خانه   |  ارتباط با ما   |  جستجو    RSS   |  ارسال خبر   |  پیوندها   |  درباره ما  
  تازه ها:  
   سیاست  
  سوءاستفاده خوب منافقین از اظهارات آقای وزیر +تصاویر
  جامعه اهل سنت گروگانگیری مدافعان امنیت را محکوم می کند
  سازوکار پیچیده خروج ایران از لیست سیاه FATF
  ممنوعیت تردد زائران بدون گذرنامه در مرزهای سه‌گانه
  لایحه FATF چگونه در شورای نگهبان بررسی می‌شود؟
  امیرعبداللهیان: قیافه ترامپ پس از ١٣ آبان دیدنی است
  تا ما را خلع سلاح نکنند دست نمی‌کشند
  سو استفاده شبکه منافقین از سخنان آقای وزیر
  چک لیست 400 راهکار ضد تحریمی تدوین شد
  در چارچوب قوانین در زمینه FATF حرکت خواهیم کرد
  این چراغ به خانه رواست!
  راز گستاخی دشمن 
  علت تشدید اتهامات آمریکا علیه ایران
  اروپا با چه زبانی بگوید مقابل ماست نه پشت ما؟
  مشکلات کشور و داروی تقلبی اصلاحاتچی ها
  تخریب فرمانده دفاع مقدس، برنامه‌‌ای از پیش تعیین شده
  آیا الحاق ایران به FATF منجر به لغو تحریم‌ها می‌شود؟
  ترسیم الگوی پیشرفت ایران برای پنجاه سال آینده
  الحاق ایران به FATF منجر به لغو تحریم‌ها می‌شود؟
  محکوم شدن پروانه سلحشوری با شکایت ناجا
  فعال اصلاح طلب: امام حسین(ع) اسطوره‌ای رنگ باخته است!
  مشاور روحانی: منتقدان، بی‌سواد، کج‌فهم، نفرت‌پراکن و پرچمدار خشونت هستند
  سکوت سینه‌چاکان FATF در قبال پرونده رشوه سنگین توتال
  رهبر انقلاب از مواضع خود درمورد پیوستن به کنوانسیون‌ها عدول نکرده‌اند
  لبخند گرگ
  ۱۲ بسته دولت برای خنثی سازی تحریم‌های آمریکا
  التماس زشت
  علیزاده نفوذی یا رویش انقلاب؟
  کدام نمایندگان به FATF رای مثبت دادند
  وظیفه‌ رهبری چیست و سازوکار حکومتداری او چگونه است؟
- اندازه متن: + -  کد خبر: 185902صفحه نخست » ورزشی ،فرهنگی وهنریپنجشنبه، 21 دی 1396 - 15:00
جاده‌ای که با خون دل و خون شهدا ساخته شد
شهیدخبر: جاده شلمچه، جاده حیاتی بود. دشمن هم این قضیه را می‌دانست؛ به همین دلیل تا قبل از این‌که جزیره «بوارین» سقوط کند، با تانک، جاده را می‌زد و جلوی کار را می‌گرفت.
  

کتاب «عبور از رمل» به قلم «محمد مهدی عبدالله زاده» به رشته تحریر در آمده و توسط اداره‌کل حفظ اثار و  نشر ارزش‌های دفاع مقدس سمنان منتشر شده است.

این کتاب شامل خاطرات حاج «ابوالفضل حسن بیکی» فرمانده قرارگاه حمزه سیدالشهداء (ع) جهادسازندگی است. وی به جهت حضور مستمر در خط مقدم و شرکت در جلسات فرماندهان جنگ، خاطراتی شنیدنی از نقش مهندسی رزمی در دفاع مقدس بیان کرده است.

خاطره زیر برگرفته از این مجموعه در خصوص عملیات «کربلای ۵» است.

جاده شلمچه

گردان‌های «رسول اکرم (ص)» دامغان، «امام حسین (ع)» شاهرود، اراک، قم، یکی از گردان­‌های خراسان و یکی از گردان‌های اصفهان پای کار بودند. آقای «نبی ­زاده» هم جانشین من در قرارگاه عملیاتی بود.

بیشترین حساسیت آقای «عزیز جعفری» فرمانده قرارگاه نجف این بود که جاده احداث و به عقبه وصل شود. مأموریت قرارگاه کربلا این بود که به داخل جزایر «بوارین»، «ماهی» و «ام­‌الرصاص» برود. تجربه‌ای هم از عملیات «والفجر ۸» داشتیم که با بستن نهر «خیِّن»، می‌توان جاده‌ای هم از آن طرف باز کرد.

دشمن بیش از گذشته روی جاده شلمچه تمرکز کرده بود. می‌دانست اگر این جاده ساخته نشود، حتی اگر نیرو­های رزمنده ما تا کنار بصره هم بروند، نمی‌توانند از عقبه محکمی برخوردار باشند و باید برگردند، زیرا در برابر فشار‌های بعدی، نمی­‌توانند منطقه تصرفی را نگه دارند. در صورتی که راه نباشد، لودر‌ها و بولدوزر نمی‌توانند بروند و خاکریز بزنند. تانک هم نمی‌توانست عبور کند. البته از روی دژ عراقی­‌ها یک راه کوچکی هم باز شده بود. باید تعداد زیادی لوله می‌بردیم و آن منطقه را که عراقی­‌ها بریده بودند، از طرف دژ خودمان به سمت دژ عراقی‌ها، یک پل لوله­‌ای می‌زدیم. البته در صورتی که راه باز نمی‌شد، این هم امکان‌­پذیر نبود. مسیر طولانی بود و ارتش عراق نزدیک بود و با تانک می‌­زد.

فکر کردیم برای این‌که آب زودتر پر شود، لوله بیاندازیم و روی لوله خاک بریزیم تا حجم کمتری خاک مصرف شود. در نهایت هم از پل­‌های خیبری استفاده کردند تا خودرو‌های سبک عبور کنند. خلاصه تمام ذهن‌­ها روی این جاده متمرکز بود. از خود آقای «محسن رضایی» که در قرارگاه بود گرفته، تا آقای «هاشمی رفسنجانی» و لشکر‌ها و یگان‌­ها، همواره منتظر بودند که این جاده ساخته شود. این جاده، جاده حیاتی بود. دشمن هم این قضیه را می‌دانست، به همین دلیل تا قبل از این‌که جزیره «بوارین» سقوط کند، با تانک جاده را می‌­زد و جلوی کار را می‌گرفت. پتروشیمی عراق مسلط به جاده بود. دیده‌بان‌های ارتش عراق از بالای پتروشیمی آن‌جا را می­‌دیدند و از آن طریق آتش سنگین توپ‌خانه روی جاده بود. هواپیما­های عراق هم این منطقه را به شدت بمباران می­‌کردند. بعد هم شیمیایی زدند.

پل های خیبری در جاده شلمچه//// اصلاح شد

پس از شروع عملیات، دو سه گردانی که برای این‌جا گذاشته بودیم، خیلی زود همه امکانات‌شان را به کار گرفتند. لشکر‌ها باز تمام توان‌شان را روی این جاده گذاشتند. هلی‌کوپتر‌های ارتش عراق می­‌آمد و از نزدیک منطقه را می­‌زد. البته جاده در تیررس آن‌ها نبود که بتواند دقیق بزند، ولی حجم آتش، موجب اذیت و آزار می‌‎شد. بعداً از بچه­‌های گردان‌­های استان خراسان و اصفهان هم کمک گرفتیم. آن‌ها هم تقریباً همین حالت را داشتند و در مدت بسیار کوتاه با تلفات زیادی مواجه شدند. در نهایت گردان دامغان را مأمور کردیم. از قرارگاه خواستیم تا مأموریت گردان دامغان را که باید به سمت بصره می‌رفت و پشت دجله خاک‌ریز می‌زد، لغو کند تا از آن‌ها در این‌جا استفاده کنیم. وقتی شرایط را گفتیم آن‌ها نیز پذیرفتند. وقتی این پیشنهاد را دادیم، نگرانی قرارگاه این بود که: «این گردان مجهز را گذاشتیم تا در نزدیکی بصره خاکریز بزند؛ ولی شما دارید این‌جا خرجش می‌کنید». اسمش را خرج کردن گذاشتند! گفتیم: «بالاخره این جاده می­‌ماند و هیچ کس دیگر هم نیست که این کار را بکند». حاج «حبیب مجد» فرمانده گردان دامغان، به منطقه توجیه بود. قبل از ورود به عملیات می‌دانست که هر گردانی برای زدن این جاده برود، از بین می‌­رود.

وقتی بچه‌­های خط اول و دوم به پیروزی رسیدند، عراقی­‌ها از دژ مرکزی، دو و نیم تا سه کیلومتر عقب رفتند. آن‌جا غذا و امکانات نبود. همه نان و خرما می‌خوردند. یکی از سنگر‌های عراقی که رویش را با الوار درست کرده بودند، ضدگلوله بود. درب آن هم به طرف قرارگاه دشمن باز می‌­شد. سنگر فرماندهی‌شان بود. در آن‌جا مستقر شدیم تا دو مرتبه سنگر درست نکنیم. البته رو به عراقی‌­ها بود.

پل های خیبری در جاده شلمچه//// اصلاح شد

روز دوم عملیات، کنار دژ عراقی­‌ها داخل کانال ایستاده و آقای «نبی‌­زاده» را توجیه می­‌کردم. منطقه را نگاه می­‌کردیم. پنج شش نفر هم بالای کانال ایستاده بودند. دیدم یک تانک شلیک کرد. آتش تانک را دقیقاًً دیدم. گفتم: «بخوابید». هیچ کس نخوابید. گلوله به بغل دژ خورد و همه‌شان شهید شدند. تیکه پاره شدند. نمی­‌دانم چطور شد که به پایم ترکش خورد. فقط کمی از نرمی پشت پایم ماند. پایم شل شد و افتاد. بلوک‌های سنگر رویم ریخت. من را از زیر بلوک‌ها در آوردند و کشیدند داخل سنگر. احساس کردم پایم قطع شده است. وقتی پوتینم را باز کردند، گفتند پایت قطع نشده و از پشت ترکش خورده است. پایم را نگاه کردم و دیدم وضعش خیلی خراب نیست. داخل کفش پر از خون شده بود. پرستار و دکتر و این چیز‌ها هم نبود. یک امدادگر آمد و بست و کنارش یک تخته گذاشت. جلوی پایم حس داشت، امّا پشت پایم نه. جلوی خون را گرفتند. نمی‌شد منطقه را تخلیه کرد. باید می‌بودیم و می‌ماندیم.

دیگر نمی­‌توانستم بروم و به منطقه سر بزنم. اصلاً نمی­‌توانستم راه بروم. درد شدیدی داشتم. آقای «بوغیری»، آقای «مجد» و حاج «علی رشیدی» را می‌فرستادم. کار‌ها را آقای «نبی­‌زاده» و آقای «شهیدی» انجام می‌­دادند و من در قرارگاه جهاد مستقر شدم. روز سوم یا چهارم، [شهید] بابایی فرمانده گردان اراک، با یکی دو تا از نیروهایش آمد که: «حاجی ما دیگر هیچی نیرو نداریم. همه نیروها‌ی‌مان مجروح و شهید شده‌اند. تعداد زیادی هم شیمیایی شده‌اند». بچه‌­های گردان اراک، شش یا هفت ساعت بیشتر طاقت نیاوردند. بمباران شدید، اکثر نیروهای‌شان را مجروح کرده و تعداد زیادی هم شهید شده بودند. تعداد زیادی از نیروهای‌شان هم شیمیایی شده بودند. گفتیم بچه‌­های دامغان بیایند. به آن‌ها گفتم جهاد دامغان را به کار بگیرید. فرمانده قرارگاه نجف سختش بود که از این نیرو‌ها استفاده شود. این نیرو باید جلو می‌رفت. آن‌ها را خواستم و گفتم که مأموریت شما آن‌جا بود، ولی حالا تغییر کرده است. گفتم بچه­‌های اراک، اصفهان و خراسان که تمام شدند و نیروی بسیار محدودی دارند که باید در عقب از آن‌ها استفاده کرد. لودر‌ها و بولدوزرهای‌شان همه ترکش خورده است.

حاج «حبیب مجد» همه سیستم فکری‌اش درباره پشت بصره بود. همه را هم توجیه کرده بود که در پشت بصره چه‌کار باید بکنند. گفتم: «تا راه را باز نکنید که نمی‌­توانید بروید. کسی­‌ هم نیست که راه را باز کند. مأموریت شما تغییر کرد». مجد گفت: «سخت می‌توان بچه­‌ها را توجیه کرد. حاج «عقیل» و حاج «حسین حسن­ بیکی» هم آمده بودند. گفتم: «داری می‌­روی جایی که خیلی سخت است، سفت بایستید. عراقی­‌ها ایستاده‌اند و با تانک، توپ، هواپیما و هلی‌­کوپتر جاده را می­‌زنند. آقای حاج عقیل! احتمال دارد ۵۰ تا شهید بدهید». حاج عقیل نگاه معناداری به من کرد. مفهومش این بود که ۵۰ تا شهید یعنی همه رفته باشند. کل گروهانش باید رفته باشند. باید گروهان بعدی بیاید. گفت: «باشد. ما حرفی نداریم. ما آماده هستیم». نگاهی به حاج حبیب کرد. حاج حبیب به او گفت: «باشد برویم».

حین عملیات فشار سنگین شد. به «اسماعیلی» (جهاد شاهرود) گفتم کمک کند، چون، بچه‌های دامغان فرمانده دسته و گروهان و گردان بیشتری داشتند. برای‌شان از شاهرود، نیروی مردمی زیادی آمده بود. گفتم: «با من کار نداشته باشید. کارم زیاد است و سرم شلوغ است. خودتان بروید و با هم هماهنگ کنید».

با آن‌که گردان حاج حبیب، تقریباً کار سخت جاده را تمام کرده و قسمت باتلاقی را پر کرده بود، «احمد کاظمی» آمد و گفت: «جاده را تمام کن. اگر کمک و نیرو می­‌خواهی بگو». گفتم: «نه من نیروهایم را دارم». می­‌خواست به من دلداری و دلگرمی بدهد. بحث او این بود که همه کارت را ول کن و فقط جاده را بچسب. به احمد گفتم: «دو روز است که مجروح شده­‌ام. پایم درد می‌­کند. شب و روز دارم از این قرص‌ها می‌­خورم. بی­‌حال شده‌ام. حساسیت منطقه را می­‌دانم. همه نیروهایم را به کار گرفته‌ام. همه تلاش‌مان را می­‌کنیم. از این بیشتر دیگر جا و ظرفیت ندارد».

چند توپ‌خانه را هم مأمور کردند که دائم سر پتروشیمی عراق آتش بریزند تا نتوانند ما را زیر دید و تیر داشته باشند. بیشتر هم فسفری می‌­زدند تا دیدشان محدود شود. تمام لشکر‌ها فشار می‌آوردند. «مرتضی قربانی»، «حسین خرازی»، «عزیز جعفری» و «محمدباقر قالیباف» هم آمدند.

پل های خیبری در جاده شلمچه//// اصلاح شد

یک شب «حاج حبیب» با «احمدعلی رشیدی» به قرارگاه آمدند که گردان ما را عوض کنید. من هم نهایت بی ­حالی‌ام بود. دائم پانسمانم می­‌کردند. به آن‌ها گفتم: «دیگر هیچ کس نیست. شما کار را به آخر برسانید تا گردان دیگر را مأمور کنند». حاج حبیب می­‌خواست گروهان­‌هایش را نگه دارد تا در کنار بصره خاکریز بزند. من می­‌دانستم که چند تا گروهان و چقدر نیرو دارد. گفتم: «چند نفر شهید شدند؟» تند تند گفت. گفتم: «چند نفر مجروح شدند؟» چندین نفر را نام برد. از افراد شیمیایی شده پرسیدم. تعدادی را نام برد. گفتم: «۴۰۰ نفر نیرو داشتی، تازه نصف شده است. هنوز هم از یک گردان دیگر قوی‌­تری». حاج حبیب به گریه افتاد. آن شب دلش خیلی تنگ بود. گفتم: «ما همه آمدیم تا به آن طرف برویم. قرار نیست بمانیم». آقای رشیدی نفس عمیقی کشید و رفت. رشیدی آمده بود تا به حاج حبیب کمک کند و مرا متقاعد کند. حاج حبیب گفت: «باشد. به من یک کار بده تا بروم جلو و سر پلی بگیرم». حاج حبیب یک چیزی آهسته گفت. گفتم: «بلند بگو من هم بشنوم». حاج حبیب گفت: «آن‌جا همه­‌شان شهید می­‌شوند و فایده ندارد آن‌جا بیایند». گفتم: «مگر خون‌شان از بچه‌های گردان رنگین­‌تره! از خدا می­‌خواهند. برای همین آمده‌اند این‌جا». گفت: «آن‌جا یک نفر باشد کافی است».

دو مرتبه حاج حبیب پیش من آمد و گفت: «جاده تنگ است. همه واحد‌ها هم روی این جاده آمده‌ا‌ند». گفتم: «همه واحد‌ها می‌آیند روی این جاده. جاده دیگری نیست. جاده را کم‌کم عریض کنید». گفت: «نمی­‌شود. آن قدر تانک و نفربر می‌رود که اصلاً کمپرسی‌­های ما را دارند داخل آب می‌­اندازند. این طوری می­‌گویند که بروید کنار تا ما برویم. نفرات پیاده‌شان جلویند و چون راه باز شده می‌خواهند واحد‌های زرهی‌­شان را هم جلو ببرند تا از آن‌ها حمایت کنند». گفتم: «وقتی جاده خلوت شد، این کار را خودتان انجام بدهید. یک واحد برای این کار بگذار». حاج حبیب دو سه تا فحش به صدام داد. گفتم: «چرا فحش می­‌دهی؟» گفت: «الان که کار که تمام شد دیگر یک گلوله هم نمی‌­آید. دیگر یک هواپیما نمی‌­آید. همه­‌مان را نفله کرد. صد و خورده‌­ای از بچه‌های ما در این عملیات شیمیایی شدند». روز دهم یا یازدهم، آقای حجازی گفت: «برو تهران!» گفتم: «برای چی به تهران برم؟» گفت: «خودت رو نگاه کن ببین. دیگر چیزی ازت نمانده». قرص والیوم ۵ می­‌خوردم. غذا نمی‌توانستم بخورم. حتی بیسکویت هم نمی‌توانستم بخورم.

   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
   تلنگر  
  پایان مهلت خروج تروریست‌ها از منطقه عاری از سلاح ادلب

  آقایان مسئول! برای این واردات یقه پاره کنید/ ۳۷ درصد اقلام وارداتی از آمریکا شامل کالاهای مصرفی نظیر رژلب و کود حیوانی+ نمودار

  همانطور که انرژی هسته ای را دادند، می خواهند موشک ها را هم بدهند/ ۲۰ بار وصیت نامه نوشتم و الان هم در خطر هستم

  شبکه عنکبوتی تونل‌سازان در سوریه بالاخره به بن‌بست رسید

  فرزند جانبازی که رو پای خود ایستاد

  دلنوشته ای به شهید فدایی حضرت زهرا(س)

  فرزند جانبازی که با شهادت از میان ما پر گشود

  «توبه نامه 62 بندی» دانش آموز شهید، سرلوحه جویندگان حق

  محمد مهدی همت و یک عکس تاریخی

  هیچ لکه ایی بر گردن شهید نمی نشیند جز لکه ایی از جنس ماه

  فوتوتیتر/ خدا می‌داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست

  عاشقانه‌های یک همسر جانباز اعصاب و روان

  شرط شهید شدن از نظر حاج قاسم

  فوتوتیتر/ اهمیت فضای مجازی به اندازه اهمیت انقلاب اسلامی است

  ظهور محقق نمی شود مگر با بارها آزمایش

  به همین سادگی و صراحت

  ثواب مرگ بر آمریکا کمتر از صلوات نیست

  دعایمان کن

  عکس/ هم عهدی با 3نسل پیش

  سعی کنید قرآن انیس و مونستان باشد

 
 
   پربحث ترین مطالب  
  کسانی که ترویج می‌کنند راهی جز پناه بردن به دشمن نداریم خیانت می‌کنند/ جوان‌ها راه‌حل مشکل هستند نه مشکل
30 نظر (فعال: 30 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    جزئیات انتقام سپاه از قاتلان هموطنانمان در اهواز+تصاویر
22 نظر (فعال: 22 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
  به نتانیاهو توصیه می کنم شنا در مدیترانه را تمرین کند
11 نظر (فعال: 11 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    برای حل مشکل نظام بانکی،نقدینگی،اشتغال وتورم تصمیم‌های جدی بگیرید
10 نظر (فعال: 10 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
  جنبه‌های سیاسی حج فراموش نشود
9 نظر (فعال: 9 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    همایش بسیجیان و احیای قدرت نمادین انقلاب
7 نظر (فعال: 7 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
  سرلشکر باقری: جزء 7 قدرت اول پهپادی جهان هستیم/ در مقابل تحرک تروریست ها در نزدیکی مرزها سکوت نخواهیم کرد
7 نظر (فعال: 7 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    افشاگری دبیر کل حزب‌الله لبنان درباره کشورهای عربی و آمریکا
7 نظر (فعال: 7 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
  اطلاعیه ارتش در پی انتقام موشکی سپاه پاسداران از تروریست‌ها
6 نظر (فعال: 6 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    ماهی صفت: چرا آنها هیچ وقت سخنی از شهادت‌ دلیرمردان نزده‌اند؟
6 نظر (فعال: 6 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
 
   اخبار عربی  
  السلطات السعودیة تمتثل لقرار واشنطن فیما خصّ حظر السفر.
    للمرة الثانیة...فبرایر الماضی الأشد حرّاً على الإطلاق.
  حالتا زواج کل دقیقة فی هذا البلد العربی.
    ضمان هواتف آبل من 60 یوم الى سنة کاملة.
  روسیا تبحث مع اندونیسیا عقد لتورید غواصتی " فارشافیانکا"
    علماء اوکرانیون یبتکرون دواء للقضاء على السرطان.
  أبرز التطورات على الساحة السوریة 21/3/2017
    أغلى الماسة للبیع.
  الیابان تؤکد مشارکتها فی مناورات بحریة کبرى فی المحیط الهادئ.
    أفضل معلمة فی العالم ...کندیة.
  العثور على کنز فی نهر بالصین.
    الوکالة الدولیة للطاقة الذرّیّة تعلن عن زیادة کوریا الشنالیة لقدراتها النوویة بشکل نشط.
  تقنیة "لای_فای" بسرعة تفوق "وای_فای" ب 100 مرّة.
    حقائق صادمة عن شرب المیاه مع اللیمون.
  الهیئة الروسیة للتعاون الفدرالی لا تؤکد تسلیم الصین لمنظومات اس-400.
    7 علامات تدل على إصابتک بانهیار عصبی.
  دراسة تکشف أصح قلوب فی العالم.
    الجیش السوری یحبط هجوماً جدیداً للنصرة و فیلق الرحمن شرق دمشق.
  وزیر الطاقة اللبنانی للمیادین نت: لبنان لن یتراجع عن حقوقه النفطیة مهما کانت التهدیدات.
    بریطانیا تعلن عملیّة بدء الخروج من الإتحاد الاوروبی فی 29 آذار.
  الإمام الخامنئی یسمّی العام الإیرانی الجدید ب" الإقتصاد المقاوم...الإنتاج و فرص العمل."
    موقع والاه: الأسد یحاول تغییر قواعد اللعبة بمواجهة إسرائیل.
  هآرتس: قدرة المناورة الإسرائیلیة على الحدود مع لبنان و سوریا تتراجع.
    ماهی طائرة التجسس الصهیونیة 'سکای لارک' التی أسقطها الدفاع الجوی السوری فی ریف القنیطرة?
  قائد سرایا عاشوراء کاظم الجابری ل"العهد": الحسم النهائی لمعرکة الموصل بات وشیکاً جدّاً.
    الجیش السوری یسقط طائرة استطلاع إسرائیلیة فوق القنیطرة.
  الأف بی آی تؤکّد رسمیّاً التحقیق فی التدخّل المزعوم لروسیا فی الإنتخابات الامیرکیة.
    15 شهیداً على الأقل بانفجار سیارة مفخّخة فی بغداد.
  ترامب یلتقی العبادی: کان علینا ألّا ننسحب من العراق.
    إجتماع فی روما بشأن خطّة لوقف تدفّق المهاجرین من لیبیا.
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© شهیدخبر 1390
info@shahidnews.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار