خانه   |  ارتباط با ما   |  جستجو    RSS   |  ارسال خبر   |  پیوندها   |  درباره ما  
  تازه ها:  
   سیاست  
  حصربازی آقای مشاور پاسخ بی‌کفایتی اقتصادی نیست
  ایده‌ای برای دفاع از فقه و نظام و نه تضعیف آن
  سردار در تهران، شایعه دستگیری در دبی! +تصاویر
  اگر رئیس‌جمهور کاره‎ای نیست چرا در انتخابات تبلیغات می‌کنید؟
  نماینده‌ای که با چند پیامک بترسد، به درد مجلس نمی‌خورد
  مخاطبان «بایدهای» «رهبر انقلاب» چه افرادی هستند؟
  موش صفتان جامعه از دید آیت الله جوادی
  اعترافات شکنجه‌گر ساواک از روابط با اسرائیل
  روحانی: حضور بسیج در 8 سال دفاع مقدس از نمادهای مهم اثربخش بودن روحیه انقلابی است
  هدف برجام موشکی است
  آقای روحانی FATF نه دوقطبی می‌خواهد نه توهین؛ تضمین بدهید
  دختر خیابان انقلاب از پارلمان کانادا سر درآورد +تصاویر
  نماینده مجلسی که فرق کولبر و تروریست را نمی‌داند!
  بازی سازش محکوم به شکست است
  ظریف از توافقات طرف های یمنی در سوئد استقبال کرد
   بهبود صادرات نفت پس از 13 آبان
  شناخت و اقدام همه جانبه؛ لازمه مقابله با تروریسم
  کارگردان اسرائیلی به تلویزیون ایران پناه آورد
  دیدار دست‌اندرکاران کنگره شهدای استان خراسان جنوبی با رهبر انقلاب
  شهدا امروز نیز با هویت و معنویت خود از کشور و اسلام دفاع می‌کنند/ دفاع مقدس تمام‌شدنی نیست
  ۲راهی غلط آقای رئیس‌جمهور
  آمریکا با قلدری سعی در دیکته کردن تحریم‌ها به ایران دارد
  برای FATF چک بی‌محل نکشید
  وعده ارزانی 20 درصدی با FATF
  مهمترین دستاورد نظام از دید رئیسی
  واکنش ایران به بیانیه شورای همکاری خلیج فارس
  قتل عام یمن نماد حقوق بشر آمریکایی است
  روحانی: شما اسلام می‌فهمید؟!
  خبری از گشایش درباره حصر سران فتنه نیست
  اغتشاشات دی ماه می‌تواند کار نهادهای امنیتی باشد!
- اندازه متن: + -  کد خبر: 193093صفحه نخست » شهدا،جانبازان وایثارگراندوشنبه، 21 اسفند 1396 - 10:10
آخرین ساعات زندگی فرمانده لشکر عاشورا
آخرین ساعات زندگی فرمانده لشکر عاشوراشهیدخبر: مهدی باکری در حالی که مشغول خواندن دعا بود، حرف مرا رد کرد. دوباره اصرار کردم. برگشت و گفت: مگر عقلت را از دست داده‌ای؟ از اینجا کجا برگردم ؟!
  

مهدی باکری به تاریخ 30 فروردین 1333 در روستای «قوشاچای» (از توابع «میاندوآب») به دنیا آمد. از دانشگاه تبریز شد و در رشته مهندسی مکانیک شروع فارغ التحصیل شد. در حین تحصیل خبر شهادت برادرش، «علی باکری» را در زندان رژیم پهلوی به وی دادند. وی پس از پیروزی «انقلاب اسلامی» مدتی  شهردار ارومیه بود. با آغاز جنگ به سپاه پاسداران پیوست و تا زمان شهادتش،‌جبهه های نبرد را رها نکرد. وی در زمان شهادت فرماندهی لشکر31 عاشورا را بر عهده داشت.

آن چه پیش رو دارید، روایتی است از آخرین ساعات زندگی شهید مهدی باکری که توسط یک شاهد عینی بیان شده است:

24اسفند 1363 - شب پنجم از «عملیات بدر»

ساعت 00:7 صبح بود که تیم تخریب و نیروهای گردان امام حسین(ع) محاصره شدند. در همین حال، نیروهای مستقر روی پل اتوبان پشت سر هم بی سیم می زدند و می گفتند:« ما از چهار طرف، زیر آتش قرار گرفته ایم».
برادر باکری که امروز صبح، برای ارزیابی وضعیت نیروهای روی پل به نزدیکی آن رفته بود [از مقر فرماندهی در خطوط عقب] درخواست کرد که یک تیم تخریب دیگر بفرستند تا پل را منفجر کنند. فرماندهی همچنین، از نیروهای مستقر روی پل می خواهد که آنجا را ترک کرده و به سمت حریبه عقب بکشند.
هواپیما و توپخانه دشمن محل تجمع نیروها را زیر آتش گرفتند و تنها پل پیاده رو که روی دجله بود، بر اثر بمباران هواپیما منهدم شد و نیروها در غرب دجله کنار حریبه ماندند تا تیم تخریب بیاید و پل اتوبان را منهدم کند.
چند دقیقه بعد، دومین تیم تخریب با قایق به آنجا رسید و مهمات و مینها را تخلیه کردند، اما به دلیل نیاوردن کامل وسایل مورد نیاز و شدت آتش دشمن نتوانستند کاری انجام دهند. در نتیجه، به ناچار با به جا گذاشتن وسایل تخریب، زخمیها را برداشته و به عقب برگشتند. نزدیک ساعت 00:8 صبح، تیپ احمدبن موسی(ع) محل خود را ترک و عقب نشینی کرد و 30 دقیقه بعد به فرمانده لشکر [31 عاشورا] خبر شهادت فرمانده گردان امام حسین(ع) (برادر اصغر قصاب) را اعلام می کنند.
ساعت 00:9 صبح اعلام کردند که تیپ قمر بنی هاشم(ع) نیز عقب آمده است. در سمت جنوب خطوط عملیاتی، نیروهای لشکر8 نجف تا ظهر در کنار پل ابوعران ماندند و نیروهای گردان سیدالشهدا(ع) از لشکر 31 عاشورا نیز به درگیری خود با دشمن ادامه دادند. آنها حدود ساعت 00:11 صبح، در روستای حریبه، هشت تن از عراقیها را اسیر کردند. فرمانده گردان سیدالشهدا(ع) همراه با حدود دوازده نفر به برادر باکری در قسمت شمالی حریبه در کنار دجله ملحق می شود و یکی دو ساعت پس از آن، تانکهای دشمن پاتک خود را آغاز کردند. برادر نظمی در مورد آن گفت:
«من به علت خستگی زیاد خوابم گرفت . چند دقیقه بعد با صدای بلند برادران که می گفتند: تانک ! تانک ! از خواب پریدم . دیدم نفربرهای دشمن به سرعت حریبه را دور می زنند و از آنجا هم در حال رسیدن به سیل بند مقابل ما بودند. با این حرکت دشمن ، محاصرهِ ما حتمی بود. در این گیرودار، تعدادی از برادران روحیهِ خود را باخته بودند و [به زحمت ] جلوی آنها را گرفتیم ».

آخرین ساعات زندگی فرمانده لشکر عاشورا
نفر اول از چپ: شهید مهدی باکری

 

فرمانده با مشاهده تانکها و نفربرهای دشمن ، پی در پی توصیه های لازم در مورد نحوه آرایش و مقابله با دشمن را به برادران گوشزد می کرد. آنان با جمع آوری باقی مانده موشکهای آر.پی .جی بی باکانه به شکار نفربرهایی پرداختند که به چهل تا پنجاه متری نیروها نزدیک شده بودند. برادر نظمی گفت:
«چند موشک آر.پی. جی به نفربرهایی که در چهل پنجاه متری ما بودند شلیک کردیم. با شعله ور شدن آنها، افراد داخلشان بیرون ریختند و پا به فرار گذاشتند که برادران از پشت سر آنها را می زدند. بقیهِ آنها هم با دیدن این صحنه عقب نشینی کردند».(ف.ا.ر.س.ن.ی.س)


*پاتک دوم و غروب خورشید عاشورا

پس از دفع نخستین پاتک دشمن ، برادر مهدی باکری کوشید که برادران تا شب مقاومت کنند تا با استفاده از تاریکی شب پل را منهدم کنند، آنان نیز حرف او را تأیید و برای ایستادگی آمادگی خود را اعلام کردند. ساعت 30:14، به فرمانده لشکر خبر دادند که دشمن از پل گذشته و وارد حریبه شده و از دشت باز مقابل قسمت کیسه ای دجله (نرسیده به گلوگاه)، دست به پاتک زده است.
سماجت دشمن در تداوم پاتک موجب شد که سیل بند مقابل فرماندهی از نیروی خودی خالی شود و به دست دشمن بیفتد. بدین ترتیب، نیروهای خودی در داخل شهرک و پشت سیل بند درحالی که محاصره شده بودند، با دشمن مقابله کردند. به دلیل تنگ تر شدن محاصره، برادر نظمی به برادر باکری گفت: < شما بروید عقب، ما اینجا هستیم> ، اما برادر باکری پاسخ داد: < ما می خواهیم بجنگیم، چگونه برگردیم عقب، مسئله اسلام در میان است> . این پاسخ برادر نظمی را قانع نکرد و وی به خود جرئت داد به خشابهایی که برادر باکری پر می کرد، ضربه زد و آنها را به زمین ریخت، اما برادر مهدی به او گفت:
«خدا که هست، تو چه می گویی؟ همین جا، خواهیم جنگید و عقب نخواهیم رفت».
با آمدن دشمن روی سیل بند، محاصره نیروهای خودی کامل و نبرد تن به تن آغاز شد. برادر کاملی بی سیم چی برادر باکری می گوید:
«ما هرچه به برادر باکری اصرار کردیم که برگردد، نپذیرفت. به او گفتم از حبیب (اسم رمز قرارگاه) می گویند: شما بر گردی عقب ، اما او نپذیرفت و به کلی خودش را از بی سیم دور کرد. از طرف دیگر، برادران [قرارگاه] از پشت بی سیم به من می گفتند: حتی اگر می توانید دست و پای او را ببندید و بیندازیدش داخل قایق و او را بکشید بیاورید عقب . من رفتم پیش او گریه کردم و قسمش دادم؛ برادر قمرلو (...) نیز خیلی به او اصرار کرد، اما او به عقب برنگشت و به من گفت: شما روی سیل بند آتش کنید تا من بروم این نارنجکها را بیندازم پشت آن . ما این کار را کردیم و او رفت نارنجکها را پرتاب کرد و برگشت. دوباره گفت: برو به خمپاره اندازهایمان بگو آتش بریزند . این کار را انجام دادم و برگشتم پیش او، بار دیگر گفت: برو به برادرانی که روی تپه کنار حریبه هستند بگو خودشان را بکشند به سینه تپه و سرها را پایین بیاورند که خطرناک است ؛ دستورش را انجام دادم و برگشتم. این بار، گفت: از پشت بی سیم نیروی کمکی بخواه . رفتم با بی سیم درخواست نیرو کردم و تا آمدم کنار او، خطاب به من گفت: نمی دانم نیروهای برادر جمشید نظمی در چه حالی هستند، برو خبری از آنها بیاور (آنها در چند متری برادر باکری قرار داشتند).
همین که رفتم دنبال آنها پس از چند دقیقه، دیدم یک قایق روی دجله در حال حرکت است که برادر قمرلو هم سوار آن بود، در همین لحظه، آتش آر.پی.جی، که قایق را نشانه رفت، توجه مرا به خود جلب کرد. کمی بعد از آن فهمیدم برادر باکری زخمی شده و وی را به آن قایق برده بودند که دشمن آن را به آتش کشید و برادر باکری به شهادت رسید».
برادر قمرلو، فرمانده گردانی که در همان روز سازمان دهی شده و همراه شهید باکری در آن قایق بود، می گوید:
«در سیل بند که بودیم دشمن تا بیست متری روی سیل بند رسید و من به برادر باکری گفتم: به خاطر اسلام شما برگردید، هرچند شما به شهادت علاقه دارید و می خواهید به لقاءالله برسید، اما اسلام به شما احتیاج دارد. خواهش می کنم بروید عقب ما اینجا هستیم، بر اثر اصرار زیاد من که تا حد گریه کردن رسیده بود، گفت: برو برادر تندرو (سکان دار تنها قایق باقی مانده در پشت خط) را بیاور سوار قایق کن. او زخمی شده است .
رفتم او را آوردم داخل قایق، برادر باکری هم رفت و سوار قایق شد. آن را روشن کرد و چند لحظه توی فکر رفت و به نقطه ای خیره شد!
پس از این حالت، قایق را خاموش کرد و دوباره آمد پایین هرچه مدارک در جیب داشت درآورد، نقشه و دفترچه یادداشت و دیگر مدارک را پاره کرد و به داخل دجله انداخت و به ما گفت: هر کس نارنجک دارد بیندازد!
خودش یک نارنجک را به پشت سیل بند انداخت و چند نفر از عراقیها را به درک واصل کرد و برگشت. سپس، با خوشحالی به خواندن دعا و گهگاهی هم سرود مشغول شدند برادران را به مقاومت، دعا خواندن و سرودخوانی تشویق کرد. گاهی تکبیر می گفت، لحظاتی امام زمان(عج) را صدا می زد، خیلی چابک شده بود. زیاد هم از خودش مواظبت نمی کرد! انگار می دانست که شهید خواهد شد.
بیشتر برادران در حال زدن آر.پی.جی بودند، در این لحظه، تیری به کلاه کاسک من خورد و ترکشی هم به بدنم اصابت کرد که البته، تأثیر چندانی نداشت به او گفتم: برادر مهدی انگار که من تیر خوردم ، او آمد پیش من و آر.پی.جی را از من گرفت و گفت: تو تیراندازی کن .
چند لحظه گذشت، رفتم آر.پی.جی را دوباره گرفتم و گفتم: شما نقطه ای که ما را اذیت می کنند، زیر آتش بگیرید تا من یک موشک به آن بزنم . پس از شلیک آن، دومی را که آماده می کردم به او گفتم: ما دشمن را زیر آتش می گیریم شما خودتان را بکشید عقب به هر نحو که شده به عقب برگردید . او در حالی که مشغول خواندن دعا بود، حرف مرا رد کرد. دوباره به او اصرار کردم. برگشت و گفت: تو مگر عقل خود را از دست داده ای؟ از اینجا کجا برگردم ؟!
در حین درگیری، برادرانی که زخمی می شدند، آنها را به داخل قایق می بردیم، برادر باکری کنار من نشسته بود و تیراندازی می کرد. یک دفعه در بین ذکرهایی که می گفت ناله ضعیفی کشید و به رو به زمین دراز کشید، با عجله او را برگرداندم و در بغل گرفتمش دیدم که از پیشانی او خون بیرون می آید. هرچه او را صدا زدم، بوسیدم، پاسخی نشنیدم، فقط نگاهم می کرد. قایق را روشن و او را به آنجا منتقل و با عجله به طرف نیروهای خودی در شرق دجله حرکت کردیم. دشمن قایق را زیر رگبار گرفته بود، به طوری که آن را سوراخ، سوراخ کرد، اما تیری به ما اصابت ننمود، در همین حال، یکی از افراد دشمن کنار دجله آمد و با شلیک موشک آر.پی.جی موتور قایق را نشانه گرفت که به علت وجود بنزین در موتور قایق و داخل خود قایق باعث اشتعال آن شد. آتش به سرعت همه قایق را در برگرفت، ما که بر اثر اصابت ترکش به داخل آب پرتاب شده بودیم، با یک دنیا غم و درد سوختن برادر باکری و دیگر مجروحان را مشاهده کردیم، در حالی که نمی توانستیم کاری انجام دهیم. بر اثر اصابت موشک، قایق به سمت شرق دجله حرکت داده شد و در نقطه ای کنار خشکی توقف کرد.
به دلیل آتش دشمن از سمت غرب دجله، نتوانستیم کنار قایق برویم. شب هنگام به آن سمت رفتیم، اما متأسفانه، هیچ اثری از شهید باکری و دیگران نبود».

آخرین ساعات زندگی فرمانده لشکر عاشورا
تشییع نمادین حجله شهید مهدی باکری

   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظرات کاربران: 8 نظر (فعال: 7 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 1)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
ناشناس
| 1396/12/21 - 11:40 |     0     0     |
از شهید مهدی باکری خاطرات متعددی روایت شده است. یکی از این خاطرات مربوط به زمان شهادت برادرش حمید است. چرا که در عملیات خیبر به مهدی باکری خبر داده شد؛ برادرت شهید شده‌است و می‌خواهیم پیکرش را برگردانیم. ولی مهدی اجازه نداد و از پشت بی‌سیم این جمله تاریخی را به زبان آورد: «همه آن‌ها برادرای من هستند اگر توانستید همه را برگردانید حمید را هم بیاورید».

ناشناس
| 1396/12/21 - 21:09 |     0     0     |
خودشون که ادمهای خوبی بودن و خدا خریدشون اما فرزندانشون و همسراشون اکثرا تو راه اینها نیستن

ناشناس
| 1396/12/22 - 11:05 |     0     0     |
شهیدان، نه قهرمانان افسانه ای، که جوانان و نوجوانانی از میان ما بودند. مردان و زنانی مثل خودِ ما که شاید مثل ما، راحتی را، امینت را، رفاه را و آسودگی را دوست می داشتند، ولی آنچه آنان را به جبهه نبرد با دشمن کشانید تا آن همه ایثارگری را به تصویر بکشند، یک آرمان بود.

ناشناس
| 1396/12/22 - 12:21 |     0     0     |
روحشون قرین رحمت عجب اعجوبه هاییو از دست دادیم

ناشناس
| 1396/12/22 - 21:51 |     0     0     |
ما همه افق های معنوی انسانیت را در شهدا تجربه کرده ایم. ما ایثار را دیدیم که چگونه تمثّل می یابد، عشق را هم، امید را هم شجاعت را هم و... همه آنچه را که دیگران جز در مقام لفظ نشنیده اند، ما به چشم دیدیم... آنچه را که عرفای دلسوخته حتی بر سر دار نیافتند، ما در شب های عملیات آزمودیم. ما عرش را دیدیم، پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند

حسن
| 1396/12/23 - 11:37 |     0     0     |
کاش برمیگشتید و نمی جنگیدید. تخم کینه رو کاشتید شماها.

ناشناس
| 1396/12/23 - 13:14 |     0     0     |
روحشون شاد. همینو میتونم بگم که شرمندشونیم


نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
   تلنگر  
  پامپئو: ایران مقصر جنگ یمن است!

  می‌بینی ماریه؟

  حشد شعبی: با قدرت در نوار مرزی عراق مستقر هستیم

  تصاویری از خسارت سیلاب در دمشق

  پایان مهلت خروج تروریست‌ها از منطقه عاری از سلاح ادلب

  آقایان مسئول! برای این واردات یقه پاره کنید/ ۳۷ درصد اقلام وارداتی از آمریکا شامل کالاهای مصرفی نظیر رژلب و کود حیوانی+ نمودار

  همانطور که انرژی هسته ای را دادند، می خواهند موشک ها را هم بدهند/ ۲۰ بار وصیت نامه نوشتم و الان هم در خطر هستم

  شبکه عنکبوتی تونل‌سازان در سوریه بالاخره به بن‌بست رسید

  فرزند جانبازی که رو پای خود ایستاد

  دلنوشته ای به شهید فدایی حضرت زهرا(س)

  فرزند جانبازی که با شهادت از میان ما پر گشود

  «توبه نامه 62 بندی» دانش آموز شهید، سرلوحه جویندگان حق

  محمد مهدی همت و یک عکس تاریخی

  هیچ لکه ایی بر گردن شهید نمی نشیند جز لکه ایی از جنس ماه

  فوتوتیتر/ خدا می‌داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست

  عاشقانه‌های یک همسر جانباز اعصاب و روان

  شرط شهید شدن از نظر حاج قاسم

  فوتوتیتر/ اهمیت فضای مجازی به اندازه اهمیت انقلاب اسلامی است

  ظهور محقق نمی شود مگر با بارها آزمایش

  به همین سادگی و صراحت

 
 
   پربحث ترین مطالب  
  تحریم ملت ایران شکست می خورد/ قطعاً مردم یمن و انصارالله پیروز خواهند شد
38 نظر (فعال: 33 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 5)
    خبری شده است؟
25 نظر (فعال: 21 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 4)
  همان‌طور که شهدایتان به کشور، نظام و اسلام خدمت کردند، شما هم خدمت کنید 
17 نظر (فعال: 17 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    واگذاری بیمه تکمیلی ایثارگران به نفع ایثارگر است؟
25 نظر (فعال: 17 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 8)
  واگذاری بیمه تکمیلی به دستگاه‌های اجرایی به خواست بنیاد شهید نبوده است
14 نظر (فعال: 13 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 1)
    شکار بزرگ سپاه و دستیابی به پهپاد ریپر و موشکهای پیشرفته
12 نظر (فعال: 12 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
  نظر رهبرانقلاب درباره قانون منع بکارگیری بازنشستگان/ این قانون حلقه بسته مدیریتی را برای جوان‌ها می‌گشاید
13 نظر (فعال: 12 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 1)
    تست موشک‌ها را ادامه می‌دهیم
12 نظر (فعال: 11 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 1)
  پایگا‌ه‌های آمریکایی اطراف ایران زیر بُرد موشکی سپاه/ دقت در حوزه موشکی را مدیون رهبری هستیم
9 نظر (فعال: 9 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    دل‌آزردگی خانواده‌های شهدا از تدفین یک مسئول در گلستان شهدا
13 نظر (فعال: 9 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 4)
 
   اخبار عربی  
  السلطات السعودیة تمتثل لقرار واشنطن فیما خصّ حظر السفر.
    للمرة الثانیة...فبرایر الماضی الأشد حرّاً على الإطلاق.
  حالتا زواج کل دقیقة فی هذا البلد العربی.
    ضمان هواتف آبل من 60 یوم الى سنة کاملة.
  روسیا تبحث مع اندونیسیا عقد لتورید غواصتی " فارشافیانکا"
    علماء اوکرانیون یبتکرون دواء للقضاء على السرطان.
  أبرز التطورات على الساحة السوریة 21/3/2017
    أغلى الماسة للبیع.
  الیابان تؤکد مشارکتها فی مناورات بحریة کبرى فی المحیط الهادئ.
    أفضل معلمة فی العالم ...کندیة.
  العثور على کنز فی نهر بالصین.
    الوکالة الدولیة للطاقة الذرّیّة تعلن عن زیادة کوریا الشنالیة لقدراتها النوویة بشکل نشط.
  تقنیة "لای_فای" بسرعة تفوق "وای_فای" ب 100 مرّة.
    حقائق صادمة عن شرب المیاه مع اللیمون.
  الهیئة الروسیة للتعاون الفدرالی لا تؤکد تسلیم الصین لمنظومات اس-400.
    7 علامات تدل على إصابتک بانهیار عصبی.
  دراسة تکشف أصح قلوب فی العالم.
    الجیش السوری یحبط هجوماً جدیداً للنصرة و فیلق الرحمن شرق دمشق.
  وزیر الطاقة اللبنانی للمیادین نت: لبنان لن یتراجع عن حقوقه النفطیة مهما کانت التهدیدات.
    بریطانیا تعلن عملیّة بدء الخروج من الإتحاد الاوروبی فی 29 آذار.
  الإمام الخامنئی یسمّی العام الإیرانی الجدید ب" الإقتصاد المقاوم...الإنتاج و فرص العمل."
    موقع والاه: الأسد یحاول تغییر قواعد اللعبة بمواجهة إسرائیل.
  هآرتس: قدرة المناورة الإسرائیلیة على الحدود مع لبنان و سوریا تتراجع.
    ماهی طائرة التجسس الصهیونیة 'سکای لارک' التی أسقطها الدفاع الجوی السوری فی ریف القنیطرة?
  قائد سرایا عاشوراء کاظم الجابری ل"العهد": الحسم النهائی لمعرکة الموصل بات وشیکاً جدّاً.
    الجیش السوری یسقط طائرة استطلاع إسرائیلیة فوق القنیطرة.
  الأف بی آی تؤکّد رسمیّاً التحقیق فی التدخّل المزعوم لروسیا فی الإنتخابات الامیرکیة.
    15 شهیداً على الأقل بانفجار سیارة مفخّخة فی بغداد.
  ترامب یلتقی العبادی: کان علینا ألّا ننسحب من العراق.
    إجتماع فی روما بشأن خطّة لوقف تدفّق المهاجرین من لیبیا.
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© شهیدخبر 1390
info@shahidnews.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار