‌های شغلش و مأموریت رفتن‌هایش هم با من صحبت کرده بود. حتی قبل از آنکه به عنوان مدافع حرم عازم سوریه شود، وصیتنامه‌ای تنظیم کرده بود. بیشتر روی مسئله حجاب تأکید داشت و در وصیتنامه‌اش عنوان کرده بود: «حجاب، حجاب، حجاب را رعایت کنید» و نوشته بود: «اگر برنگشتم قربانی در راه خانم حضرت زینب (س) حسابم کنید. امیدوارم خدا هم قبولم کند.»
در بخش دیگر وصیتنامه‌اش نوشته بود: «جان شما و جان نایب امام زمان (عج)، آقا را تنها نگذارید و پشتیبان ولایت باشید.»
محسن همیشه در حرف‌هایش می‌گفت بالاخره روزی شهید می‌شود. دو بار خودم در خواب دیده بودم که محسن با شهادت ما را ترک می‌کند. یک‌بار در سوریه که بود خواب دیدم محسن شهید شده است و جنازه‌اش را هیچ وقت به ما تحویل ندادند. در خواب دومی که از محسن دیدم خبر شهادتش را به من اعلام کرده بودند تا اینکه در این مأموریت آخری خوابم تعبیر شد و او به شهادت رسید.

شهید محمدی چه دیدگاهی نسبت به شهدا داشتند؟
آقا محسن عاشق رفتن به زیارت بود. بیشتر سفر‌های تفریحی‌مان هم رفتن به مکان‌های زیارتی بود. در ماه دو بار به زیارت حضرت معصومه (س) در قم می‌رفتیم. شب‌های جمعه هم به زیارت مزار شهدا می‌رفتیم. بیشتر پاتوقمان هم در هیئت ثارالله بود. همه فامیل از این قضیه آگاه بودند که ما شب‌های جمعه مهمان شهدا هستیم و آن موقع نه به مهمانی می‌رویم و نه اینکه مهمان خانه ما می‌آمد.

برادر شهید می‌گفتند آقا محسن به کمک سیل‌زدگان گلستانی رفته بود. 
بله، همسرم خیلی از وضیعت مردم سیل‌زده تعریف می‌کرد. می‌گفت اگر وضعیت سیل‌زده‌ها را ببینی جگرت آتش می‌گیرد که آن‌ها در چه شرایط سختی به سر می‌برند. یک روز هم معلمی از اهالی آنجا بچه‌های جهادی را دعوت کرده بود. محسن از ساده‌زیستی آن معلم خیلی خوشش آمده بود و برای ما از ایشان تعریف می‌کرد.

خصوصیات اخلاقی بارز شهید چه بود؟
خیلی شوخ طبع بود و همیشه در کارهایش صداقت داشت. بیشتر حرفش انجام واجبات و ترک محرمات بود. تواضع و اخلاصش زبانزد همه بود. دوست نداشت کار‌های خیرش را دیگران بفهمند.

در آخرین دیداری که همسرتان مأموریت می‌رفت فکر می‌کردید این آخرین خداحافظی‌تان باشد؟ 
آخرین مأموریتش شمال غرب نزدیک میانه بود. آن روز خیلی آرام وسایلش را جمع کرد و استرس نداشت. نمی‌گفت «دیرم شد» خودم از آرام بودن آقا محسن تعجب کرده بودم. موقعی که آب پشت سرش ریختم دو بار برگشت من را نگاه کرد و گفت: «معصومه آب نریز زود برمی‌گردم.» همیشه موقع رفتن به مأموریتش‌هایش به من می‌گفت: «معصومه تنها نمانی برو پیش پدر و مادرت» ولی این دفعه آخری گفت: «مواظب خودت باش.»

در این مدت کوتاه زندگی مشترکتان چه خاطراتی از شهید محمدی دارید؟ 
اولین تولدی که شهید برایم گرفته بود چند روز قبل از تاریخ تولدم بود. چون می‌گفت من نیستم و می‌روم منطقه، این آخرین کیک تولد عمرم توسط شهید شد. اولین سفرمان با شهید اربعین سال ۹۵ در دوران نامزدی به کربلا بود. موقعی که از زیارت حرم بیرون آمدم هنگام تحویل گرفتن کفش‌هایم یک لحظه از شلوغی آنجا حالم بد شد. اولین کاری که شهید کرد سریع از من عکس گرفت و گفت: «یادگاری می‌مونه.» خیلی عاشق عکس گرفتن بود.

حسین باقری همرزم شهید

دوستی شما با شهید محمدی از چه زمانی رقم خورد؟
از سال ۹۴ به مدت چهار سال در محل کار و هیئت با شهید محمدی دوست بودم. اواخر سال ۹۶ و سال ۹۷ بود که من برای اعزام به سوریه ثبت‌نام کرده بودم. آقا محسن به من التماس می‌کرد که تو یک دوره به سوریه رفته‌ای، این‌بار نرو و اجازه بده من جای تو بروم، اما من هم نمی‌خواستم فرصت را از دست بدهم. نمی‌دانم آقا محسن چه دعایی کرد که رفتنش به سوریه درست شد. با آنکه در بخش آموزشی با هم بودیم ولی قسمت ایشان شد و او رفت. ۵۵ روز بدون مرخصی در سوریه ماند. در گردان که بودیم بیشتر کار‌های فرهنگی مراسم با شهید بود. همیشه در مراسم عزاداری‌ها گریه‌های خاصی داشت و با صدای بلند گریه می‌کرد. همیشه تبسم به لب داشت. بچه‌هایی که محسن را می‌شناختند می‌گفتند یک‌بار نشد اخمی در چهره او ببینیم.

از لحظات آخر شهید محمدی اطلاعی دارید؟
من تا لحظات آخر در رزمایش با او بودم. شهید وضو گرفت و نماز ظهرش را خواند. بعد گفت: «نماز نخوانم کارم درست در نمی‌آید.» قبل از رزمایش دوستان بسیجی شهید تعریف می‌کردند که آقا محسن یک کلاه زیبایی داشت. یکی از بسیجی‌ها درخواست کرد کلاه را به او بدهد. شهید هم کلاه را به او داد. یکی از بسیجیان هم تسبیحش را درخواست کرد و محسن هم تسبیح را به او داد. بسیجی دیگری هم چفیه‌اش را خواست و باز محسن چفیه را بخشید و به آن بسیجی داد. خدا رحمت کند محسن را که هم خودش مرد بود و هم تمام خانواده‌اش در پذیرفتن خبر شهادت او دریایی از صبر بودند. 

اکبر محمدلو همرزم شهید

شما چند وقت با شهید دوست بودید و چه خاطراتی از وی دارید؟ 
از زمانی که ایشان وارد سپاه شد پیش هم بودیم. چند مرتبه‌ای هم در شمال غرب کشور و آذربایجان غربی در مأموریت‌ها با هم بودیم. آقا محسن بسیار شوخ طبع بود. همیشه می‌گفت و می‌خندید و شوخ طبعی‌هایش باعث می‌شد سپری شدن روز‌های سخت را در مأموریت‌ها احساس نکنیم و نفهمیم که ۱۵ روز چطور تمام می‌شود. زمانی که با محسن در عملیات بودیم ایشان مجرد بود. من، چون خودم متأهل بودم محسن را تشویق می‌کردم که هر چه زودتر ازدواج کند ولی آقا محسن همیشه می‌گفت: «من شهید می‌شوم چرا یکی را بیاورم پا گیر من شود.» من به او می‌گفتم: «شما تازه آمدید تا شهادت خیلی راه است.» تا اینکه من شماره مادرش را پیدا کردم و کمی با مادرش در مورد ازدواج نکردن آقا محسن حرف زدیم. خود شهید باور نمی‌کرد که من شماره منزلشان را گیر بیاورم و با مادرش در باره ازدواجش صحبت کنم. به طور کل آقا محسن سپاه را برای شهادت انتخاب کرده بود تا اینکه توانست به آرزویش برسد. هر کس محسن را می‌دید جذبش می‌شد و حتی آن‌هایی هم که او را نمی‌شناختند در مراسم تشییع‌اش شرکت داشتند و می‌گفتند حیف شد که رفت. سر مزار آقا محسن که بودم دیدم خانمی زار زار گریه می‌کند. گفتم حاج خانم شما که او را نمی‌شناسید برای چه گریه می‌کنید؟ گفت: «برای جوانی‌اش که شهید شده است.» به آن خانم گفتم: «شما که او را نمی‌شناسید اینطور دارید گریه می‌کنید من که چند سالی با ایشان رفیق بودم مگر می‌شود از فراقش گریه نکنم و نسوزم.»
   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
   تلنگر  
 
 
   پربحث ترین مطالب  
  بهانه کثیف سیاسیون با اجرای سلبریتی ها برای هجمه به اباعبدالله/آیا حجت الاسلام رئیسی کاپیتولاسیون خواص سیاسی و سلبریتی ها را از بین می برد؟
10 نظر (فعال: 10 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    از کوچه نسترن ابی تا حذف عنوان شهدا از کوچه ها / فرهنگ ما دست چه کسانی است
9 نظر (فعال: 9 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
  خدمات درمانی بنیاد شهید نیازمند عزم و تدبیر دولت/ وقتی بیمه دی، یک تنه بار به زمین مانده را به دوش می کشد
8 نظر (فعال: 8 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    هیچگونه مذاکره و در هیچ سطحی بین ایران و آمریکا اتفاق نخواهد افتاد
8 نظر (فعال: 8 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
  مذاکرات در تله فریب و بلوف
7 نظر (فعال: 7 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    محور مقاومت روی قوس صعود
7 نظر (فعال: 7 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
  عقاب؛ ترکیب موفق «تور و پانتسیر» برای تکمیل پدافند بومی ایران
7 نظر (فعال: 7 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    آیت الله خامنه‌ای چگونه «حسین زمان» شد؟!
6 نظر (فعال: 6 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
  ایران پیشگام تولید پهپادهای ویژه دفاع هوایی در جهان شد
5 نظر (فعال: 5 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    پیگیری بنیاد برای اتمام پروژه شهید زدایی از سطح شهر/ توضیحات شهرداری تهران/پیگیری بنیاد از وزارت کشور
5 نظر (فعال: 5 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
 
   اخبار عربی  
  السلطات السعودیة تمتثل لقرار واشنطن فیما خصّ حظر السفر.
    للمرة الثانیة...فبرایر الماضی الأشد حرّاً على الإطلاق.
  حالتا زواج کل دقیقة فی هذا البلد العربی.
    ضمان هواتف آبل من 60 یوم الى سنة کاملة.
  روسیا تبحث مع اندونیسیا عقد لتورید غواصتی " فارشافیانکا"
    علماء اوکرانیون یبتکرون دواء للقضاء على السرطان.
  أبرز التطورات على الساحة السوریة 21/3/2017
    أغلى الماسة للبیع.
  الیابان تؤکد مشارکتها فی مناورات بحریة کبرى فی المحیط الهادئ.
    أفضل معلمة فی العالم ...کندیة.
  العثور على کنز فی نهر بالصین.
    الوکالة الدولیة للطاقة الذرّیّة تعلن عن زیادة کوریا الشنالیة لقدراتها النوویة بشکل نشط.
  تقنیة "لای_فای" بسرعة تفوق "وای_فای" ب 100 مرّة.
    حقائق صادمة عن شرب المیاه مع اللیمون.
  الهیئة الروسیة للتعاون الفدرالی لا تؤکد تسلیم الصین لمنظومات اس-400.
    7 علامات تدل على إصابتک بانهیار عصبی.
  دراسة تکشف أصح قلوب فی العالم.
    الجیش السوری یحبط هجوماً جدیداً للنصرة و فیلق الرحمن شرق دمشق.
  وزیر الطاقة اللبنانی للمیادین نت: لبنان لن یتراجع عن حقوقه النفطیة مهما کانت التهدیدات.
    بریطانیا تعلن عملیّة بدء الخروج من الإتحاد الاوروبی فی 29 آذار.
  الإمام الخامنئی یسمّی العام الإیرانی الجدید ب" الإقتصاد المقاوم...الإنتاج و فرص العمل."
    موقع والاه: الأسد یحاول تغییر قواعد اللعبة بمواجهة إسرائیل.
  هآرتس: قدرة المناورة الإسرائیلیة على الحدود مع لبنان و سوریا تتراجع.
    ماهی طائرة التجسس الصهیونیة 'سکای لارک' التی أسقطها الدفاع الجوی السوری فی ریف القنیطرة?
  قائد سرایا عاشوراء کاظم الجابری ل"العهد": الحسم النهائی لمعرکة الموصل بات وشیکاً جدّاً.
    الجیش السوری یسقط طائرة استطلاع إسرائیلیة فوق القنیطرة.
  الأف بی آی تؤکّد رسمیّاً التحقیق فی التدخّل المزعوم لروسیا فی الإنتخابات الامیرکیة.
    15 شهیداً على الأقل بانفجار سیارة مفخّخة فی بغداد.
  ترامب یلتقی العبادی: کان علینا ألّا ننسحب من العراق.
    إجتماع فی روما بشأن خطّة لوقف تدفّق المهاجرین من لیبیا.
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© شهیدخبر 1390
info@shahidnews.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار
  اشتغال‌ 15 هزار ایثارگر با بهره‌مندی از تسهیلات صندوق اشتغال و کارآفرینی ایثارگران