خانه   |  ارتباط با ما   |  جستجو   |  دریافت اپلیکشن اندروید شهید خبر    RSS   |  ارسال خبر   |  پیوندها   |  درباره ما  
  تازه ها:  
   سیاست / انتخابات  
  مهمترین انتظار مردم از رییس جمهور آینده + فیلم
  دومین نشست هیات اجرایی مرکزی انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد
  بلومبرگ: وضعیت روحانی در طبقات پایین متزلزل است
  باید‌ها و نباید‌های رئیس‌جمهور آینده
  باید انتخابات را به عرصه مبارزه با فساد و دروغ تبدیل کنیم/از همه نامزدها برای حضور در دانشگاه ها دعوت می کنیم
  طلایی: رد صلاحیتم را از مراجع قانونی پیگیری می کنم
  چمران:‌ به یک لیست 70 نفره رسیده‌ایم
  جمعی از نمایندگان مجلس با حجت‌الاسلام رئیسی دیدار می‌کنند
  هاشمی‌طبا: به نفع روحانی کنار نمی‌روم
  روایت رهامی از جزئیات دیدارش با رهبر انقلاب
  نعیمی‌پور: جهانگیری ستاد تشکیل نمی‌دهد
  آخرین وضعیت از چینش لیست اصلاح‌طلبان برای انتخابات شورای شهر تهران
  اعلام زمان قرعه کشی تبلیغات نامزدها از صدا و سیما
  ۳۰۰ هزار نیروی پلیس آماده برگزاری انتخابات امن
  ۳۰۰ هزار نیروی پلیس آماده برگزاری انتخابات امن
  زیباکلام: اگر هاشمی حضور داشت...
  نیکزاد رئیس ستاد انتخابات رئیسی شد
  تب انتخابات بالا گرفت
  معمای مناظره ها؛ تصمیم نهایی امروز گرفته می شود
  واکنش شهردار مشهد به احتمال استعفا از سمت شهرداری مشهد
  توضیحات فرماندار تهران درباره وضعیت امنیتی اطراف خانه احمدی‌نژاد
  توضیحات رئیسی درباره فساد مالی قائم مقام سابق آستان قدس
  قالیباف: می‌توان نابه‌سامانی‌های کشور را ۴ ساله سامان داد
  چه کسی از مناظره زنده ترسید؟
  کمالی: روحانی و جهانگیری کار مشترکی را انجام می‌دهند
  کاندیداهای نهایی انتخابات ریاست جمهوری هنگام ثبت نام چه گفتند؟
  رئیسی فعالیت انتخاباتی خود را آغاز کرد
  آخرین خبر درباره لغو مناظره‌ زنده نامزدهای ریاست‌جمهوری
  آیت الله موحدی کرمانی: مناظره های انتخاباتی باید زنده پخش شود
  دلیل جلیلی برای شرکت نکردنش در انتخابات
- اندازه متن: + -  کد خبر: 152337صفحه نخست » شهدا،جانبازان وایثارگرانچهارشنبه، 30 فروردین 1396 - 11:29
یادداشتی از زندگی یک فرزند جانباز شهید
یادداشتی از زندگی یک فرزند جانباز شهیدشهیدخبر(شهیدنیوز): پدر که رفت دیگر خیلی سخت‌تر شد. با وجود اینکه می دانستم پدرم شهید شده است و دیگر نزد ما نیست، نمی دانم چرا قبول نبودنش، برایم مشکل بود. تا مدتی بعد از شهادت پدرم، انتظار آمدنش را می کشیدم. با وجود اینکه مراسم تشییع و خاکسپاریش را دیده بودم، ولی دوست نداشتم که باور کنم، دیگر به خانه نخواهد آمد. نزدیک به شش ماه، نبود پدر را با تمام وجود لمس کرده بودم، اما، باز هم امید داشتم که خواهد آمد.
  

شهید خبر/شهید نیوز: متنی را که می خوانیم، تنها بخش کوچکی از سختی ها و مشکلات یک فزرند شهید است که پدرش جانباز اعصاب و روان بوده و پس از تحمل سال ها رنج کشیدن خود و خانواده اش به دوستان شهیدش پیوسته است:

هیچ کس از برای ما اشکی نریخت
آنکه با ما بود هم از ما گریخت 
روزگاری ست که حالم دیدنی ست
حال من ازاین وان پرسیدنی ست
گاه گاهی بر زمین زل می زنم
گاه برحافظ تفعل می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل امد که حالم راگرفت
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

قلبم درد می کند،بغض گلویم را می گیرد. وقتی به یاد زندگی 31ساله خودم فکر می کنم، با خودم می گویم ای خداااا پس کی تمام میشود؟ آنقدر با اشک هایم می نویسم که خدا دلش برایم بسوزد و تاوان اشک هایم را بدهد.
پدرم در سن 36 سالگی در1367/03/26 در منطقه عملیاتی فاو در یکی از روستاهای شیخ نشین عثمانی با جانبازی بالای 60 درصد شیمیایی و اعصاب و روان مجروح شد. 14 سال با آن دست و پنجه نرم کرد و در سال 1380 در بیمارستان ساسان به درجه رفیع شهادت نائل شد. او عاشق سقایی بود، همیشه و در هر حالی ذکر ابوالفضل بر لبش بود. پدرم ابوالفضلی بود و هر سال مراسم طشت گذاری داشت با همان بیماریش و همیشه مرا هم به آقایم ابوالفضل العباس (ع)می سپرد.
در زمان مجروحیتش، من، 4 سال به همراه 3 برادر و یک خواهر بودم. چند سالی که خردسال بودم متوجه جانبازی و بیماری که یادگار دوران جبهه و جنگ بود و هم خودش و خانواده ام را آزار می داد نبودم. مادرم عاشقانه به همسر جانبازش رسیدگی می کرد و او نیز حالا خودش به خاطر تر و خشک کردن همسرش به مشکلاتی مانند بیماری قلبی، آرتروز، کمر درد، درد مفصل و بیماریهای مختلف مبتلا شده است.  مادرم با خیر خواهی به مدت 14 سال زندگی، رنجی را تحمل کرد که فقط حرفش ساده است و درک آن بسیار سخت است. در واقع او نیز جانبازی کرد.

به سنی رسیدم که تمامی آن خاطرات در ذهنم نقش می بست، خاطراتی بسیار تلخ، خاطراتی که هر لحظه و هر زمان به یادم می آید و جلوی چشمانم است. ناخودآگاه اشک از چشمانم سرا زیر می شود، سخت است پشت سر گذاشتن زخم هایی که التیامی ندارند!

جنگ تمام شده بود، اما جنگ تحمیلی هنوز در خانه ما ادامه داشت و با ما زندگی می کرد. یادگاری از روزهای آتش و خون داشتیم.
مردم با جانبازانی که دست و پای خود را از دست داده بودند با رعایت احترام رفتار می کردند، اما نسبت به جانبازان اعصاب و روان جنگ رفتارشان طور دیگری بود و این نوع نگاه و رفتار در جامعه بیشتر به ما آسیب می رساند.
هیچ کس درد مرا نخواهد فهمید که چطور وقتی پدرم فریاد می کشید، با پاهای کودکانه از مهلکه پر تنش می گریختم.
چطور وقتی پدرم گریه می کرد و سر به دیوار می کوبید تاب و قرارم را از دست می دادم.
هیچ کس نخواهد فهمید، چه شبها که او خواب نداشت و من خودم را به خواب می زدم.
هیچ کس نفهمید که چگونه جلوی چشمانمان آنقدر درد می کشید، که دیگر حتی برای درد کشیدن نایی نداشت.
هیچ کس نخواهد فهمید شب هایی که بچه ها آرام بر روی بالشی که بروی پای پدرانشان است می خوابیدند، من و برادرانم بالش بر روی پای پدرم می گذاشتیم تا به خودش صدمه نزند. اما هر بار با موج گرفتگی و تشنج او به گوشه ای از اتاق پرت می شدیم.
وقتی موج گرفتگی به او دست میداد زورش 10 برابر می شد.
با یک تلنگر، بخاری وسیله ای می شد برای سوختن خانه. با یک تلنگر، ظرف غذا را به سمت من و برادرانم پرت می کرد.
هیچ کس  درد کبودی های روی بدنمان را نفهمید.
هیچ کس درد اشک های پدر را نفهمید.
هیچ کس نمی تواند بفهمد روح و جسم بیمار پدر، چه بر سر مادر و شادی های کودکی مان آورد. 
تمام زندگی خانواده هفت نفری ما، پر از درد و غم و بدبختی بود. با حقوق مستمری کم پدرم روزگار می گذراندیم. نگاه های مردمی که همیشه به عنوان آدم‌های گرفتار نگاهمان  کردند. همیشه در سختی، فشار بودیم. باعث افتخار اطرافیان که نبودیم هیچ، طردمان هم کردند.
تا چه زمانی به عنوان وارثان جانباز اعصاب و روان و شیمیایی، سیلی صبر به صورتمان بزنیم و پدر تا چه وقت باید از شرم گل گون باشد؟

مادرم گریان، برادرانم نگران و من محکوم به فروخوردن بغض ترکیده در گلو بودم. زندگی و درس خواندن در این سالها با مشقت و دل نگرانی و ترس می گذشت. همیشه یک چشممان خون و یک چشممان اشک بود. اما مادرم، که از خداوند عاجزانه آرزوی شفا و سلامتیش را دارم، برای ما هم پدر، هم مادر و هم یار ما بود. سعی می کرد، ما کمترین آسیب را ببینیم. در این سالها با تجویز پزشک، برای درمان شیمیایی، چند سال به آب و هوای خشک شهرستان نیشابور مهاجرت کردیم، وقتی دیدند تاثیری ندارد به آب و هوای مرطوب، که آنجا هم تاثیری نداشت. به ناچار، به تهران برگشتیم.

درد و تحمل، دو واژه ای بود که در سرتاسر زندگی خانواده ما سایه افکنده بود . سایه درد بر سر ما، مانند شبحی شوم، هر روز بیشتر و بیشتر می شد. تحمل می کردیم، اما، روح و جسممان، هر روز فرسوده تر و فرسوده تر می شد، تا جایی که داشتیم از زندگی، نا امید می شدیم .

کم لطفی پزشکان و بیمارستان ها از یک طرف، بی تفاوتی مسوولین  از سوی دیگر. راهی جز توسل باقی نمانده بود، با چشمان اشک بار و قلب کودکانه، هر لحظه ورد زبانمان این بود، یا امام رضا پدرم را شفا بده، یا سید الشهدا پدرم را شفا بده. اما، ناله های پدر بود که اجابت یافته بود. شفا نمی خواست، انگار به آرزویش رسیده بود، به مولا و سرور و سالارش ابوالفضل، سلام می داد و این آخرین جمله او بود که ما در بیمارستان ساسان، از او شنیدیم و در دلمان حسرت چون او جان سپردن، باقی ماند. عظمت لحظه شهادت پدر، دلمان را چنان لرزاند که آرزوی شهادت کردیم.

 پدر که رفت دیگر خیلی سخت‌تر شد. با وجود اینکه می دانستم پدرم شهید شده است و دیگر نزد ما نیست، نمی دانم چرا قبول نبودنش، برایم مشکل بود. تا مدتی بعد از شهادت پدرم، انتظار آمدنش را می کشیدم. با وجود اینکه مراسم تشییع و خاکسپاریش را دیده بودم، ولی دوست نداشتم که باور کنم، دیگر به خانه نخواهد آمد. نزدیک به شش ماه، نبود پدر را با تمام وجود لمس کرده بودم، اما، باز هم امید داشتم که خواهد آمد.

خدانگهدارت پدر! شفیع ما در روز قیامت باش. حالا من شده بودم "فرزند شهید "، نبود پدر در تمام مراحل زندگیم برایم مشکل بود. موقع یک خرید ساده، زمان برگزاری آزمون کنکور و خیلی وقت های دیگر جای خالیش را حس می کردم، اما لحظه ای که این خلأ را با تمام وجودم احساس کردم، روز خواستگاری رفتنم بود. لحظه ای که نبود پدر را با تمام گوشت و پوست و استخوانم لمس کردم، لحظه ای که نبود یک ستون محکم برای تکیه دادن به آن را احساس کردم. لحظه ای که دوست داشتم به هر قیمتی که شده، فقط پدرم کنارم باشد...

یادداشتی از زندگی یک فرزند جانباز شهید

   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظرات کاربران: 13 نظر (فعال: 12 ، در صف انتشار: 1، غیر قابل انتشار: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
ولی
| 1396/1/30 - 14:19 |     0     0     |
چرا باید مردم رو مجبور کنید دلشون به اینها بسوزه؟؟؟

ناشناس
| 1396/1/30 - 20:34 |     0     0     |
واقعا زندگی کردن با یک جانباز اعصاب و روان کار بسیار سختیه

ناشناس
| 1396/1/31 - 11:26 |     0     0    
پاسخ: لطفا فیلم سخنرانی آقا را بگذارید. تشکر

ناشناس
| 1396/1/30 - 22:09 |     0     0     |
مردم با جانبازانی که دست و پای خود را از دست داده بودند با رعایت احترام رفتار می کردند، اما نسبت به جانبازان اعصاب و روان جنگ رفتارشان طور دیگری بود و این نوع نگاه و رفتار در جامعه بیشتر به ما آسیب می رساند.

غفاری
| 1396/1/31 - 11:26 |     0     0     |
کسی میخواهد بترسد بترسد اما از طرف مردم نترسد به حساب مردم نترسد، ملت ایستادند

ناشناس
| 1396/1/31 - 17:57 |     0     0     |
پدر بی تو هوای حوصله ام ابری است
بی تو انگار آفتاب زندگی ما نمی تابد

بی تو هر صبح مثل یک غروب آدینه است

بی تو آرزوهایمان قد خمیده اند

و تو نیستی تا بدانی چطور تنهایی سخت است

تو نیستی تا بدانی اندوه و نبودن و نداشتن تو

برای ما بزرگ و سخت است

پدر براستی چقدر صبوری سخت است.

ناشناس
| 1396/1/31 - 18:55 |     0     0     |
این انقلاب رو کیا حفظ کردند و کیا بهرشو بردند

ناشناس
| 1396/2/1 - 17:46 |     0     0     |
ین زندگی قشنـــــــگ من مال شما
ایام سپیـــــــــــــد رنگ من مال شما

بابای همیشه خوبــــــــ من را بدهید

این سهمیه های جنگ من مال شما

ناشناس
| 1396/2/2 - 08:06 |     0     0     |
اگر هم سختی کشیدن عوضش انقدر امتیاز گرفتن که می ارزه

ناشناس
| 1396/2/2 - 09:52 |     0     0     |
چرا خانواده شهدا فکر میکنن مردم بهشون بدهکارن؟؟خب هرکشوری بهش حمله بشه مردمش برای دفاع میپردازن

ناشناس
| 1396/2/2 - 15:02 |     0     0     |
زندگی سختی داشتن این عزیزان
خدا از سر تقصیرات ما بگذره

ناشناس
| 1396/2/2 - 18:19 |     0     0     |
پدرت ابوالفضلی بود و به ابولفضل هم رسید


نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
   تلنگر  
  فرزند جانبازی که با شهادت از میان ما پر گشود

  پیام تشکر مجمع ملی فرزندان جانباز از قائم مقام بنیاد شهید و امور ایثارگران

  اعتراض یک رهبر انقلابی بحرین در زندان

  «توبه نامه 62 بندی» دانش آموز شهید، سرلوحه جویندگان حق

  محمد مهدی همت و یک عکس تاریخی

  هیچ لکه ایی بر گردن شهید نمی نشیند جز لکه ایی از جنس ماه

  شرکت 9 گروه از مخالفان سوریه در مذاکرات آستانه

  فوتوتیتر/ خدا می‌داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست

  دیدار رئیس‌جمهور عراق با مسعود بارزانی

  عاشقانه‌های یک همسر جانباز اعصاب و روان

  مجید صالحی: فیلم «چراغ‌های ناتمام» را ادای دین به شهدا می‌دانم

  دیدار هئیت مدیره مجمع ملی فرزندان جانباز با تعدادی از آتشنشان های مستقر در پلاسکو

  شرط شهید شدن از نظر حاج قاسم

  فوتوتیتر/ اهمیت فضای مجازی به اندازه اهمیت انقلاب اسلامی است

  ظهور محقق نمی شود مگر با بارها آزمایش

  به همین سادگی و صراحت

  ثواب مرگ بر آمریکا کمتر از صلوات نیست

  دعایمان کن

  عکس/ هم عهدی با 3نسل پیش

  سعی کنید قرآن انیس و مونستان باشد

 
 
   پربحث ترین مطالب  
  نتیجه راه نیفتادن تولید داخلی، بیکاری واعتیاد ومفاسد گوناگون است
39 نظر (فعال: 38 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 1)
    یادداشتی برای شهید مدافع حرم حسین غلامی:چه راحت لذت رفاه دنیا را رها کردی ورفتی
34 نظر (فعال: 31 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 3)
  تهاجم آمریکا به سوریه خطایی راهبردی است/ مسئولان قبلی آمریکا داعش را به وجود آوردند و مسئولان کنونی در حال تقویت آن هستند
31 نظر (فعال: 30 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 1)
    باپرهیز از سیاسی کاری، از فرامین مقام معظم رهبری درانتخابات ریاست جمهوری و شوراها پیروی شود
31 نظر (فعال: 28 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 3)
  لبخند"شهیدمدافع حرم کربلایی حسین معز غلامی" در هیات فرزندان شهدای اسلام
31 نظر (فعال: 28 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 3)
    سوریه محور مواصلاتی مبارزه با شیطان بزرگ/ پرچم مبارزه با رژیم صهیونیستی در دستان مدافعان حرم است
29 نظر (فعال: 27 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 2)
  وظیفه فوری مسئولان کمک به آسیب دیدگان است
32 نظر (فعال: 27 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 5)
    تقویت اقتصادی، نقطه‌ کلیدی و دارای اولویت کشور است
30 نظر (فعال: 24 ، در صف انتشار: 3، غیر قابل انتشار: 3)
  آقای گزارشگر! آنیلی‌ها قاتل شهید شیعه دلباخته انقلاب هستند
31 نظر (فعال: 23 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 8)
    خانواده های شهدای فاطمیون در مشکلات ومسئولین در خواب هستند
27 نظر (فعال: 21 ، در صف انتشار: 4، غیر قابل انتشار: 2)
 
   اخبار عربی  
  السلطات السعودیة تمتثل لقرار واشنطن فیما خصّ حظر السفر.
    للمرة الثانیة...فبرایر الماضی الأشد حرّاً على الإطلاق.
  حالتا زواج کل دقیقة فی هذا البلد العربی.
    ضمان هواتف آبل من 60 یوم الى سنة کاملة.
  روسیا تبحث مع اندونیسیا عقد لتورید غواصتی " فارشافیانکا"
    علماء اوکرانیون یبتکرون دواء للقضاء على السرطان.
  أبرز التطورات على الساحة السوریة 21/3/2017
    أغلى الماسة للبیع.
  الیابان تؤکد مشارکتها فی مناورات بحریة کبرى فی المحیط الهادئ.
    أفضل معلمة فی العالم ...کندیة.
  العثور على کنز فی نهر بالصین.
    الوکالة الدولیة للطاقة الذرّیّة تعلن عن زیادة کوریا الشنالیة لقدراتها النوویة بشکل نشط.
  تقنیة "لای_فای" بسرعة تفوق "وای_فای" ب 100 مرّة.
    حقائق صادمة عن شرب المیاه مع اللیمون.
  الهیئة الروسیة للتعاون الفدرالی لا تؤکد تسلیم الصین لمنظومات اس-400.
    7 علامات تدل على إصابتک بانهیار عصبی.
  دراسة تکشف أصح قلوب فی العالم.
    الجیش السوری یحبط هجوماً جدیداً للنصرة و فیلق الرحمن شرق دمشق.
  وزیر الطاقة اللبنانی للمیادین نت: لبنان لن یتراجع عن حقوقه النفطیة مهما کانت التهدیدات.
    بریطانیا تعلن عملیّة بدء الخروج من الإتحاد الاوروبی فی 29 آذار.
  الإمام الخامنئی یسمّی العام الإیرانی الجدید ب" الإقتصاد المقاوم...الإنتاج و فرص العمل."
    موقع والاه: الأسد یحاول تغییر قواعد اللعبة بمواجهة إسرائیل.
  هآرتس: قدرة المناورة الإسرائیلیة على الحدود مع لبنان و سوریا تتراجع.
    ماهی طائرة التجسس الصهیونیة 'سکای لارک' التی أسقطها الدفاع الجوی السوری فی ریف القنیطرة?
  قائد سرایا عاشوراء کاظم الجابری ل"العهد": الحسم النهائی لمعرکة الموصل بات وشیکاً جدّاً.
    الجیش السوری یسقط طائرة استطلاع إسرائیلیة فوق القنیطرة.
  الأف بی آی تؤکّد رسمیّاً التحقیق فی التدخّل المزعوم لروسیا فی الإنتخابات الامیرکیة.
    15 شهیداً على الأقل بانفجار سیارة مفخّخة فی بغداد.
  ترامب یلتقی العبادی: کان علینا ألّا ننسحب من العراق.
    إجتماع فی روما بشأن خطّة لوقف تدفّق المهاجرین من لیبیا.
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© شهیدخبر 1390
info@shahidnews.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار