خانه   |  ارتباط با ما   |  جستجو   |  دریافت اپلیکشن اندروید شهید خبر    RSS   |  ارسال خبر   |  پیوندها   |  درباره ما  
  تازه ها:  
   آخرین مطالب  
  قصص الشهداء
  بازتاب بیانات رهبر معظم انقلاب در ششمین کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه فلسطین در رسانه‌های غربی چگونه بود
  ادبیات پایداری از خاکریزها دور نشود
  هلاکت خطرناک‌ترین رابط «جبهه‌النصره» و صهیونیستها
  داعش مسئولیت انفجارهای «الباب» را برعهده گرفت
  خود را برای هر چیزی آماده کرده‌ایم
  ملت ایران فرشته آزادی بخش در عراق و سوریه
  الگوگیری از رفتار حضرت زهرا(س) در تربیت فرزند
  آزادسازی خرمشهر با تدبیر شهید خرازی
  ریا و ربا، خانمانسوز و خطری برای جامعه اسلامی
  دستگیری ۳ شبکه بزرگ مفاسد اقتصادی توسط اطلاعات سپاه
  آمادگی طرف‌‌های سوری برای نشستن دور یک میز در ژنو
  حمله نظامیان صهیونیست به فلسطینیان در سالگرد جنایت حرم ابراهیمی
  قصص الشهداء
  هشدار مقامات امنیتی واشنگتن طرح ترامپ درباره «سپاه» را متوقف کرد
  رادیو داعش ازکار افتاد
  فلسطین قابل تقسیم نیست
  پلیس عراق به یک کیلومتری مرکز موصل رسید
  سفر رئیس مرکز فرماندهی ارتش آمریکا به سوریه
  افشاگری بی‌سابقه کارشناس بی‌بی‌سی از حمایت سازمان جاسوسی ترکیه از کانال موهن به شهدا
  دشمة السید عباس
  دفع حملات سنگین تروریست‌ها در غرب شهر تدمر+نقشه
  وتوی قطعنامه شورای امنیت علیه دمشق
  سقوط یک جنگنده اردنی عضو ائتلاف سعودی
  یک دانستنی مفید برای فعالان مجازی
  طراحی الگوی مدیریت منابع انسانی فرماندهان دفاع مقدس
  شریعت، تهدیدی علیه آمریکا
  تقلیص اللاتوازن...افقد اسرائیل الجاهزیة فی مواجهة حزب الله.
  قصص الشهداء
  افشای پیشنهادهای دی‌میستورا به دولت سوریه و مخالفان
- اندازه متن: + -  کد خبر: 141568صفحه نخست » شهدا،جانبازان وایثارگراندوشنبه، 11 بهمن 1395 - 20:15
صورتش زیبا بود و سیرتش زیباتر
شهیدخبر(شهیدنیوز): آن روز هم قسمت شد و در بهشت رضا آخرین نماز جماعت دونفره را در پای مزار شهید مصطفی عارفی خواندیم. بعد از اتمام نماز هر دو با مزار شهید خلوت کردیم. موقع رفتن دیدم آقا حسین اشاره کرد به قبر دوستش و گفت: « آقا مصطفی حرف‌هایی که بهت زدم فقط یادت نرود.» من هم آن لحظه از او سؤال نکردم که شما چه خواهشی از شهید داشتی. فردایش دیدیم که به حسین زنگ زدند و کارهای اعزامی‌اش به صورت معجزه‌وار جور شد. شب شهادتش در آخرین تماس به من گفت برو سر قبر شهید مصطفی عارفی و از او تشکر کن.
  

زیبایی چهره شهید حسین هریری باعث شده بود در جبهه مقاومت اسلامی به «قمر فاطمیون» معروف شود. حسین یک ایرانی ساکن خراسان رضوی بود که بنا به دلایلی از طریق لشکر فاطمیون به سوریه اعزام شد و در 20 آبان ماه 1395 در سن 27 سالگی به خیل شهدای مدافع حرم پیوست. او که به تازگی نامزد کرده بود، دوست نداشت ازدواجش مانعی برای دفاع از حریم اهل بیت شود. بنابراین با همسرش شرط کرد همچنان رزمنده مدافع حرم باشد و مدتی پس از نامزدی به سوریه رفت و قدم به حجله شهادت گذاشت. «زهرا سادات رضوی» همسر شهید متولد 1376 است. دختر جوانی که هنوز زندگی مشترکش را آغاز نکرده، همسر شهید شد. او در گفت‌وگویی از شناخت یک شهید در دوران چهارماهه نامزدی‌اش می‌گوید که برای او یک عمر گذشته است.

فصل مشترک زندگی شما و شهید هریری به چه شکلی رقم خورد و چطور با هم آشنا شدید؟

شهید کارمند پدرم در بخش بازرسی قطار شهری و بازرسی قطار متروی مشهد بود. از طرفی پدر من و ایشان هشت سال با یکدیگر رفیق بودند و همدیگر را می‌شناختند. همین طور در هیئات مذهبی حسین آقا با برادرم دوست شده بودند. مادر آقا حسین در مراسم روضه‌ای که در خانه‌مان برگزار شده بود من را دید و بعد از گذشت مدتی از این موضوع ایشان من را برای پسرش خواستگاری کرد. یک روز خانواده حسین با خود حسین برای مراسم خواستگاری به خانه ما آمدند.

قبل از نامزدی‌تان، حسین آقا به جبهه سوریه اعزام شده بود؟

بله، شهید یکبار اسفند 94 تا اردیبهشت سال 95 به مدت سه ماه در سوریه به سربرده بود. از قرار وقتی دوست صمیمی حسین به شهادت رسید او هم به ایران بازمی‌گردد.

معیارهای یک رزمنده مدافع حرم برای ازدواج چه بود؟

اتفاقاً یکی از شرط‌هایش این بود که چون رزمنده مدافع حرم هستم دوست دارم باز هم به عنوان مدافع حرم باقی بمانم و نمی‌خواهم ازدواج مانعی برای اعزام مجددم شود. در پاسخ گفتم دقیقاً من هم از همسر آینده‌ام این انتظار را داشتم که حداقل یکبار هم شده برای دفاع از حرم بی‌بی زینب (س) گامی برداشته باشد. پس چه بهتر که شما خودتان مشتاق این امر هستید. همسرم از شرط من خیلی تعجب کرد. زیرا هر کجا که رفته بود و این شرط اعزام شدن مجدد خودش را به سوریه اعلام کرده بود طرف مقابل نپذیرفته بود. حتی خود شهید به من گفت شما چرا قبول کردید؟ خیلی از دخترهای نسل امروزی در این وادی‌ها نیستند. عجیب است که شما پذیرفتید.

واقعاً به عنوان یک جوان نسل امروز چطور قبول کردید که همسر آینده‌تان به جایی برود که احتمال شهات و جانبازی‌اش است؟

بنده این شرط را قبول کردم چون به این موضوع خیلی اعتقاد داشتم که مرگ در دست خداوند است حتی اگر در هر شرایطی قرار بگیرید تا زمانی که خود خدا نخواهد چیزی نمی‌تواند به شما آسیب وارد کند. برگشتم به خواستگارم گفتم اگر قرار است برای شما اتفاقی بیفتد چه شما برای دفاع از بی‌بی زینب(س) در سوریه باشید یا در خانه خود نشسته باشید حتماً اتفاق می‌افتد. پس بهتر است که مرگمان به شهادت ختم شود که در برابر خداوند ارزش معنوی داشته باشد. من خودم به عنوان یک خانم نمی‌توانستم برای دفاع از حرم زینب (س) حضور داشته باشم چرا به شریک زندگی‌ام که توانایی این کار را دارد اجازه ندهم برود. شاید باورتان نشود از روزی که همسرم برای اعزام مجدد می‌خواست راهی شود خودم پا به پایش او را همراهی کردم. حتی خود شهید به علت اعتقادی که داشت به من می‌گفت چون تو دختر سید هستی فرم مشخصات بنده را بنویس ارسال کن تا کارهایم زودتر انجام شود. از آنجا که شهید در اعزام‌های قبلی توسط دشمن شناسایی شده بود برای اعزام مجدد با مشکل رو به رو بود. در هر حال من دوست نداشتم در رفتن همسرم به سوریه «نه» بیاورم که حتی حسین آقا برگشت از من پرسید تو واقعاً از ته قلبت راضی هستی که من به سوریه اعزام شوم. در جواب گفتم هرچه خدا صلاح می‌داند همان خواهد شد و نمی‌خواستم در روز محشر شرمنده حضرت بی‌بی زینب (س) باشم.

نامزدی‌تان چقدر طول کشید؟ در صحبت‌هایتان گفتید که شهید توسط تروریست‌ها شناخته شده بود پس اعزام مجددش چطور انجام گرفت؟

من و شهید 20 تیرماه سال 95 رسماً به عقد یکدیگر درآمدیم. بعد از یک ماه قصد رفتن به سوریه را کرد که حتی دوستانش به او گفتند شما تازه عقد کردی برای چه می‌خواهی بروی. در همین حین از تهران پرونده اعزامی‌اش برگشت خورد، چون چهره حسین در سوریه نزد تروریست‌ها شناخته شده بود. برای اعزام مجددش به او اجازه ندادند که برود تا اینکه با تلاش بسیار موفق شدند. 10 آبان‌ماه 95 با نام مستعار قمر فاطمیون و از طریق لشکر فاطمیون توانست اعزام داشته باشد. 22 آبان‌ماه هم به شهادت ‌رسیدند کلاً چهارماه دوران نامزدی ما با هم طول کشید و در اصل خدا خواسته بود در کنار شهید بیشتر باشم تا از او بیشتر درس بگیرم.

چه درس‌هایی را از شهید یاد گرفتید؟

رفتار ایشان خیلی مورد پسند دوستان و آشنایان بود. شهید از بنیانگذاران سه هیئت از جمله عشاق الزهرا در مشهد بودند که با مدیریت وی اداره می‌شد و از شروع روز اول محرم تا پایان صفر برای شهید استراحت معنایی نداشت و بیشتر وقت‌ها در حرم امام‌رضا‌(ع) با هم بودیم و همیشه حرف شهید این بود اگر می‌خواهیم مصیبت اهل بیت(ع) را درک کنیم نباید راحت‌طلبی را در زندگی برای خود اختیار کنیم. بیشتر وقت‌ها نذرهای هیئت را می‌برد در محله‌های فقیرنشین مشهد بین نیازمندان پخش می‌کرد. از کارهای خیر دیگری که انجام می‌دادند به صورت مخفی به افراد نیازمند کمک می‌کردند.

صورتش زیبا بود و سیرتش زیباتر

وقتی با یک رزمنده مدافع حرم پیوند زندگی مشترک می‌بستید، به این موضوع فکر کرده بودند که شاید یک روزی همسر شهید شوید؟

لحظه‌ای که سر سفره عقد نشسته بودم این باور قلبی را داشتم که حسین روزی به شهادت می‌رسد، ولی به خودم می‌گفتم هرچه خدا بخواهد همان خواهد شد. با آنکه خیلی‌ها برگشتند به من گفتند چهره داماد چقدر به شهدا می‌خورد. ما زندگی‌مان را ساده شروع کردیم. هر دو عقیده داشتیم هرچه مهریه کمتر باشد ثواب آن بیشتر است و با اشتیاق هر دو دوست داشتیم به نیت 14 معصوم 14 سکه باشد.

از نحوه شهادتش اطلاع دارید که به چه صورت رقم خورد؟

حسین به عنوان تخریبچی در سوریه فعالیت داشت. دقیقاً بعد از شهادت او تعدادی از همرزمانش اعلام می‌کنند «حلب آزاد شد». یکی از همرزمان شهید تعریف کرد: دشمن در قسمتی از حلب عقب‌نشینی کرده بود. حسین با دو نفر دیگر از دوستانش از جمله شهید بشیری و شهید جهانی برای پاکسازی به آن قسمت منطقه حلب می‌روند. سه تا تله انفجاری در یک خانه بوده که می‌خواستند خنثی کنند. حسین فکر می‌کند این تله‌ها جدا از یکدیگر کار شده‌اند، اصلی را خنثی می‌کند. در صورتی که تله‌های دیگر به صورت مخفی در خانه کار شده بودند. آنها منفجر می‌شوند. اول حسین به شهادت می‌رسد که در حال خنثی کردن تله انفجاری بود و در کنار او هم شهید بشیری و شهید جهانی نیز به شهادت می‌رسند. آن همرزم چهارمی که در این عملیات بوده قبلش به خواست شهید بشیری رفته بود تا ماشین را بیاورد، اما هنوز چند قدمی بیشتر از خانه دور نمی‌شود که تله‌ها منفجر می‌شوند و حسین و دو همرزمش به شهادت می‌رسند.

به عنوان کسی که تنها چند ماه از عقدتان می‌گذشت چطور با خبر شهادت همسرتان رو به رو شدید؟

آن لحظه که خبر شهادت حسین را به من دادند با آنکه همه بیتابی می‌کردند اولین کاری که من کردم دو رکعت نماز شکر خواندم. حال و هوای دلم مصداق این بیت شعر بود «دلم یک جوری ولی پر از صبوری» در دلم غوغا بود ولی خود حضرت زینب (س) یک صبری داده که قابل توصیف نیست. حسین متولد ماه آبان بود که در ماه آبان هم به شهادت رسید.

آخرین دیدارتان با شهید کی بود؟

آخرین دیدارمان دقیقاً ظهر 10 آبان ماه قبل از اعزام حسین به سوریه بود. همسرم وصیتنامه کتبی نداشت ولی به من گفت موقع شهادتم نگذار نامحرم صدای گریه‌ات را بشنود. صبوری را از حضرت زینب(س) بخواه و هر وقت دلت برای من تنگ شد برو در روضه‌های اهل بیت(ع) گریه کن. در آخرین تماس تلفنی از حسین خواستم زود برگردد و دوباره برود. در جوابم گفت به زودی برمی‌گردم یا با پای خودم یا اینکه روی دست مردم! مدت کمی بعد هم که شهید شد. زمانی که در معراج شهدا در مراسم وداع با پیکر حسین بودم او را قسم دادم و خواستم که هر وقت دلتنگش شدم پیشم بیاید تا برای یک لحظه هم شده ببیمنش. وقتی که از مراسم وداع با شهید برگشتم ساعت 11 صبح بود که با همان چادر سیاه خسته بودم و خوابم برد. در خواب «حسین» را با همان لباس‌های خاکی در ضریح حضرت بی‌بی زینب (س) دیدم. دستمال سفید در دستش بود و با لبخند گفت اجازه می‌دهی ضریح را تمیز کنم. من هم با چادر سیاه که به سر داشتم و با چشمان گریان روبه‌روی او ایستاده بودم. سرم را به علامت تأیید تکان دادم. در صورتی که من تا حالا نه سوریه رفته بودم که ببینم ضریح بی‌بی زینب (س) به چه صورت است و نه عکسی از آنجا دیده بودم. وقتی که عکس ضریح را به من نشان دادند دیدم دقیقاً همان چیزی است که در خواب دیدم.

در سخن پایانی اگر مطلبی از دوران نامزدی با شهید داشتید بیان کنید؟

قبل از آنکه کارهای اعزامی حسین درست شود در هشتم آبان‌ماه با هم به بهشت رضا رفتیم. سر مزار شهید مصطفی عارفی دوست، همسرم از خاطره این شهید گفت. می‌گفت پیکرش را بعد از شهادت خودش عقب آورده بود تا از دست تروریست‌ها سالم بماند. به گفته حسین لباس‌هایش به خون شهید متبرک شده بود. من و حسین همیشه نمازهای خودمان را دو نفره به جماعت می‌خواندیم که آن روز هم قسمت شد و در بهشت رضا آخرین نماز جماعت دونفره را در پای مزار شهید مصطفی عارفی خواندیم. بعد از اتمام نماز هر دو با مزار شهید خلوت کردیم. موقع رفتن دیدم آقا حسین اشاره کرد به قبر دوستش و گفت: « آقا مصطفی حرف‌هایی که بهت زدم فقط یادت نرود.» من هم آن لحظه از او سؤال نکردم که شما چه خواهشی از شهید داشتی. فردایش دیدیم که به حسین زنگ زدند و کارهای اعزامی‌اش به صورت معجزه‌وار جور شد. شب شهادتش در آخرین تماس به من گفت برو سر قبر شهید مصطفی عارفی و از او تشکر کن. گفتم: «برای چی؟» در جواب گفت: «چون حاجت من را داد.» بعد از شهادت آقا حسین متوجه شدم حاجتش چی بود./دفاع پرس

   
  

اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظرات کاربران: 2 نظر (فعال: 1 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 1)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | کمترین امتیاز | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
ناشناس
| 1395/11/12 - 17:59 |     0     0     |
شهدای مدافع حرم صادقانه به عهد خود وفا کردند و به هدف نهایی خود که همان شهادت در راه خداست رسیدند و گروهی دیگر از آن ها منتظران شهادت هستند و این تفکر و عقیده عوض شدنی نخواهد بود.


نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
آدرس وب:
نظر
 
  کد امنیتی:
 
   تلنگر  
  محمد مهدی همت و یک عکس تاریخی

  هیچ لکه ایی بر گردن شهید نمی نشیند جز لکه ایی از جنس ماه

  شرکت 9 گروه از مخالفان سوریه در مذاکرات آستانه

  فوتوتیتر/ خدا می‌داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست

  دیدار رئیس‌جمهور عراق با مسعود بارزانی

  عاشقانه‌های یک همسر جانباز اعصاب و روان

  مجید صالحی: فیلم «چراغ‌های ناتمام» را ادای دین به شهدا می‌دانم

  دیدار هئیت مدیره مجمع ملی فرزندان جانباز با تعدادی از آتشنشان های مستقر در پلاسکو

  شرط شهید شدن از نظر حاج قاسم

  فوتوتیتر/ اهمیت فضای مجازی به اندازه اهمیت انقلاب اسلامی است

  ظهور محقق نمی شود مگر با بارها آزمایش

  به همین سادگی و صراحت

  ثواب مرگ بر آمریکا کمتر از صلوات نیست

  دعایمان کن

  عکس/ هم عهدی با 3نسل پیش

  سعی کنید قرآن انیس و مونستان باشد

  فوتوتیتر/ سخن امام خمینی (ره) درباره عدم وابستگی به شرق و غرب

  فوتوتیتر/ هشدار رهبری درباره ی برنامه های دشمن در مورد بسیج

  زندگی همیشگی یک جانباز در بیمارستان

  شهید محسن خزایی کیست؟

 
 
   پربحث ترین مطالب  
  پروژه بزرگ "چشم تهران" کور شد/ بانک دی حقوق سهامداران را از طریق قضایی استیفا کند
87 نظر (فعال: 48 ، در صف انتشار: 2، غیر قابل انتشار: 37)
    سرپرست موقت وحذف خانواده های شهدای موفق / بانک دی با سرمایه های مادی ومعنوی ایثارگران چه می کند؟ + جوابیه بانک دی
129 نظر (فعال: 81 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 48)
  یادداشت وارده / حجت الاسلام شهیدی پیگیری کند، چرا هیات مدیره جدید بانک دی معرفی نمی شوند؟
64 نظر (فعال: 44 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 20)
    مردم با کسانی که روز عاشورا جوان بسیجی را با قساوت کتک زدند آشتی نمی‌کنند/مسئولین در حوزه اقتصاد چه اقدام و عملی کردند
55 نظر (فعال: 44 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 11)
  واقعیت های حضور رزمندگان افغانی درعراق وسوریه درگفتگو بامسئول شناسایی شهدای تیپ فاطمیون
37 نظر (فعال: 36 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 1)
    باوضو،بسم الله وروضه شهادت دست بر بوم میبرم/یک روز هق هق گریه کردم وازشهیدکمک خواستم
33 نظر (فعال: 32 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 1)
  ترامپ زحمت ما را کم کرد / مردم پاسخ آمریکا را در 22 بهمن خواهند داد
37 نظر (فعال: 31 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 6)
    بند فراموش شده اساسنامه بنیادشهید ، رسیدگی به فرزندان معلول شهدا
32 نظر (فعال: 25 ، در صف انتشار: 2، غیر قابل انتشار: 5)
  توطئه جدید «دوست‌نمایان» علیه مقاومت/هر گروهی در خط مقاومت باشد با او همراهیم/انتفاضه سوم شکست دیگری به صهیونیستها تحمیل می‌کند/ دستاوردهای عظیم الگوی مقاومت در مقابل خسارات سنگین روند سازش
25 نظر (فعال: 25 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 0)
    حجت الاسلام شهیدی: دردوسال گذشته بازنگری قوانین جانبازان نخاعی راشروع کرده ایم
27 نظر (فعال: 24 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل انتشار: 3)
 
   اخبار عربی  
  قصص الشهداء
    قصص الشهداء
  دشمة السید عباس
    تقلیص اللاتوازن...افقد اسرائیل الجاهزیة فی مواجهة حزب الله.
  قصص الشهداء
    الجیش و اللجان یستهدفون مواقع الجنود السعودیین فی عسیر و جیزان و نجران
  اسرائیل: لدى حزب الله قوّة بحریّة متطوّرة تعمل بعیداً من الأضواء.
    اسرائیل: لدى حزب الله قوّة بحریّة متطوّرة تعمل بعیداً من الأضواء.
  الشرطة المالیزیة: غاز الأعصاب قتل الأخ غیر الشقیق للزعیم الکوری الشمالی.
    علماء یحذّرون من شرب المیاه النقیّة لأنّها تسبب الإصابة بمرض خطیر.
  ذکاء الطبیعة فی عنصر واحد.
    شکراً ایران.
  امیرکا تشکّل تهدیداً للعالم و روسیا تشکّل تهدیداً لامیرکا.
    بوتین: یجب منع ای تدخل خارجی فی مسألة الحفاظ على وحدة الأراضی السوریة.
  لوبان: دعم فرنسا للمعارضة السوریة کان خطأ.
    صالح یهدد الدول المشارکة فی العدوان الذی تقوده السعودیة على الیمن بصواریخ طویلة المدى.
  عشرات القتلى من مقاتلی المعارضة بانفجار سیارة مفخخة فی مدینة الباب.
    البنتاغون: خطّة هزیمة داعش تتجاوز العراق و سوریا.
  ترامب: سنعزّز ترسانتنا النوویة لنضمن اننا الأکثر تفوّقاً.
    یومیات الموصل: التقدّم مستمر جنوباً و غرباً.
  نتنیاهو الى موسکو مدفوعاً بالمخاوف من نفوذ ایران فی سوریا.
    برلمانیون سوریون لنتنیاهو: الجولان سوری و سنفتح جبهة ان لزم الأمر.
  دراسة اسرائیلیة: مصر تفضّل نفوذاً ایرانیاً فی غزة على النفوذ القطری و الترکی.
    الإمارات توقّع صفقات عسکریة باکثر من 5 ملیار دولار.
  بوتین: شرکاؤنا المزعومون لم یساعدوننا بمواجهة الإرهاب.
    فی الیوم الثانی من اجتماعات جنیف...محادثات غیر مباشرة بین وفد الحکومة السوریة و وفد المعارضة.
  فی الیوم الثانی من اجتماعات جنیف...محادثات غیر مباشرة بین وفد الحکومة السوریة و وفد المعارضة.
    عن العودة الحاضرة فی وجدان الفلسطینیین.
  استرالیا: تظاهرات حاشدة احتجاجاً على زیارة نتنیاهو و سیاسة اسرائیل اتجاه الفلسطینیی.
    63% ممن انتخبوا ترامب یعتبرونه "غیر متّزن".
 
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
© شهیدخبر 1390
info@shahidnews.com
پشتیبانی توسط: خبرافزار