خانه   |  ارتباط با ما   |  جستجو   |  دریافت اپلیکشن اندروید شهید خبر    RSS   |  ارسال خبر   |  پیوندها   |  درباره ما  
  تازه ها:  
   سیاست / انتخابات  
  مهمترین انتظار مردم از رییس جمهور آینده + فیلم
  دومین نشست هیات اجرایی مرکزی انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد
  بلومبرگ: وضعیت روحانی در طبقات پایین متزلزل است
  باید‌ها و نباید‌های رئیس‌جمهور آینده
  باید انتخابات را به عرصه مبارزه با فساد و دروغ تبدیل کنیم/از همه نامزدها برای حضور در دانشگاه ها دعوت می کنیم
  طلایی: رد صلاحیتم را از مراجع قانونی پیگیری می کنم
  چمران:‌ به یک لیست 70 نفره رسیده‌ایم
  جمعی از نمایندگان مجلس با حجت‌الاسلام رئیسی دیدار می‌کنند
  هاشمی‌طبا: به نفع روحانی کنار نمی‌روم
  روایت رهامی از جزئیات دیدارش با رهبر انقلاب
  نعیمی‌پور: جهانگیری ستاد تشکیل نمی‌دهد
  آخرین وضعیت از چینش لیست اصلاح‌طلبان برای انتخابات شورای شهر تهران
  اعلام زمان قرعه کشی تبلیغات نامزدها از صدا و سیما
  ۳۰۰ هزار نیروی پلیس آماده برگزاری انتخابات امن
  ۳۰۰ هزار نیروی پلیس آماده برگزاری انتخابات امن
  زیباکلام: اگر هاشمی حضور داشت...
  نیکزاد رئیس ستاد انتخابات رئیسی شد
  تب انتخابات بالا گرفت
  معمای مناظره ها؛ تصمیم نهایی امروز گرفته می شود
  واکنش شهردار مشهد به احتمال استعفا از سمت شهرداری مشهد
  توضیحات فرماندار تهران درباره وضعیت امنیتی اطراف خانه احمدی‌نژاد
  توضیحات رئیسی درباره فساد مالی قائم مقام سابق آستان قدس
  قالیباف: می‌توان نابه‌سامانی‌های کشور را ۴ ساله سامان داد
  چه کسی از مناظره زنده ترسید؟
  کمالی: روحانی و جهانگیری کار مشترکی را انجام می‌دهند
  کاندیداهای نهایی انتخابات ریاست جمهوری هنگام ثبت نام چه گفتند؟
  رئیسی فعالیت انتخاباتی خود را آغاز کرد
  آخرین خبر درباره لغو مناظره‌ زنده نامزدهای ریاست‌جمهوری
  آیت الله موحدی کرمانی: مناظره های انتخاباتی باید زنده پخش شود
  دلیل جلیلی برای شرکت نکردنش در انتخابات
- اندازه متن: + -  کد خبر: 152482صفحه نخست » شهدا،جانبازان وایثارگرانپنجشنبه، 31 فروردین 1396 - 12:50
ماجرای ترور یک پاسدار به دست منافقین به روایت پدر و مادر شهید
شهیدخبر(شهیدنیوز): مادر و پدر شهید «عادل پدرام» خاطرات فرزندشان و نحوه شهادت وی توسط منافقین را روایت می‌کنند.
  

رحیمه خانم دیس غذا را وسط سفره گذاشت و رو به حبیب آقا گفت: «مراقب باشید عادل نسوزد.» از اتاق بیرون نرفته بود که عادل در حالی که دست ها و پاهای کوچکش را تند و با عجله روی زمین می‌کشید، به طرف او آمد: «ماما!» رحیمه خانم خم شد و او را بغل کرد: «جانم مامان. الان برای بچه‌ام قاقا لی می‌آورم.» بعد او را روی زانوان حبیب آقا نشاند و به آشپزخانه رفت. آقا حبیب صدای ضبط صوت را کمی بلند تر کرد: «آقای خمینی فرموده‌اند سربازان من توی گهواره هستند...» عادل تقلا می‌کرد خودش را از حلقه بازوان پدر بیرون بکشد. آقا حبیب نگاهی به او کرد و زیرلب گفت: «مگر به دست شماها فرجی شود.» عادل از زانوی پدر پایین سرید و دست‌هایش را روی شانه او گذاشت. پاهایش را روی زمین سفت کرد و به سختی ایستاد. آقا حبیب ذوق زده گفت: «آباریکلا بابا...» رحیمه خانم به اتاق آمد و تا چشمش به عادل افتاد، هیجان زده روی زمین نشست و آغوشش را باز کرد: «ماشاءالله پسرم، بیا، بیا!» چشم‌های عادل کوچک از خوشحالی برق افتاد. کند و آرام قدمی برداشت. مادر به طرفش دوید و او را در آغوشش فشرد.

رحیمه خانم عادل را کنار سفره نشاند و در حالی که قطعه سیب زمینی سرخ شده‌ای را با قاشق له می‌کرد، گفت: «کار خدا را چه دیدی؟ اگر خدا بخواهد موسی (ع) توی گهواره، تخت بزرگ فرعون را زیر و رو می کند...»

جبهه

عادل همانطور که یونیفورمش را در می‌آورد، زیرچشمی مادر را می‌پایید: «خدایا چطور به او بگویم؟» رحیمه خانم سینی چای را جلوی او گذاشت و گفت: «عادل نمی‌توانی ما را ببری جماران امام را ببینیم؟» عادل لبخندی زد و جواب داد: «هروقت ملاقات عمومی یا سخنرانی داشتند، می‌برمتان.» رحیمه خانم ابروهایش را در هم کشید و گفت: «تو که محافظ بیتشان هستی. چطور نمی‌توانی برای خانواده‌ات وقت ملاقات بگیری؟» عادل کمی از چای را نوشید و گفت: «قول می‌دهم برای سخنرانیشان ببرمتان. قول!» رحیمه خانم چشم دوخت به صورت نجیب و خسته عادل: «وقتی ببینمشان برایشان تعریف می‌کنم که توی دوره سربازی اعلامیه‌های ایشان را از تو گرفتند و به چهار میخت کشیدند که بقیه را لو بدهی. تمام بدنت را سیاه و کبود کردند، ولی نم پس ندادی. حالا هم که دانشگاه قبول شده‌ای، به جای درس خواندن مدام پی‌کارهای سپاه هستی. همه را می‌گویم! تو که زبان گفتن این چیز‌ها را نداری. من باید بگویم!» عادل خندید و بیشتر به کنار مادر خزید: «مامان اجازه می‌دهی بروم جبهه؟»

-چی؟ ... تو روز و شب توی کمیته و سپاه هستی. 3 برادر کوچک ترت هم توی جبهه هستند. دیگر به گردن تو تکلیفی نیست.

عادل دستش را دور شانه‌های مادر حلقه کرد: «امام دستور دادند هرکس که می‌تواند تفنگ دستش بگیرد، برود جبهه. آن وقت من که نیروی آموزش دیده‌ام، اینجا بنشینم و برای خودم عذر و بهانه بتراشم؟ این تکلیف من است، ولی اگر شما راضی نباشی، نمی‌روم.» رحیمه خانم در حالی که تند تند قندهای حبه شده را از سطل توی قندان می‌ریخت، به صورت گرفته عادل نگاه می‌کرد: «این بچه تا نرود جبهه آرام نمی‌گیرد...» بالاخره طاقت نیاورد و با لحنی قهرآلود گفت: «خوب تو هم برو!» عادل آه کوتاهی کشید و تن خسته‌اش را روی زمین رها کرد: «نه، اینطور فایده ای ندارد. راضی نیستی.» رحیمه خانم متکای کنار دیوار را زیر سر عادل گذاشت و در حالی که به سختی جلو گریه اش را گرفته بود، پیشانی اش را بوسید و گفت: «برو مادر، راضیم به رضای خدا...»

خواستگاری

-صاحبخانه... کسی خانه نیست؟

رحیمه خانم با شنیدن صدای عادل به حیاط دوید و تا چشمش به قد و بالای پسرش افتاد، ذوق زده دستش را روی سینه اش کوبید: «مادر به قربانت، خوش آمدی...» عادل خم شد و دست مادر را بوسید. رحیمه خانم با دلتنگی سر عادل را به سینه اش فشرد و بوی سرو روی غبار نشسته و آشفته او را به مشامش کشید: «دامادیت را ببینم مادر.» عادل خندید و گفت: «برایت عروس نشان کرده‌ام.» رحیمه خان با خنده جواب داد: «از این هنرها نداری پسرکم»

عادل خوب می‌دانست که رحیمه خانم برای شنیدن حرف‌های او بی قرار است. اما با شیطنت ساکت ماند تا مادر به زبان آید!

-عادل راست گفتی که می‌خواهی داماد شوی؟

عادل کمی جا به جا شد و آرام گفت: «یکی از همرزمانم خیلی از خانواده همسرش تعریف می‌کند. می‌گوید خواهر خانمم محجبه و نجیب است. اگر شما راضی باشید، می‌خواهم باجناقش شوم.» رحیمه خانم خندید و گفت: «آخرش توی جبهه زن زندگیت را پیدا کردی؟! چرا راضی نباشم مادر؟ تو هرکس را بخواهی، من هم راضیم. کی برویم خواستگاری؟»

روز وعده

عادل نگاهی به ساعتش کرد و اورکتش را پوشید: «حمید بجنب. دیرم شده‌ها!» حمید با خنده صدایش را بلند کرد: «شاداماد نترس. بدون تو نمی‌روند خواستگاری!» علی از توی راهرو به داخل اتاق سرک کشید و گفت: «بچه‌ها از دفتر امام پیغام رسیده همه باید ریششان را بزنند و با لباس شخصی توی شهر رفت و آمد کنند.» حمید در حالی که سوئیچ موتور را به عادل می‌داد گفت: «منافقان تهدید کرده اند هرکس ریش و شمایل حزب‌اللهی داشته باشد، ترور می‌کنیم.»

باد گرمی می‌وزید و موهای حمید و عادل را پریشان می‌کرد. چند مرد قوی هیکل که یونیفورم سپاه به تن داشتند، به یکباره از خم کوچه‌ای بیرون آمدند و راه آن ها را بستند. حمید فریاد زد: «آنجا را ببین»

-ایست!

عادل با تردید موتور را نگه داشت: «برادر اتفاقی افتاده؟» یکی از آن‌ها جلوتر آمد و با غیظ گفت: «چرا لباس سپاه را پوشیده‌اید؟» عادل جواب داد: «ما نیروی سپاه هستیم. این کارها برای چیست؟» مرد سینه به سینه عادل ایستاد و اسلحه او را از کمرش بیرون کشید. مردم وحشت زده در گوشه کنار خیابان ایستاده بودند و به آن ها نگاه می‌کردند. مرد به یکباره اسلحه را به طرف مردم گرفت: «چه خبر است؟ اختلاط چند همکار تماشا دارد؟» عادل صدایش را بلند کرد: «چرا بی‌جهت مردم را می‌ترسانی؟» با تشر دوباره مرد، عده‌ای هراسان از آن جا دور شدند. کسانی که ایستاده بودند، هنوز گیج و مات به آن ها نگاه می‌کردند. تا عادل دستش را برای پس گرفتن اسلحه پیش برد، مرد 4 گلوله پی در پی توی سینه اش نشاند. خون از سر و سینه عادل فوران زد و هیکل ترکه‌ای اش نقش زمین شد. حمید به طرف مرد خیز برداشت. مرد آخرین گلوله توی خشاب را توی سینه او نشاند... سال ها بعد از شهادت عادل، رحیمه خانم و آقا حبیب به دیدار امام (ره) رفتند.

   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظرات کاربران: 1 نظر (فعال: 1 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
ناشناس
| 1396/1/31 - 19:01 |     0     0     |
اوایل انقلاب هرکسی شبیه پاسدارا هم بود ترور میکردن


نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
   تلنگر  
  فرزند جانبازی که با شهادت از میان ما پر گشود

  پیام تشکر مجمع ملی فرزندان جانباز از قائم مقام بنیاد شهید و امور ایثارگران

  اعتراض یک رهبر انقلابی بحرین در زندان

  «توبه نامه 62 بندی» دانش آموز شهید، سرلوحه جویندگان حق

  محمد مهدی همت و یک عکس تاریخی

  هیچ لکه ایی بر گردن شهید نمی نشیند جز لکه ایی از جنس ماه

  شرکت 9 گروه از مخالفان سوریه در مذاکرات آستانه

  فوتوتیتر/ خدا می‌داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست

  دیدار رئیس‌جمهور عراق با مسعود بارزانی

  عاشقانه‌های یک همسر جانباز اعصاب و روان

  مجید صالحی: فیلم «چراغ‌های ناتمام» را ادای دین به شهدا می‌دانم

  دیدار هئیت مدیره مجمع ملی فرزندان جانباز با تعدادی از آتشنشان های مستقر در پلاسکو

  شرط شهید شدن از نظر حاج قاسم

  فوتوتیتر/ اهمیت فضای مجازی به اندازه اهمیت انقلاب اسلامی است

  ظهور محقق نمی شود مگر با بارها آزمایش

  به همین سادگی و صراحت

  ثواب مرگ بر آمریکا کمتر از صلوات نیست

  دعایمان کن

  عکس/ هم عهدی با 3نسل پیش

  سعی کنید قرآن انیس و مونستان باشد

 
 
   پربحث ترین مطالب  
  نتیجه راه نیفتادن تولید داخلی، بیکاری واعتیاد ومفاسد گوناگون است
39 نظر (فعال: 38 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 1)
    یادداشتی برای شهید مدافع حرم حسین غلامی:چه راحت لذت رفاه دنیا را رها کردی ورفتی
34 نظر (فعال: 31 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 3)
  تهاجم آمریکا به سوریه خطایی راهبردی است/ مسئولان قبلی آمریکا داعش را به وجود آوردند و مسئولان کنونی در حال تقویت آن هستند
31 نظر (فعال: 30 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 1)
    باپرهیز از سیاسی کاری، از فرامین مقام معظم رهبری درانتخابات ریاست جمهوری و شوراها پیروی شود
31 نظر (فعال: 28 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 3)
  لبخند"شهیدمدافع حرم کربلایی حسین معز غلامی" در هیات فرزندان شهدای اسلام
31 نظر (فعال: 28 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 3)
    سوریه محور مواصلاتی مبارزه با شیطان بزرگ/ پرچم مبارزه با رژیم صهیونیستی در دستان مدافعان حرم است
29 نظر (فعال: 27 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 2)
  وظیفه فوری مسئولان کمک به آسیب دیدگان است
32 نظر (فعال: 27 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 5)
    تقویت اقتصادی، نقطه‌ کلیدی و دارای اولویت کشور است
30 نظر (فعال: 24 ، در صف انتشار: 3، غیر قابل انتشار: 3)
  آقای گزارشگر! آنیلی‌ها قاتل شهید شیعه دلباخته انقلاب هستند
31 نظر (فعال: 23 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 8)
    خانواده های شهدای فاطمیون در مشکلات ومسئولین در خواب هستند
27 نظر (فعال: 21 ، در صف انتشار: 4، غیر قابل انتشار: 2)
 
   اخبار عربی  
  السلطات السعودیة تمتثل لقرار واشنطن فیما خصّ حظر السفر.
    للمرة الثانیة...فبرایر الماضی الأشد حرّاً على الإطلاق.
  حالتا زواج کل دقیقة فی هذا البلد العربی.
    ضمان هواتف آبل من 60 یوم الى سنة کاملة.
  روسیا تبحث مع اندونیسیا عقد لتورید غواصتی " فارشافیانکا"
    علماء اوکرانیون یبتکرون دواء للقضاء على السرطان.
  أبرز التطورات على الساحة السوریة 21/3/2017
    أغلى الماسة للبیع.
  الیابان تؤکد مشارکتها فی مناورات بحریة کبرى فی المحیط الهادئ.
    أفضل معلمة فی العالم ...کندیة.
  العثور على کنز فی نهر بالصین.
    الوکالة الدولیة للطاقة الذرّیّة تعلن عن زیادة کوریا الشنالیة لقدراتها النوویة بشکل نشط.
  تقنیة "لای_فای" بسرعة تفوق "وای_فای" ب 100 مرّة.
    حقائق صادمة عن شرب المیاه مع اللیمون.
  الهیئة الروسیة للتعاون الفدرالی لا تؤکد تسلیم الصین لمنظومات اس-400.
    7 علامات تدل على إصابتک بانهیار عصبی.
  دراسة تکشف أصح قلوب فی العالم.
    الجیش السوری یحبط هجوماً جدیداً للنصرة و فیلق الرحمن شرق دمشق.
  وزیر الطاقة اللبنانی للمیادین نت: لبنان لن یتراجع عن حقوقه النفطیة مهما کانت التهدیدات.
    بریطانیا تعلن عملیّة بدء الخروج من الإتحاد الاوروبی فی 29 آذار.
  الإمام الخامنئی یسمّی العام الإیرانی الجدید ب" الإقتصاد المقاوم...الإنتاج و فرص العمل."
    موقع والاه: الأسد یحاول تغییر قواعد اللعبة بمواجهة إسرائیل.
  هآرتس: قدرة المناورة الإسرائیلیة على الحدود مع لبنان و سوریا تتراجع.
    ماهی طائرة التجسس الصهیونیة 'سکای لارک' التی أسقطها الدفاع الجوی السوری فی ریف القنیطرة?
  قائد سرایا عاشوراء کاظم الجابری ل"العهد": الحسم النهائی لمعرکة الموصل بات وشیکاً جدّاً.
    الجیش السوری یسقط طائرة استطلاع إسرائیلیة فوق القنیطرة.
  الأف بی آی تؤکّد رسمیّاً التحقیق فی التدخّل المزعوم لروسیا فی الإنتخابات الامیرکیة.
    15 شهیداً على الأقل بانفجار سیارة مفخّخة فی بغداد.
  ترامب یلتقی العبادی: کان علینا ألّا ننسحب من العراق.
    إجتماع فی روما بشأن خطّة لوقف تدفّق المهاجرین من لیبیا.
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© شهیدخبر 1390
info@shahidnews.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار