خانه   |  ارتباط با ما   |  جستجو    RSS   |  ارسال خبر   |  پیوندها   |  درباره ما  
  تازه ها:  
   سیاست  
  روایت "حسین یکتا" از چرایی امیدواری به آینده انقلاب
  عزاداری رسانه بیگانه برای انتظام
  روسیه قابل اعتماد است یا امریکا؟
  چرا باید رابطه اصلاح‌طلبان با رهبری انقلاب کمرنگ یا قطع باشد؟
  وزیر تکذیب میکند!جاسوس تایید
  پای بازرسان آژانس انرژی اتمی چگونه به ایران باز شد؟
  آقای وزیر پا جای پای مصدق می‌گذارد؟
  پیگیر پرونده‌های «حاج احمد متوسلیان» و «فاجعه منا» هستیم
  روایتی جدید از پشت پرده قرارداد کرسنت
  صهیونیست ضدایرانی، همکار سازمان محیط زیست جمهوری اسلامی ایران
  سفر راهبردی آقای مشاور
  انسان مومن باید برای اسلام جهاد کند
  وجوه مشترک هجمه‌های رسانه‌ای
  درخواست ایران برای توقف فعالیت گروهک منافقین در هلند
  جزئیات بازداشت ۳۰ تروریست مسلح آشوب‌های اخیر خرمشهر
  رونق اقتصادی کشور را به غربی‌ها گره نزنیم
  آغاز انحراف سازمان مجاهدین
  عذرخواهی سعودی‌ها از خانواده‌های شهدا به کجا رسید؟
  جایزه باروت خیس به رئیس‌جمهور آمریکا رسید.
  وزیری که سخنان نخست وزیر اسرائیل را بد نمی‌داند
  تیر ضد انقلاب متوهم بازهم به سنگ خورد
  تحقیق بازرسان آژانس در سکوت خبری از دانشگاههای مطرح کشور
  ۹ دلیل بی‎خاصیتی برجام برای اقتصاد ایران
  ۳ راهبرد برای مقابله با تحریم‌ها
  مذاکره باآمریکا به مصلحت کشور نیست
  جنایت منافقین در امامزاده
  تکمیل پازل خیانت به ایران در سایه خواب الودگی مسیولین
  پاس‌کاری‌کافی است؛ گل بزنید
  چرا ایران سوریه را بازسازی می کند؟
  صفحه منتسب به سردار سلیمانی با انتشار ویدئویی از صحبت‌های ایشان درباره عماد مغنیه به‌روزرسانی شد.
- اندازه متن: + -  کد خبر: 174925صفحه نخست » شهدا،جانبازان وایثارگرانسه شنبه، 18 مهر 1396 - 13:10
خانواده‌ جوانترین شهید مدافع حرم با 5 رزمنده مدافع حرم
خانواده‌ جوانترین شهید مدافع حرم با 5 رزمنده مدافع حرمشهیدخبر: قرارمان در سفر به قم، میدان 72 تن بود. آنجا مورد استقبال یکی از اعضای خانواده شهید سید مصطفی موسوی قرار گرفتیم و بعد به سمت خانه پدری شهید راه افتادیم.
  

صغری خیل فرهنگ 
اولین قرارمان در سفر به قم، میدان 72 تن بود. آنجا مورد استقبال یکی از اعضای خانواده شهید سید مصطفی موسوی قرار گرفتیم و بعد به سمت خانه پدری شهید راه افتادیم. بعد عبور از کوچه پس‌کوچه‌های قدیمی شهر به خانه کوچک و نقلی شهید رسیدیم. مادر شهید با همه مهربانی و صمیمیتی که دارد به استقبالمان می‌آید و خوشامدگویان مرا به داخل خانه می‌برد. لحظاتی بعد مادر و خواهر‌های شهید بعد از سلام و احوالپرسی یک به یک کنارم می‌نشینند. در این خانواده علاوه بر شهید مصطفی موسوی چهار برادر دیگر نیز مدافع حرم هستند. آنچه در پی می‌آید روایتی است از لحظات همنشینی در کنار خانواده شهید سید مصطفی موسوی. 

 رسالت زینبی
تصوری که از خواهرهای شهید موسوی در ذهن داشتم، بر اساس عکسی بود که بالای تابوت برادر شهیدشان بعد از 9 ماه چشم‌انتظاری از آنها ثبت شده بود. آن تصویر من را به یاد تابلوی عصر عاشورای استاد فرشچیان انداخت. کنار خواهران شهید می‌نشینم. این بار اما اصلاً نیازی نیست سؤالی از خانواده شهید بپرسم. نیازی نیست پرسشی را مطرح کنم. همه خواهرها امروز مهمان مادرند و یکی بعد از دیگری از برادر می‌گویند و هر کدام با شنیدن خاطرات برادر شهیدشان از زبان خواهر دیگر که با لبخند‌ها و شادی عجیبی عجین است، یاد خاطره‌ای دیگر از سید مصطفی می‌افتند و شروع به روایت می‌کنند. 
خواهران شهید رسالت زینبی‌شان را خوب می‌دانند. از نحوه روایتشان به خوبی می‌توان فهمید که رابطه مصطفی با برادرها رابطه خوب و صمیمی بوده است. ابتدای همکلامی از مهاجرتشان به ایران می‌گویند:
پدرمان سال 1356 وارد ایران شد و سه سال بعد مادر و پدربزرگم و مادربزرگم به ایران مهاجرت کردند. ما هفت برادر و پنج خواهر هستیم. پدرمان روحانی بود و در شرایط قبل از پیروزی انقلاب به‌سختی توانست با شرایط کمبود مالی از پس زندگی‌اش بر بیاید، اما توانست با رزق حلالی که به خانه می‌آورد 12 فرزند مؤمن و متعهد به انقلاب و اسلام تربیت کند. همین تربیت دینی و مکتبی باعث شد که برادر‌ها یکی بعد از دیگری دعوت امام زمان(عج) را لبیک گویند و راهی شوند. به نظر ما سید مصطفی ندای عمه‌اش حضرت زینب(س)‌ را شنید و راهی شد. 
 5 برادر مدافع حرم 
خواهر کوچک شهید میان صحبت‌هایمان شروع می‌کند از برادرش تعریف و تمجید کردن: 
امروز به لطف خدا پنج تن از برادرهایمان افتخار مدافعی حرم عمه سادات را دارند. خودتان هم می‌دانید که شهادت نصیب هر کس نمی‌شود؛ داداش خیلی خوب بود. اکثر نمازهایش را در مسجد می‌خواند و توجه خاصی به حضور در مسجد داشت. سجده‌های طولانی، بی‌تابی‌های بعد از نمازهایش را از یاد نمی‌برم، نمی‌دانیم با خدای خودش چه می‌گفت. بارها شده بود که وقتی صبح از خواب بیدار می‌شدیم مصطفی را سر جانمازش با حالت سجده می‌دیدیم. فکر می‌کنم شهادت همان خواسته قلبی مصطفی بود که به آن دست پیدا کرد. بر لبش ذکر خدا و اهل‌بیت(ع) بود مخصوصاً به حق‌الناس و نامحرم خیلی توجه داشت. از نامحرمان فراری بود. اصلاً از این زنان بدحجاب خیلی بدش می‌آمد. تفکرش این بود که زنان بدحجاب مایه ننگ و باعث گناه دیگران می‌شوند. ماشاءالله اخلاق خیلی خوبی هم داشت مخصوصاً آن لبخندش که خیلی‌ها را مجذوب خودش می‌کرد. خیلی درسش عالی بود. در مدرسه هم از دستش راضی بودند. در دوران دبیرستان رشته گرافیک را انتخاب کرده بود، ولی در کنار درس‌هایش کارگری هم می‌کرد، بنایی، هر کاری که بتواند نان حلالی دربیاورد. هیچ وقت ما مصطفی را بیکار ندیدیم. اگر بیکار می‌شد خودش را مشغول مطالعه کتاب می‌کرد. 
 دلواپس مصطفی شدیم
یکی دیگر از خواهران شهید با همان شور و شادی خاص شروع می‌کند از برادر شهیدش روایت کردن. قبل از آغاز هر صحبتی هم می‌خندد و این شادی و شور به وجود آمده اجازه هیچ بغض و تلخی را به آدمی نمی‌دهد. 
بعد از مدت کوتاهی فکر سوریه رفتن مصطفی را خیلی به خودش مشغول کرده بود. قبل از اینکه سید مصطفی پایش به سوریه باز شود برادر بزرگ‌ترمان رفته بود. وقتی خبردار شدیم که مصطفی هم می‌خواهد به سوریه برود خیلی دلواپسش شدیم اما هیچ کارش نمی‌شد کرد، چون سید مصطفی تصمیمش نهایی شده بود که باید برود. آن زمان تنها ۱۸ سال داشت. با این سن کمش می‌خواست برود و ما نمی‌دانستیم در قلبش چه می‌گذرد. حتی روز اعزامش برادر بزرگمان از مصطفی پرسید آیا کسی تو را اجبارکرده که بروی سوریه. سید مصطفی گفت: نه خودم می‌خواهم بروم، کسی من را مجبور نکرده است. تمام فکر و ذهنش شده بود سوریه. 
دفعه اول وقتی می‌خواست برود مادر به خاطر اینکه سنش کم بود اجازه نمی‌داد. اما سید مصطفی پایش را کرده بود در یک کفش که باید برود. روز اعزام اولش به کسی چیزی نگفت. فقط به برادرم گفته بود من دارم می‌روم سوریه، هر کسی ازشما پرسید کجا رفته‌ام بگویید رفته است زیارت اهل‌بیت(ع). نمی‌خواست کسی بفهمد. داداش اهل ریا نبود. 
 مادر حلالم کن 
اینجا است که مادرانه های سیده زینب موسوی از فرزند شهیدش از سر گرفته می‌شود: وقتی مصطفی رفت، از میدان 72  تن یک پیام به من داد که مادر من رفتم سوریه حلالم کن.
به نظرم خدا با رفتن بچه‌ها یکی بعد از دیگری داشت من را امتحان می‌کرد. دهه اول ماه محرم بود که مصطفی رفت. پسرم حدود یک سال در منطقه حضور داشت. آنطور که برادرهایش که مدتی همرزم مصطفی هم بودند برایم تعریف کردند گویا مصطفای من خیلی عاشق این بود که به خط مقدم برود. همیشه دوست داشت در خط اول باشد. ولی اکثر اوقات فرمانده‌اش اجازه نمی‌داد. سید مصطفی هم از دستور فرمانده سرپیچی می‌کرد و خودش را به هر نحوی شده داخل بچه‌های دیگر فاطمیون وارد خط عملیاتی می‌کرد. ولی بعد از مدتی وقتی فرمانده‌اش دید سید مصطفی علاقه خاصی به شرکت در عملیات و خط مقدم دارد دیگر به ایشان اجازه می‌داد. همیشه در عملیات‌ها آماده بود. بعد از مدتی دیگر شنیدم سید مصطفی فرمانده گروهان شده است. اگر اشتباه نکنم چهار یا پنج دوره سه ماهه رفت که در همه دوره‌هایش فرمانده گروهان بود. یعنی در جمع آن همه آدم‌های سن بالا یک پسر ۱۸ ساله شده بود فرمانده گروهان و این برای بعضی جای تعجب داشت. مصطفی در کنار رفقایش هم تجربه کسب کرده بود. 
 لبخند‌های زیبا
هوای تک تک بچه‌ها را داشت. اجازه نمی‌داد کسی از ایشان دلخور شود. با همه بچه‌ها رفیق بود. همراهی بچه‌ها و حتی برادرهایش در خطوط مبارزه آن‌ها را دلگرم می‌کرد. برادرش می‌گفت مصطفی ساده و خاکی بود در منطقه. هیچ وقت غرور نداشت. خیلی باخدا بود. 
مصطفی مدتی در یگان ویژه بود. از نیرو‌های خط‌شکن. وقتی برادر‌های دیگر سفارش می‌کردند که مراقب خودش باشد تنها با لبخندی زیبا جوابشان را می‌داد و می‌گفت چشم. 
برادرش حیدر می‌گفت: در عملیات تل قرین و دیرالعدس با هم بودیم. دلنگرانش بودم که اتفاقی برایش نیفتد. از آنجایی که در بهداری مشغول بودم، خیلی برایمان مجروح می‌آوردند. بعد که عملیات تمام می‌شد و می‌دیدم مصطفی بین مجروح‌ها و شهدا نیست، خیالم راحت می‌شد. برادرش همیشه از روحیه شاداب او در منطقه برایمان روایت می‌کند. وقتی هم که در عملیات تل قرین فرمانده کل فاطمیون ابوحامد با جانشینش فاتح شهید شد، خیلی به بچه‌های فاطمیون و مصطفای من سخت گذشت اما روحیه خودش را نباخت. واقعاً برای همه سخت بود. انگارکمی بعد سید مصطفی به یگان موشکی می‌رود و در آنجا آموزش می‌بیند. 
 معاون یگان موشکی 
بعد از سپری کردن آموزش‌های لازم، مصطفی شد معاون فرمانده. از طرفی انقدر به واجباتش مثل نماز اهمیت می‌داد که به یکسری از بچه‌های جدید می‌گفت اگر به یگان ما آمدید باید نمازتان را بخوانید، مخصوصاً اینکه اول وقت باشد. حتی به ابوعلی فرمانده‌اش گفته بود. 
چند تا نیرو نیز خواسته بود. ابوعلی هم به او چند نیرو داد اما دقیق یادم نمی‌آید چند نفر بودند؛ سید مصطفی هم از آن نفرات، 10نفر نمازخوان را جدا کرد. مصطفی شش بار به منطقه اعزام شد. 
برادرش حیدر به مرخصی آمد و قرار بود یک هفته بعد از ایشان به خانه بیاید. وقت مرخصی آمدن هم از قضایای جنگ کم حرف می‌زد. بیشتر از احوالات بچه‌های منطقه می‌گفت. اینکه فلانی خوبه، فلانی مجروحه، فلانی شهید شد و غیره. دیگر حرفی نمی‌زد. فقط از رشادت‌های بچه‌ها تعریف می‌کرد. 
 عروسی شهادت 
 وقتی به لحظات روایت شهادت مصطفی نزدیک می‌شوم، مادر با همان لبخندهایی که گاه از پس گوشه چادرش به چشممان می‌خورد، می‌گوید: چند روز قبل از اینکه سید مصطفی شهید بشود در میلاد حضرت زهرا و روز مادر با من تماس گرفت و روز مادر را تبریک گفت. همه خانواده دور هم جمع بودیم. سید مصطفی به همه سلام و تبریک و تهنیت گفت. بعد به من گفت که مادر دعایم کن یک عروسی در راه داریم که ان‌شاءالله موفق بشویم. آخرین تماسش همین بود و دیگر تماسی نگرفت. 
 حافظ بیت‌المال
مصطفی در13 فروردین ماه سال 1394 در 40 کیلومتری دمشق منطقه بصرالحریر محاصره می‌شود. اما از آنجایی که سید مصطفی معاون یگان موشکی بود، فرمانده‌اش یک قبضه موشک که ارزش مالی زیادی داشت به ایشان تحویل می‌دهد. در آن موقعیت محاصره ابوعلی فرمانده‌اش از پشت بیسیم صدایش می‌کند که مصطفی خودت را عقب بکش. مصطفی در جواب می‌گوید، نمی‌توانم این وسیله امانت است نمی‌خواهم خدشه‌ای به بیت‌المال وارد شود. ابوعلی می‌گوید: آن را رها کن و خودت را نجات بده اما سید مصطفی اصرار دارد که مراقب موشک باشد و بعد آخرین حرفش تنها این می‌شود: «یا علی التماس دعا»
و اینگونه می‌شود حافظ بیت‌المال. سید مصطفی همچون پرستویی عاشق با اصابت تیر به کمرش ندای حضرت زینب را لبیک می‌گوید. 
  صدای مصطفی 
همیشه این قسمت همکلامی با خانواده شهدایی که فرزندانشان در خاک‌های رزم و جهاد بر جای مانده شاید سخت‌ترین بخش مصاحبه باشد؛ روایت چشم‌های منتظر و تلخی بی‌خبری... اما خواهر‌ها همچنان با لبخند‌های گاه و بیگاهشان اجازه نمی‌دهند که دل مادرشان برای حتی لحظه‌ای بلرزد. مادر می‌گوید امروز به ثروتی عظیم دست پیدا کردم. مصطفی باید می‌رفت و رفت و شهید شد. مدت‌ها دو پسرم از شهادت مصطفی اطلاع داشتند و ما بی‌خبر منتظر آمدنش بودیم. وقتی خبر دادند که پیکر تمام شهدای عملیات بصرالحریر را دشمن با خود برده و شاید تا مدتی نتوانیم به برگشتش فکر کنیم غمناک شدم اما این راهی بود که خودش انتخاب کرده بود. کمی بعد که خبری از سید مصطفی نشد، نگرانی‌های من شروع شد. 
همزمان با سید مصطفی سید علی‌اکبر پسر دیگرم در منطقه بود. کمی بعد سید علی‌اکبر با خانه تماس گرفت و صدایش را شبیه صدای سید مصطفی کرد و با من حرف زد. بعد از من برادرش سید حیدر که تازه به مرخصی آمده بود و خبر مفقودالاثری سید مصطفی را می‌دانست گوشی را از من گرفت و شروع کرد آرام آرام با برادرش صحبت کردن؛ به سید علی‌اکبر گفته بود: خیال کردی نفهمیدم که تو علی‌اکبری. از مصطفی چه خبر؟ کجاست؟ چرا زنگ نمی‌زند، اگر خبری شده به من بگو اما سید علی اکبر حرفی از شهادت برادرش نزد. 9 ماه تمام بی‌خبر از مصطفی بودیم. هیچ خبری نداشتیم. آن زمان سابقه نداشت که پیکر شهدا مفقود بماند. برادر‌ها گمان می‌کردند یا اسیر شده یا مجروح. هیچ خبری از او نبود. تا اینکه بعد از 9 ماه چشم‌انتظاری پیکر مصطفی پیدا و شهادتش برایمان مسجل شد. 

   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظرات کاربران: 19 نظر (فعال: 19 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
ناشناس
| 1396/7/18 - 14:00 |     1     0     |
خوش بحالت که رفتی و پر کشیدی سید ما موندیم و این دنیای بی رحم

غلام قمر
| 1396/7/19 - 16:10 |     0     0    
پاسخ: خانواده عجیبی هستن. با اینکه اینهمه ام بی تفاوتی دیدن ولی باز دست از آرمانهاشون بر نمیدارن

ناشناس
| 1396/7/18 - 14:42 |     1     0     |
شهادت واقعا قسمت هرکسی نمیشه و من فکر میکنم همه خانواده های شهدای مدافع حرم به راهی که عزیزاشون رفتند و در اون راه به شهادت رسیدند افتخار میکنند اما دلتنگی اینها خیلی طاقت فرساست و این خیلی سخته

k
| 1396/7/18 - 15:59 |     1     0     |
خیلی من محو و مست این خبرتون شدم خدایی بعضیا زیادی دیگه آرمانگرا هستن

نادر
| 1396/7/18 - 17:40 |     1     0     |
شهید موسوی خیلی مرد بود خونوادشم خیلی اوکین ولی چرا هیچکدوم ازون آقایون که برا حججی خودشونو کشتن یه پیام خشک و خالیم برا ایشون ندادن؟

ناشناس
| 1396/7/19 - 00:54 |     0     0     |
آقای وزیر بهداشت بخوووونه

ناشناس
| 1396/7/19 - 01:10 |     0     0     |
خودش و خانواده اش رو حسینی کرد مرحبا به تو مرحبا

ناشناس
| 1396/7/19 - 14:54 |     1     0     |
خداوند به مادر شهید صبر بدهد واقعا آدم وقتی صحبت های مادر شهید رو می شنوه واقعا دلش میگیره و دوس داره با مادر شهید گریه کنه خداوند خیلی به مادر شهید صبر بده ولی یادمان نرود شهدا زنده اند ایشان ان شا ءالله زمان ظهور رجعت می کنند ان شاءالله

ناشناس
| 1396/7/19 - 18:05 |     0     0     |
خیلی مادر مقاومی داره من یبار از نزدیک دیدمشون

ناشناس
| 1396/7/20 - 01:00 |     0     0     |
بر روان پاک و روح بلندشان درود خدا کند در روز قیامت شرمندشان نشویم

ناشناس
| 1396/7/20 - 02:13 |     1     0     |
خدایا ما به این شهدا مدیونیم و خوشا بحالشون که به تو رسیدند و آرام گرفتند

ناشناس
| 1396/7/20 - 02:39 |     0     0     |
روحش شاد ویادش گرامی اینا حیف است که تو این دنیا باشند جای این عزیزان پیش اقامون حسین ع است وبس ،،،،،خوشا بحالشون

ناشناس
| 1396/7/20 - 14:16 |     0     0     |
کاش بقیه خانواده ها از این خانواده الگو بگیرند و رفتار و کردار این خانواده رو سرمشق خودشون در زندگی قرار بدن

ناشناس
| 1396/7/21 - 20:12 |     0     0     |
خدا به این خانواده صبر بده 5 مدافع حرم از یک خانواده واقعا مایه افتخار و مباهاته

ناشناس
| 1396/7/21 - 23:57 |     0     0     |
بعضیا بعد اینکه میرن شناخته میشن اما متاسفانه دیگه در بین ما نیستند تا بتونیم از وجودشون فیض ببریم خدا همه شهدا و رفتگان رو بیامرزه

ناشناس
| 1396/7/22 - 18:07 |     0     0     |
بعضی ازین خانواده های شهدارو وقتی میبینم شرمنده میشم. بعضی وقتام دلم میسوزه براشون

ناشناس
| 1396/7/22 - 18:19 |     0     0     |
واقعا آرمان انقدر مهمه که بچتو براش بدی ؟ اونم یه الف بچه رو ؟

ناشناس
| 1396/7/24 - 00:32 |     0     0    
پاسخ: وقتی کسی آرمان الهی داشته باشه نمیتونه در این دنیا آرام بگیره و کسی نمیتونه مانع اوج گرفتنش بشه
ناشناس
| 1396/7/28 - 00:36 |     0     0    
پاسخ: همون بچه که داری ازش حرف میزنی خودش با رضایت خودش رفته کدوم پدر و مادر راضی میشن بچه شون رو به کشتن بدن؟!


نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
   تلنگر  
  آقایان مسئول! برای این واردات یقه پاره کنید/ ۳۷ درصد اقلام وارداتی از آمریکا شامل کالاهای مصرفی نظیر رژلب و کود حیوانی+ نمودار

  همانطور که انرژی هسته ای را دادند، می خواهند موشک ها را هم بدهند/ ۲۰ بار وصیت نامه نوشتم و الان هم در خطر هستم

  شبکه عنکبوتی تونل‌سازان در سوریه بالاخره به بن‌بست رسید

  فرزند جانبازی که رو پای خود ایستاد

  دلنوشته ای به شهید فدایی حضرت زهرا(س)

  فرزند جانبازی که با شهادت از میان ما پر گشود

  «توبه نامه 62 بندی» دانش آموز شهید، سرلوحه جویندگان حق

  محمد مهدی همت و یک عکس تاریخی

  هیچ لکه ایی بر گردن شهید نمی نشیند جز لکه ایی از جنس ماه

  فوتوتیتر/ خدا می‌داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست

  عاشقانه‌های یک همسر جانباز اعصاب و روان

  شرط شهید شدن از نظر حاج قاسم

  فوتوتیتر/ اهمیت فضای مجازی به اندازه اهمیت انقلاب اسلامی است

  ظهور محقق نمی شود مگر با بارها آزمایش

  به همین سادگی و صراحت

  ثواب مرگ بر آمریکا کمتر از صلوات نیست

  دعایمان کن

  عکس/ هم عهدی با 3نسل پیش

  سعی کنید قرآن انیس و مونستان باشد

  فوتوتیتر/ سخن امام خمینی (ره) درباره عدم وابستگی به شرق و غرب

 
 
   پربحث ترین مطالب  
  دستور مهم اقتصادی رهبر معظم انقلاب به رئیس جمهور
7 نظر (فعال: 7 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    مسئولان از تنبلی، اشرافی‌گری و تکبر با مردم اجتناب کنند/ در مقابل برنامه دشمن پیوند با مردم را تقویت می‌کنیم
6 نظر (فعال: 6 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
  کدام دستگاه ها برای استخدام، با بنیاد شهید همکاری نمی کنند؟
7 نظر (فعال: 6 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 1)
    مجری زن دسته چندم رسانه ملی، قربانی یک عکاس شد
6 نظر (فعال: 6 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
  تهیه دستورالعمل برای پیشگیری و مقابله با آسیب های اجتماعی
6 نظر (فعال: 6 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    به بهانه سالگرد یک شکست مفتضحانه
6 نظر (فعال: 6 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
  حذف مردم از اقتصاد
5 نظر (فعال: 5 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    نقشه شوم ضد انقلاب برای تخریب چهره های خدمتگزار
5 نظر (فعال: 5 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
  آقامحمدابراهیم در آسمان دمشق پرکشید
5 نظر (فعال: 5 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    ۲۰ فرمان!
5 نظر (فعال: 5 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
 
   اخبار عربی  
  السلطات السعودیة تمتثل لقرار واشنطن فیما خصّ حظر السفر.
    للمرة الثانیة...فبرایر الماضی الأشد حرّاً على الإطلاق.
  حالتا زواج کل دقیقة فی هذا البلد العربی.
    ضمان هواتف آبل من 60 یوم الى سنة کاملة.
  روسیا تبحث مع اندونیسیا عقد لتورید غواصتی " فارشافیانکا"
    علماء اوکرانیون یبتکرون دواء للقضاء على السرطان.
  أبرز التطورات على الساحة السوریة 21/3/2017
    أغلى الماسة للبیع.
  الیابان تؤکد مشارکتها فی مناورات بحریة کبرى فی المحیط الهادئ.
    أفضل معلمة فی العالم ...کندیة.
  العثور على کنز فی نهر بالصین.
    الوکالة الدولیة للطاقة الذرّیّة تعلن عن زیادة کوریا الشنالیة لقدراتها النوویة بشکل نشط.
  تقنیة "لای_فای" بسرعة تفوق "وای_فای" ب 100 مرّة.
    حقائق صادمة عن شرب المیاه مع اللیمون.
  الهیئة الروسیة للتعاون الفدرالی لا تؤکد تسلیم الصین لمنظومات اس-400.
    7 علامات تدل على إصابتک بانهیار عصبی.
  دراسة تکشف أصح قلوب فی العالم.
    الجیش السوری یحبط هجوماً جدیداً للنصرة و فیلق الرحمن شرق دمشق.
  وزیر الطاقة اللبنانی للمیادین نت: لبنان لن یتراجع عن حقوقه النفطیة مهما کانت التهدیدات.
    بریطانیا تعلن عملیّة بدء الخروج من الإتحاد الاوروبی فی 29 آذار.
  الإمام الخامنئی یسمّی العام الإیرانی الجدید ب" الإقتصاد المقاوم...الإنتاج و فرص العمل."
    موقع والاه: الأسد یحاول تغییر قواعد اللعبة بمواجهة إسرائیل.
  هآرتس: قدرة المناورة الإسرائیلیة على الحدود مع لبنان و سوریا تتراجع.
    ماهی طائرة التجسس الصهیونیة 'سکای لارک' التی أسقطها الدفاع الجوی السوری فی ریف القنیطرة?
  قائد سرایا عاشوراء کاظم الجابری ل"العهد": الحسم النهائی لمعرکة الموصل بات وشیکاً جدّاً.
    الجیش السوری یسقط طائرة استطلاع إسرائیلیة فوق القنیطرة.
  الأف بی آی تؤکّد رسمیّاً التحقیق فی التدخّل المزعوم لروسیا فی الإنتخابات الامیرکیة.
    15 شهیداً على الأقل بانفجار سیارة مفخّخة فی بغداد.
  ترامب یلتقی العبادی: کان علینا ألّا ننسحب من العراق.
    إجتماع فی روما بشأن خطّة لوقف تدفّق المهاجرین من لیبیا.
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© شهیدخبر 1390
info@shahidnews.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار