خانه   |  ارتباط با ما   |  جستجو    RSS   |  ارسال خبر   |  پیوندها   |  درباره ما  
  تازه ها:  
   سیاست  
  نگاهی به جنایات انگلیس در ایران؛ از قحطی و غارت تا کودتا
  روایت سردار جعفری از ایده هاشمی‌ رفسنجانی برای پایان جنگ
  رئالیسم شجاعانه آیت‌الله خامنه‌ای در «جنگ اراده‌ها»
  در فردو چه می‌گذرد؟
  عاقبت خیاط در کوزه افتاد
  واکنش شمخانی به اظهارات بولتون در نفی غنی سازی ایران
  این ۱۴ نکته‌ درباره قطعنامه ۵۹۸ را می‌دانید؟
  قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت حق غنی‌سازی ایران را تبدیل به سندی الزام‌آور برای جهان کرد
  پشت‌پرده گروگانگیری نفتکش ایران توسط انگلیسی‌ها
  دور زدن کشور برای تصویب توافق پاریس
  تعطیلی تأسیسات هسته‌ای فردو صحت دارد؟
  مسیح مهاجری: مقامات نظامی ایران زیادی حرف می‌زنند!
  نامه دادستان کل کشور به مقامات قضایی نیجریه درحمایت از شیخ زکزاکی
  اصلاح‌طلبان تاوان ضعف دولت راپس می‌دهند
  تنگه هرمز برای انگلیس قرمز شد
  پست اینستاگرامی صفحه رهبرانقلاب بعد از توقیف نفتکش توسط سپاه
  چرا کشتی انگلیسی مصادره شد
  جنگ یمن تا کجا ادامه خواهد یافت
  ناو لینکلن شق‌القمر کرد یک تفنگدار آمریکایی گم شد!
  کانال خیالی و توخالی اینستکس واقعاً «مهم» است؟!
  کانال خیالی و توخالی اینستکس واقعاً «مهم» است؟!
  ملت ایران نیازی به تاییدیه اخلاقی آمریکا و اروپا نداشت
  «گاندو» بخاطر عصبانیت از پیروزی‌های دولت ساخته شد!
  فرمان «تحریم خاموش انتخابات» صادر شد
  به داشتن چنین رهبری افتخار می‌کنم
  ظریف: منطقه و جهان به سردار سلیمانی بدهکار است
  رهبر انقلاب درگذشت حجت‌الاسلام والمسلمین حائری را تسلیت گفتند
  رحیم‌پور ازغدی: ایرانیان بنیانگذاران پزشکی نوین در جهان بودند
  چرا عناصر مومن نظام قرار است جواب دزدی دریایی انگلیس را بدهند؟!
  چرا رهبری رئیس صدا و سیما را تعیین می‌کند؟
- اندازه متن: + -  کد خبر: 239803صفحه نخست » شهدا،جانبازان وایثارگرانسه شنبه، 18 تیر 1398 - 13:30
سخت‌ترین لحظات
شهیدخبر: در خیلی مواقع کار ما سخت بود. هر رزمنده لااقل یک اسلحه برای دفاع از خودش داشت که ما آن را هم نداشتیم. گاه پیش می‌آمد برای ثبت موقعیت جغرافیایی منطقه از نیرو‌های رزمی پیش می‌افتادیم و جلوتر می‌رفتیم. مثل «سنگرسازان بی‌سنگر» که به جهادگران اطلاق می‌شد، برای ما هم صدق می‌کرد
  
وقتی بعثی‌ها در ۳۱ شهریور ماه ۱۳۵۹ به کشورمان حمله کردند، دفاع نظامی در برابر دشمن متجاوز در اولویت قرار گرفت. کسی برداشت درستی از آینده نداشت. تفکر غالب این بود که در این شرایط جنگیدن بهترین کار است، اما در این میان بودند افرادی که فکر فردا را می‌کردند. کسانی که حماسه‌آفرینی‌ها را به چشم می‌دیدند و برای ثبت و انتقال آن به نسل‌های آینده تلاش می‌کردند. مهرزاد ارشدی یکی از همین افراد بود. او که به عنوان یک آبادانی، مثل خیلی از مرزنشین‌ها، جنگ را از روز اول یا حتی قبل از شروع رسمی‌اش درک کرد، تصمیم گرفت به جای اسلحه، دوربین به دست بگیرد و صحنه‌های جنگ را برای درج در تاریخ ثبت کند. وظیفه‌ای دشوار، اما ارزشمند که آن را تا پایان جنگ ادامه داد. عکس‌ها ماندند تا به ماندگاری حماسه‌های رخداده در جنگ کمک کنند. گفت و گوی ما با مهرزاد ارشدی پیرامون سختی‌ها و ویژگی‌های عکاسی در جنگ را پیش رو دارید. 

آبادان از طریق اروندرود فاصله کمی با خاک عراق دارد، چطور شد در مواجهه با دشمن تصمیم گرفتید به جای اسلحه، دوربین به دست بگیرید؟ 
من از نوجوانی به عکاسی علاقه داشتم. موقع انقلاب، در ۱۴ سالگی‌ام، به فکرم رسید خوب است برخی وقایع مهم مثل درگیری یا حوادثی از این دست را ثبت کنم. بعد از پیروزی انقلاب، به عنوان یک دانش‌آموز در قالب یک نیروی فرهنگی با جهاد سازندگی همکاری می‌کردم. بیشتر در روستا‌های محروم منطقه مثل اروندکنار و بهمنشیر و... در کشاورزی یا ساخت خانه‌های روستایی کمک می‌کردیم. همزمان عکاسی هم می‌کردم، بنابراین پیش‌زمینه عکاسی قبل از جنگ در من وجود داشت. وقتی که جنگ شروع شد، اوایل فکر نمی‌کردیم اینقدر طولانی شود. یکی دو ماه در پشتیبانی جنگ فعالیت کردم. کار‌هایی مثل کمیته سوخت، تخلیه شهدا، جا به جایی مجروحان، تخلیه گمرک، آبرسانی و... را انجام می‌دادیم. وقتی فهمیدیم قرار نیست جنگ به این زودی‌ها تمام شود، به فکرم رسید نباید به راحتی از حماسه‌آفرینی رزمنده‌ها عبور کرد. باید این صحنه‌ها ثبت شود تا در تاریخ ماندگار شود. به همین خاطر دوربین به دست گرفتم. از همان زمان تا پایان جنگ دوربین بهترین سلاح من در جنگ شد.

مشوقی هم برای عکاسی در جبهه داشتید؟
بیشتر از آنکه تشویق شوم، نکوهش شنیدم. خیلی‌ها هنوز به ارزش کار عکاسی در جنگ پی نبرده بودند، اما نکوهش‌ها باعث می‌شد بیشتر به اهمیت کارم واقف شوم؛ چراکه نگاهم به آینده بود. می‌دانستم تک تک صحنه‌هایی که از مقابل چشمانمان عبور می‌کنند، دیگر تکرار نمی‌شوند. این صحنه‌ها باید ثبت می‌شدند تا نسل‌های آینده با سند و مدرک می‌دیدند در جنگ چه گذشت و ملت ایران چه حماسه‌هایی آفریدند.

شما قبل از دفاع مقدس هم عکاسی کرده بودید، حال و هوای عکاسی در شرایط جنگی چه تفاوتی با مواقع دیگر دارد؟
عکاسی در جنگ اصلاً قابل مقایسه با شرایط عادی نیست. در جنگ شما اول باید تکلیف خودتان را با این موضوع روشن می‌کردید که هر لحظه امکان کشته شدن وجود دارد. اگر می‌توانستید با این موضوع کنار بیایید، در جنگ ماندگار می‌شدید. وگرنه که خیلی‌ها وارد این مقوله شدند، ولی نتوانستند ادامه دهند. هر عکاسی برای ثبت یک تصویر شرایطی مثل زاویه تابش نور، جا‌گیری درست و... را در نظر می‌گیرد. در جنگ شما باید زیر آتش دشمن این موارد را رعایت می‌کردی که سختی‌های خودش را داشت.

اگر از شما بپرسند کار رزمنده‌ای که اسلحه به دست داشت سخت‌تر بود یا شما که دوربین داشتید، پاسختان چیست؟
در خیلی مواقع کار ما سخت‌تر بود. هر رزمنده لااقل یک اسلحه برای دفاع از خودش داشت که ما آن را هم نداشتیم. گاه پیش می‌آمد برای ثبت موقعیت جغرافیایی منطقه از نیرو‌های رزمی پیش می‌افتادیم و جلوتر می‌رفتیم. مثل «سنگرسازان بی‌سنگر» که به جهادگران اطلاق می‌شد، برای ما هم صدق می‌کرد.

لازم بود عکاس جنگی مثل رزمنده‌ها آموزش ببیند و آمادگی جسمی‌اش را حفظ کند؟
ما پا به پای نیرو‌های رزمی در عملیات شرکت می‌کردیم. گاه جلو می‌افتادیم و به دل منطقه خطر می‌رفتیم، بنابراین فرقی با یک رزمنده نداشتیم. پیش می‌آمد برای رسیدن به محل مورد نظر ۳۰ الی ۴۰ کیلومتر پیاده‌روی می‌کردیم. نگرانی‌های خاص خودمان را هم داشتیم، در مواقع عملیات یا حوادثی از این دست، صحنه‌ها به قدری تند و سریع پیش می‌رفتند که با امکانات موجود آن زمان امکان جا ماندن و عدم ثبت صحنه‌ها وجود داشت. البته نسبت به آن زمان دوربین‌های بدی نداشتیم، ولی خب امکانات محدود بود و ما عکاس‌های جنگ علاوه بر اینکه خودمان را با شرایط جنگی وفق می‌دادیم، باید نگرانی ثبت صحنه‌های ناب را هم روی دوشمان احساس می‌کردیم و با جیره‌بندی فیلم و نگاتیو مواجه بودیم.

امکاناتی مثل دوربین را جهاد سازندگی در اختیارتان می‌گذاشت؟
اوایل یکی دو دوربین به ما دادند که از بین رفتند و بعد خودمان دوربین تهیه کردیم.

یعنی با هزینه شخصی خودتان دوربین تهیه می‌کردید؟
بله، اگر می‌خواستیم منتظر رسیدن امکانات باشیم که کار پیش نمی‌رفت. در خود جهاد برخی واقف به ارزش کار عکاسی نبودند. حمایت نمی‌کردند و خودمان دوربین‌ها و وسایل مورد نیاز را تأمین می‌کردیم. آن زمان عشق و علاقه به کار و انجام تکلیف در اولویت بود. من حتی تا سال ۶۲ که با یک همسر شهید ازدواج کردم، یک ریال از جهاد حقوق نگرفتم.

از عکس‌های شما در کجا‌ها استفاده می‌شد؟
در نشریات سپاه، ارتش، تبلیغات جنگ، خود جهاد یا هرجایی که احساس نیاز می‌شد از عکس‌های ما استفاده می‌کردند. بعد از جنگ هم وقتی در اطلس‌های جنگی، کتاب‌های تخصصی دفاع مقدس و حتی کتاب‌های درسی از عکس‌های ما استفاده شد، بیشتر پی به ارزش‌های کار عکاسی در جنگ بردیم و متوجه شدیم که زحماتمان به ثمر نشسته‌اند.

عکاسی از چه صحنه‌ای بیشترین تأثیر را روی شما گذاشت؟
عکاسی مادر شهید محمد ارغنده که از همشهری‌ها و دوستان خودمان بود، تأثیر زیادی روی من گذاشت. وقتی این مادر بر پیکر فرزندش حاضر شد، دست پسرش را که قطع شده بود برداشت و به آسمان بلند کرد و با صدای رسا گفت: خدایا فرزندم را به تو تقدیم کردم. در این حال من از خود بی‌خود شدم. سخت‌ترین لحظاتم عکاسی از دوستان شهیدم بود.

در جایی خواندم که تعدادی از عکس‌های شما از عملیات کربلای ۵ در نشریات خارجی مورد استفاده قرارگرفته‌اند؟
این عکس‌ها مربوط به عبور رزمنده‌ها از جاده فاطمه زهرا (س) می‌شد؛ جاده‌ای که از کنار دریاچه ماهی عبور می‌کرد. سانت سانتش با اصابت خمپاره، بمب، توپ، تانک و آرپی‌جی شخم زده شده بود. بیش از صد‌ها خودرو در این جاده مورد اصابت قرار گرفته بود. آنجا گروهی به طرف خط مقدم به صف ایستاده بودند و برای تعویض نیرو می‌رفتند. من پشت سر این‌ها راه افتادم و شروع به عکاسی کردم. تا به وسط جاده رسیدیم نصف رزمنده‌ها بر اثر ترکش بمباران سنگین دشمن مجروح شده بودند. آنجا هم چند تا عکس گرفتم که شرایط سخت منطقه و پیشروی بچه‌ها را در جاده فاطمه الزهرا (س) نشان می‌داد. بعد‌ها این عکس‌ها ماندگار شدند. حتی سر از نشریه تایم درآوردند که چهار صفحه برای این عکس‌ها مطلب نوشته بودند.

این احتمال وجود داشت که کار بچه‌های عکاس بعد از اتمام دفاع مقدس ادامه پیدا کند؟
بله، ما تصمیم گرفته بودیم یک آژانس عکاسی جنگی ایجاد کنیم و تمام برخورد‌های نظامی در سراسر جهان را پوشش بدهیم. امکان و توان این کار هم با توجه به عکاس‌های کارکشته دفاع مقدس وجود داشت. تلاش‌هایی هم در این خصوص انجام دادیم که متأسفانه با عدم همراهی مسئولان امر مواجه شد. این آژانس عکاسی شکل نگرفت، فقط به صورت پراکنده عکاس‌ها از وقایع مختلف عکاسی کردند و در کتاب‌هایی به چاپ رساندند.

چه خاطره‌ای از دفاع مقدس در ذهنتان ماندگار شده است؟
ماه رمضان سال ۶۰ در مقطع محاصره آبادان، من با شهید داوود حیدری که بچه بلوار استاد معین تهران بود در مدرسه ابن‌سینای آبادان استقرار داشتیم. ایشان هم مثل من عکاسی می‌کرد. بعد‌ها فرمانده گردان زهیر از لشکر ۱۰ سیدالشهدا (ع) شد و در کربلای ۵ به شهادت رسید. یک روز حیدری به من گفت: ارشدی دارم از گرما می‌میرم. اینطور که نمی‌شود هر شب فقط با نان و پنیر و خرما افطار کنیم. روی موتورم پریدم و به بازار مرکزی شهر رفتم که شاید کمتر از ۷۰۰ متر با دشمن از طریق اروندرود فاصله داشت. دیدم یک پسر جوانی با مو‌ها و محاسن بلند و لباس کارگر‌های پالایشگاه ایستاده و جلویش چند هندوانه است. سلام دادم و گفتم: هندوانه‌هایت فروشی است؟ پرسید: رزمنده هستی؟ گفتم: نه ما جهادی هستیم. خندید و گفت: خب شما هم رزمنده‌ای دیگر. ما برای رزمنده‌ها چیز بهتری داریم. کنار مغازه‌اش یک چادر بزرگ بود که از زیر آن یک هندوانه بزرگی درآورد. با تعجب پرسیدم: این هندوانه را از کجا آورده‌ای؟ گفت: قصه‌اش دراز است. بعد تعریف کرد که او و پدرش خان میرزا برای آوردن هندوانه‌ها از آبادان پیاده ۴۰ کیلومتر تا چوئبده می‌روند. آنجا در صف می‌ایستاد تا یکی دو روز بعد نوبتشان برسد و همراه سایر مردم با لنج به بندر امام منتقل شوند. از آنجا هم به اصفهان می‌روند و بهترین هندوانه‌ها را می‌خرند. بعد هندوانه‌ها را با کامیون دوباره به بندر امام منتقل می‌کنند. دوباره یکی دو روزی در صف می‌ایستند تا نوبتشان برسد و با لنج برگردند. یکی، دو روزی روی آب می‌مانند و از هجوم هواپیما‌ها و به گل نشستن‌ها جان به در می‌برند تا اینکه به چوئبده برسند. چون آن زمان ماشین سخت پیدا می‌شد مدتی صبر می‌کردند تا ماشینی گیرشان بیاید و هندوانه‌ها را به آبادان منتقل کنند.

حسن به اینجای حرفش که رسید گفت: ارشدی می‌دانی چرا این کار را می‌کنیم؟ گفتم نه. گفت: ما این‌ها را می‌بریم بیمارستان شرکت نفت به مجروحان می‌دهیم تا بخورند و جگرشان حال بیاید. حکایت حسن که تمام شد، پیش خودم گفتم: ارشدی خاک برسرت که اسم خودت را رزمنده گذاشته‌ای. گفتم: حسن اگر ۸۰۰ سال سابقه جبهه به من بدهند، حاضر نیستم این کاری که تو و پدرت انجام می‌دهی را انجام بدهم. چند روز بعد رفتم سراغش دیدم مغازه‌اش خمپاره خورده و از بین رفته است. در بیمارستان شرکت نفت پیدایش کردم. تمام صورتش باندپیچی شده بود جز پیشانی‌اش که احساس می‌کردم از آن نوری ساطع می‌شود. خم شدم پیشانی‌اش را بوسیدم و حالش را پرسیدم، گفت: ارشدی خوبم. گفتم: ان‌شاءالله هرچه زودتر خوب می‌شوی. گفت: هرچه خدا بخواهد همان می‌شود. بعد ازظهر همان روز حسن شهید شد و من هرگز حتی نام فامیلش را متوجه نشدم. همیشه در تعریف خاطر‌اتم از او با عنوان حسن هندوانه‌فروش یاد می‌کنم. او که نه سپاهی بود، نه ارتشی و نه بسیجی. یک سرباز گمنام وطن بود.
   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
   تلنگر  
  تردد دیپلمات‌های ایرانی در نیویورک محدود شد

  خودتان عنوان ۲۳ تیر را تغییر دهید +عکس

  تنها درخواست مردم مهران

  چند نکته از روزنوشتهای یک شهید

  تظاهرات گسترده در عراق در اعتراض به سیاست های خصمانه آمریکا علیه ایران

  جنگ بعدی ۷ دقیقه است

  عکس/ استراحت جهادی

  عکس/ ایستگاه جانبازی

  کربلای جبهه‌ها یادش بخیر

  عقب‌نشینی شاه بحرین از لغو تابعیت صدها بحرینی

  وقت کشی اشغالگران بی فایده است

  سیاست ضد ایرانی نخ نما شده واشنگتن

  هلی‌برن نیروهای آمریکایی در عراق

  یک کشته و 28 زخمی در انفجار در نزدکی نیروهای حامی ترکیه در شمال سوریه

  پامپئو: ایران مقصر جنگ یمن است!

  می‌بینی ماریه؟

  حشد شعبی: با قدرت در نوار مرزی عراق مستقر هستیم

  تصاویری از خسارت سیلاب در دمشق

  پایان مهلت خروج تروریست‌ها از منطقه عاری از سلاح ادلب

  آقایان مسئول! برای این واردات یقه پاره کنید/ ۳۷ درصد اقلام وارداتی از آمریکا شامل کالاهای مصرفی نظیر رژلب و کود حیوانی+ نمودار

 
 
   پربحث ترین مطالب  
  حج یک کار سیاسی است اما این کار عیناً همان تکلیف دینی است/ دفاع و حمایت از مظلومین دنیای اسلام مثل یمن یک کار سیاسی است
26 نظر (فعال: 20 ، در صف انتشار: 3، غیر قابل انتشار: 3)
    انتصاب جانشین رئیس ستادکل نیروهای مسلح و رئیس سازمان بسیج مستضعفین
12 نظر (فعال: 11 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 1)
  تداوم حمله اصلاحات به محور مقاومت
13 نظر (فعال: 10 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 3)
    «آرش» ایرانی دوباره به کمک صیانت از مرزهای ایران آمد
10 نظر (فعال: 9 ، در صف انتشار: 1، غیر قابل انتشار: 0)
  فرمول سازی غلبه بر دشمن در همه سناریوها توسط سپاه/ راز تخریب قرارگاه خاتم از قول سردار سلامی
8 نظر (فعال: 8 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    گرانی ها تقصیر قاسم سلیمانی و مدافعان حرم است!
8 نظر (فعال: 8 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
  شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه به خاطر تقلب در انتخابات بود؟
8 نظر (فعال: 8 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    انتصاب سه عضو فقهای شورای نگهبان برای یک دوره جدید
9 نظر (فعال: 6 ، در صف انتشار: 3، غیر قابل انتشار: 0)
  جمهوری اسلامی ایران، دزدی دریایی انگلیس خبیث را بی جواب نمی گذارد
14 نظر (فعال: 6 ، در صف انتشار: 4، غیر قابل انتشار: 4)
    سید حسن نصرالله از چه منطقه‌ای‌ برای جنگ سخن گفت؟
5 نظر (فعال: 5 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
 
   اخبار عربی  
  السلطات السعودیة تمتثل لقرار واشنطن فیما خصّ حظر السفر.
    للمرة الثانیة...فبرایر الماضی الأشد حرّاً على الإطلاق.
  حالتا زواج کل دقیقة فی هذا البلد العربی.
    ضمان هواتف آبل من 60 یوم الى سنة کاملة.
  روسیا تبحث مع اندونیسیا عقد لتورید غواصتی " فارشافیانکا"
    علماء اوکرانیون یبتکرون دواء للقضاء على السرطان.
  أبرز التطورات على الساحة السوریة 21/3/2017
    أغلى الماسة للبیع.
  الیابان تؤکد مشارکتها فی مناورات بحریة کبرى فی المحیط الهادئ.
    أفضل معلمة فی العالم ...کندیة.
  العثور على کنز فی نهر بالصین.
    الوکالة الدولیة للطاقة الذرّیّة تعلن عن زیادة کوریا الشنالیة لقدراتها النوویة بشکل نشط.
  تقنیة "لای_فای" بسرعة تفوق "وای_فای" ب 100 مرّة.
    حقائق صادمة عن شرب المیاه مع اللیمون.
  الهیئة الروسیة للتعاون الفدرالی لا تؤکد تسلیم الصین لمنظومات اس-400.
    7 علامات تدل على إصابتک بانهیار عصبی.
  دراسة تکشف أصح قلوب فی العالم.
    الجیش السوری یحبط هجوماً جدیداً للنصرة و فیلق الرحمن شرق دمشق.
  وزیر الطاقة اللبنانی للمیادین نت: لبنان لن یتراجع عن حقوقه النفطیة مهما کانت التهدیدات.
    بریطانیا تعلن عملیّة بدء الخروج من الإتحاد الاوروبی فی 29 آذار.
  الإمام الخامنئی یسمّی العام الإیرانی الجدید ب" الإقتصاد المقاوم...الإنتاج و فرص العمل."
    موقع والاه: الأسد یحاول تغییر قواعد اللعبة بمواجهة إسرائیل.
  هآرتس: قدرة المناورة الإسرائیلیة على الحدود مع لبنان و سوریا تتراجع.
    ماهی طائرة التجسس الصهیونیة 'سکای لارک' التی أسقطها الدفاع الجوی السوری فی ریف القنیطرة?
  قائد سرایا عاشوراء کاظم الجابری ل"العهد": الحسم النهائی لمعرکة الموصل بات وشیکاً جدّاً.
    الجیش السوری یسقط طائرة استطلاع إسرائیلیة فوق القنیطرة.
  الأف بی آی تؤکّد رسمیّاً التحقیق فی التدخّل المزعوم لروسیا فی الإنتخابات الامیرکیة.
    15 شهیداً على الأقل بانفجار سیارة مفخّخة فی بغداد.
  ترامب یلتقی العبادی: کان علینا ألّا ننسحب من العراق.
    إجتماع فی روما بشأن خطّة لوقف تدفّق المهاجرین من لیبیا.
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© شهیدخبر 1390
info@shahidnews.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار
  آفات همنشینی و دوستی در کلام امام هادی(ع)