• 2021-05-25 11:20:00
  • دسته‌بندی:
  • کد خبر: 463461812

دوقطبی تنور انتخابات را گرم می کند؟

اگر دو قطبی نباشد انگیزه ها کور می شود. الان در کشور ما دو اردوگاه اصول گرایی و اصلاح طلبی داریم و این در کل به نفع کشور است اما اگر این دو قطبی بخواهد تبدیل به یک افراط گرایی شود قابل قبول نیست.

 میزگرد «موج وارونه» با موضوع «کاسبان دو قطبی در فضای سیاسی انتخاباتی چه اهدافی را دنبال می کنند؟» با مشارکت خبرگزاری فارس و رادیو گفت و گو برگزار شد.

در این میزگرد «حجت الاسلام سید محمدرضا آقامیری» مشاور رئیس سازمان تبلیغات اسلامی و رئیس سازمان اوقاف و «دکتر محمدصادق کوشکی» عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و کارشناس ارشد مسائل سیاسی حضور داشتند که متن کامل آن در ادامه می آید:

** ما امروز می خواهیم درباره دو قطبی شدن انتخابات ریاست جمهوری در ایران صحبت کنیم. اتفاقی که هم در ایران و هم در کشورهای دیگر دیده می شود اما حالا اینکه کم و کیفش چه شکلی است و چه اثراتی دارد همیشه محل بحث بوده است و برخی ها موافقند و برخی نیز مخالفند. نکته ای که جا دارد بگویم این است که علیرغم اینکه در آستانه انتخابات شاهد فعالیت چشم گیر رسانه ها هستیم چه رسانه های رسمی و چه فضای مجازی ،به نظر می رسد نوعی بلاتکلیفی و نداشتن راهبرد توسط این رسانه ها را داریم مشاهده می کنیم و بخشی از سردی فضای انتخابات نیز ناشی از همین است.

یعنی رسانه ها علیرغم اینکه فعالیت زیادی را در عرصه انتخابات انجام می دهند و پوشش گسترده ای نسبت به کاندیداها و به طور کلی اخبار انتخابات انجام می دهند اما همچنان فضای سردی در فضای انتخابات حاکم است. به طبع این موضوع یعنی نداشتن راهبرد به نظر می رسد گاهی این رسانه ها ناخودآگاه و یا حتی خواسته ممکن است دو قطبی هایی را در عرصه انتخابات کلید بزنند. نظر مهمان ها درباره این را باید بدانیم.

نکته دقیقی است البته موافقین و مخالفینی همیشه این ماجرا داشته و البته این نکته که گفتید ما هنوز به مرحله ثبت نام نامزدها نرسیدیم و اواخر اردیبهشت این اتفاق می افتد و خیلی ها می گویند به ثبت نام ها برسیم دوباره تنور انتخابات گرم می شود. آقای آقا میری می خواهم نظر شما را درباره این ماجرا بدانم. به نظر شما دو قطبی که همیشه در انتخابات ریاست جمهوری ایران و مخصوصا ادوار اخیر بوده است خوب است یا نه؟

آقا میری: گمان می کنم دو قطبی شدن انتخابات یک مقدارش خوب است اما اگر این مقدار بخواهد افراطی شود نه. یعنی در حقیقت در ادوار گذشته و انتخابات های مختلف دو قطبی طبیعتا رقابت را توسعه می دهد و حضور متقاضیان برای رای دادن را زیاد می کند. اما اگر این افراطی شود دردسرهای سخت و مشکلی برای کل نظام و حتی مردم ایجاد می کند در یک مقدار مهار شده اش اشکال ندارد اما بیش از آن خوب نیست.

 

** یعنی خوبی ای هم برای آن متصور هستید؟

آقا میری: طبیعتا ببینید اگر دو قطبی نباشد خیلی انگیزه ها کور می شود. یعنی به هر حال اگر الان در کشور ما دو اردوگاه اصول گرایی و اصلاح طلبی داریم و تنور انتخابات را همین دو قطبی ای که نهفته است گرم کرده است و این در کل به نفع کشور است اما اگر این دو قطبی بخواهد تبدیل به یک افراط گرایی شود و موجب عمل اخلاقی در اجتماع شود و موجب شکسته شدن حریم ها شود طبیعتا قابل قبول نیست.

** آقای کوشکی نظر شما چیست؟‌

کوشکی: واقعیت این است که گاهی وقت ها واقعا دو طرف وجود دارد و عملا دو نامزد هستند و نامزدهای دیگر ممکن است محلی از اعراب نداشته باشند و اینجا واقعا دو قطب است و تعارف ندارند. اگر حقیقت انتخابات دو قطب باشد یک امر واقعی است و بد و خوب ندارد مثل اینکه من الان بگویم هوا گرم است و بالاخره دارم واقعیتی را بیان می کنم و دیگر هست و عوارض منفی و مثبتی دارد اما یک وقتی هست که به دروغ دو قطبی می شود و این مشکل ساز می شود. یعنی اینکه کسانی به منظور افزایش فرصت و مجال بُرد نامزد مورد نظر خودشان گزینه هایی را از سبد رای مردم حذف می کنند. یعنی فرض می کنیم اینجا چهار نفر وجود دارند که هر کدام حرفی برای گفتن دارند و مردم باید این فرصت را داشته باشند تا سخن هر چهار نامزد را بشنوند و آن که فکر می کنند پاسخ گوی نیازشان هست را انتخاب کنند که گزینه های بیشتری باشد.

هرچه ما گزینه ها را کمتر کنیم بالاخره قدرت انتخاب هم کمتر می شود و یک جوری تضییع حق مردم است. حالا زمانی هست که دو وزنه اصلی وجود دارد و بقیه نامزدها سیاهی لشگرند و حرفی برای گفتن ندارند خب در این حالت به طور واقعی و طبیعی دو قطبی. اما یک موقع است که چهار نامزد هستند و هیچ کدام برتری خاصی به آن یکی ندارند و هر کدام می توانند حرفی برای گفتن داشته باشند و وزن هایشان در یک رده هست. آن وقت من نوعی طرفدار یک نامزد هستم و می آیند و عملا یک دو قطبی دروغینی می سازند که دو نامزد که واقعا مطرح هستند حذف شوند و رقابت بین من باشد و بین طرف مقابلم و با این کار من دو رقیب حذف کردم. اولین اتفاقی که می افتد ظلم به مردم می شود که دو گزینه ای که ممکن بود آنها سخن برتر و ایده برتر داشته باشند حذف می شوند. ما در واقع آمدیم و فرصت انتخاب مردم را نصف کردیم.

** یعنی منظور شما ائتلاف های سیاسی هست که شکل می گیرد؟

کوشکی: نه ائتلاف. من می گویم چهار نفر. برای مثال فرد زرد سفید سبز و آبی. این چهار نفر هر کدام وزن های متوازنی دارند. حالا می خواهم صحبتی کنم که خیلی هم دور از ذهن نباشد. سال ۸۴ نامزدهایی که ورود کرده بودند هیچ کدام نبود که بگوییم فرصت بیشتری داشت.

 

** قطب نبودند هیچ کدام؟

کوشکی: ممکن بود کسی هم سابقه پررنگ تری داشت. مرحوم هاشمی سابقه بیشتری داشت اما هیچ کس نمی توانست بگوید از این پنج نفر یا شش نفری که هستند هیچ کدام اینطور نبودند که بگوییم فاصله معناداری دارند.

آقامیری: شاید برخی هایشان هم اصلح هم بودند و انتخاب نشدند.

کوشکی: بله. نکته اینجا است که وقتی دو قطبی می شود یعنی در واقع می آیم به نفع گزینه مورد نظر خودم بخشی از گزینه ها را حذف می کنم و ازدسترس مردم خارج می کنم و این کار ظلم به مردم است. یعنی همانطور که آقای آقا میری اشاره کردند، ممکن است در بین افرادی که حذف می شوند فردی باشد که ایده های بهتری برای اداره کشور داشته باشد.

** مشخصا می گویید احزاب سیاسی این کار را انجام می دهند؟

کوشکی: طرفدارهای یک نامزد. ما که در ایران حزب نداریم. حالا ممکن است طیف سیاسی باشد جناح سیاسی یا جریان سیاسی باشد. حزب در ایران تعارف و دروغ مصطلح است. اما جریان و طیف و جناح داریم. این خطای بزرگ است و تضییع حق مردم است حالا در کنارش ممکن است برخی از تبعات مثل افراط گری ها مثل تند شدن و التهاب فضای انتخابات که اشاره شد هم باشد. از آن طرف نگاه می کنیم بر اساس وزن نامزدها ممکن است پنج نامزد باشند اما دو تای آنها جدی باشد و بقیه حاشیه است و محلی از اعراب ندارد. عملا در اینجا دو قطبی هست و کسی این را دو قطبی سازی نکرده است و آنچه که غلط است دو قطبی سازی است. آنچه که غلط است دو قطبی سازی است. یعنی پنج طرف است چهار طرف است و سه طرف است اما ما می آییم و این را فرو می کاهیم به دو طرف. این می شود دو قطبی سازی و به قول عرب ها ساختگی و مصنوعی است و دخل و تصرف در سبد نامزدهایی است که هر کدام می توانند مورد انتخاب مردم باشند.

** آقای کوشکی شما اشاره داشتید به دو قطبی حول نامزدها یعنی تعریفی  که شما از دو قطبی ارائه دادید حول نامزدهای انتخابات بود. حال اینکه ما یک دو قطبی هم درباره موضوعاتی که مطرح می شود داریم یعنی محتوایی که در عرصه انتخابات مطرح می شود. مثل دو قطبی موافقان و مخالفان حجاب. شاید این دو قطبی اثرش بیشتر باشد در فضای انتخابات.

کوشکی: ماجرای دو قطبی خیلی راحت الحلقوم است و ساده کردن مسئله است. در عالم واقع همیشه ما دو گزینه که نداریم و ممکن است در مورد هر مسئله ای پنج شش گزینه داشته باشیم. اما چون ذهن آدم دوست دارد مسائل را ساده درک کند و همه هم آن دانش و معلومات کافی برای درک جوانب و اضلاع آن بحث را ندارند چه اتفاقی می افتد؟ دو قطبی سازی یک جوری ساده کردن مسئله است و آن وقت وقتی دو قطبی می شود ناخواسته بحث حق و باطل و درست و غلط پیش می آید. وقتی درست و غلط پیش می آید آن وقت هست که مسئله از بُعد عقلانیت می رود در فاز احساسی. نامزد من می شود خوب او می شود بد و من می شوم حق و او می شود باطل و بالعکسش. در حالیکه اگر چهار نامزد جدی با هم رقابت کنند چه کسی می شود حق و چه کسی می شود باطل؟ هیچ کدام. هر کدام یک نامزد هستند وزن دارند و برنامه و حرفی دارند و ایده هایشان را مطرح می کنند. دو قطبی سازی نه دو قطبی واقعی باشد که دیگر هست.

**مثل انتخابات ۹۶.

کوشکی: حالا می توانیم برای مصادیقش صحبت کنیم. تقریبا و یا حتی 92. کاری که می کند قدرت انتخاب عقلانی مردم را می گیرد و آنها را در فاز شهرآورد می اندازد. در شهرآورد که دو تیم منتخب یک شهر با هم مسابقه دارند اینجا دیگر کسی نمی آید بررسی کند بگوید تیم فلانی شایسته تر است و می گوید تیم من باید برنده شود. حتی اگر شایسته نباشد. یعنی همه چیز از فاز عقلانی خارج می شود.

 

** آقای دکتر به نظر شما ممکن است از این دو اردوگاه سیاسی یک نفر رئیس جمهور نشود و یک کسی دیگر رئیس جمهور شود؟

کوشکی: ببینید دو اردوگاه سازی اصلاح طلب و اصولگرا دروغ و غلط بزرگ بود و واقعا همه نیروهای سیاسی ما در این دو سبد جا نمی گرفتند. به زور اصرار بود برای همین ساده کردن مسئله چون برای انتخابات کار را ساده می کند. اگر قرار باشد انتخابات چند طرفه باشد هر طرف باید استدلال و علم و برنامه و تفکر را بریزد در سبد.

** یعنی باید طرف مقابل را قانع کند.

کوشکی: بله و باید قانع کند با بهتر بودن. اما درباره فعالین سیاسی چون خیلی هایشان ندارند اینهایی که گفتیم را و واقعا طرف برنامه و فکر و ایده و عقلانیت ندارد و می خواهد به سکوی قدرت هم برسد. می آید و دو قطبی سازی می کند و جعلی همه افراد مطرح را در دو سبد می گذارد و می گوید سبد حق مائیم و باطل آنها هستند و ما خوبیم و آنها بدند و آنها افراطی هستند و ما متعادلیم. یعنی با این ساده سازی عقلانیت را از جامعه می گیرد و می رد در فاز التهاب و احساس و آن وقت هم برنده می شوند.

نکته سر این است و مشکل از اینجا شروع می شود که ما واقعا فراوان داریم افرادی که نه اصلاح طلب هستند و نه اصولگرا اما پای بند به این کشور و انقلاب و اسلام هستند و حرف دارند اما همیشه حذف شدند چرا؟ چون نخواستند زیر چتر این دو گروه قرار بگیرند. اینها سلیقه دیگری بودند. اما خود این دو جناح آمدند و با زرنگی این دو گانه را حفظ کردند و اینطوری مجال رشد و بروز برای گزینه های جدید را حذف کردند و مردم همیشه مجبور بودند بین الف و ب یکی شان را انتخاب کنند. واقعا یعنی این جامعه قدرت زایندگی ندارد که جناح سوم یا چهارمی هم مطرح شود. چرا؟ اما این دو (اصولگرا و اصلاح طلب) برای اینکه فرصت از دستشان در نرود همیشه سه و چهار را با هم ائتلاف کردند. یعنی اصلاح طلب و اصولگراها سر یک قضیه خوب ائتلاف کردند و با هم اتحاد کردند و فرصت بروز ایده های جدید را از مردم و جامعه گرفتند.

** اتفاقا جالب است برخی مواقع کسانی توسط این دو اردوگاه معرفی می شوند که وقتی به سبقه شان نگاه می کنید می بینید که طرف برای آن یکی اردوگاه بوده و وقتی به یارکشی می رسد یک باره اتفاقی دیگر می افتد.

کوشکی: اینکه اینها به هم نیرو قرض می دهند بحث دیگری است. یا اصلا ریل نیروهایشان جا به جا می شود و ما آدمی داریم که در چهار دولت بوده و پشت سر هم و هر بار هم علیه جناح دیگری حرف زده است.

** آقای آقا میری درباره موضوع قبلی که با آقای کوشکی صحبت کردیم شما نظرتان را بفرمائید.

آقا میری: من فکر می کنم در روند انتخابات گذشته و در ادوار مختلف داشتیم کسانی که مربوط به هیچ اردوگاهی نبودند اما بالا آمدند. شاید در انتخابات 84 با چنین قضیه ای مواجه شدیم یعنی در حقیقت پیشنهاد اردوگاه مشخص، آن رئیس جمهوری که انتخاب شد نبود. اما لاجرم این جوری شد و این اتفاق افتاد. من گمان می کنم که ما در طول انتخابات های گذشته ای که بوده باید درسی بگیریم. درست است آقای دکتر فرمودند ما در کشور اگر بگوییم اردوگاه اصول گرایی و اصلاح طلبی دروغ بزرگی است اما متاسفانه اینطور است و این دروغ بزرگ محقق شده است.

 

کوشکی: پس دروغ بودنش را قبول دارید؟

آقامیری: متاسفانه باید بگویم که اگر کسی بخواهد در این کشور هر گونه فعالیتی داشته باشد و خارج از این دو اردوگاه باشد نمی تواند. یعنی هیچ مجالی برای مطرح کردن خودش نیست. چند شب پیش در یک محفلی آقایی که قبلا عضو هیئت رئیسه مجلس بود آمده بود با یکی از آقایان مشورت کند و از من هم خواست در جلسه باشم. من دیدم که خیلی امتیازات خوبی دارد و به او گفتم و گفتم تو اگر بخواهی در صحنه انتخابات حاضر شوی به عنوان شخص لایق از ۱۰۰ درصد ۸۰ درصد را داری و شرط لازم را داری اما شرط کافی را نداری. شرط کافی همان چیزی است که متاسفانه من و آقای دکتر متفقا بر آن نظر داریم و اگر خارج از این دو اردوگاه باشند نمی توانند بالا بیایند.

متاسفانه بخشی از این به رسانه برمی گردد. مثلا فرض کنید در میان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری با اینکه شما می بینید اصلح خیلی هست. یعنی از این نامزد انتخاب شده حالا در هر اردوگاهی آدم هایی که لیاقت های بهتر و موقعیت های بهتری دارند ویژگی های بهتری دارند کنار گذاشته می شوند به خاطر اینکه این شخص معروف تر است. شاید در دوره های اخیر با چنین گرفتاری مواجه شدیم.

کوشکی: حتی ممکن است معروف تر نباشد و معروف ترش بکنند و مصداق داریم.

آقامیری: بله، یعنی جنبه های احساسی کنار هم گذاشته شده یک دفعه یک شخصیتی که ویژگی های فوق العاده و قابل توجهی هم ندارد به عنوان نامزد ریاست جمهوری بالا آمده و انتخاب هم می شود. یعنی باید به رسانه توجه داشت که دارد چه کار می کند با احساسات مردم. طبیعتا مردم از وضعیت کشور گله مندند. همین الان برنامه صد روزه دولت با چه اهدافی برنامه ریزی می شود؟ حالا نمی خواهم قضاوت کنم. وقتی این برنامه صد روزه با اهداف خاصی برنامه ریزی می شود در حقیقت می خواهد حاکم شود به احساسات مردم و اگر توفیقی در این برنامه صد روزه آخر دولت شود من که به عنوان شخصی در کنار هستم و دارم نگاه می کنم نظرم این است که این صد روز قرار است آرای مردم و احساسات مردم برانگیخته شود و مشکلاتشان حل شود و اقتصادشان حل شود و واکسن کرونا بیاید و گرفتاری هایشان کمتر شود و این ممکن است علاقه و رغبت داشتن نسبت به یک نامزد خاص را در خود مردم ایجاد کند و من موقعیت و کاربرد رسانه را در اینکه هم دو قطبی سازی که شما فرمودید اتفاق می افتد و هم اینکه نامزدی که اصلح نیست به عنوان اصلح نشان داده می شود.

** یک بخشی از این ناگزیر است. به چه دلیلی؟ ببینید مثلا همه ما می دانیم وقتی کسی رئیس جمهور می شود در کشور یکی از دلایل جدی که در دوره دوم خیلی محتمل تر است که باز هم رئیس جمهور شود این است که چهار تا رسانه دارد. چرا؟ چون رئیس جمهور است و به واسطه فعالیت هایش که مربوط به جمهور و کشور است و شان اجرایی هم دارد، هر شب اخبار ساعت 21 و 20:30 و همه خبرها و روزنامه ها از او می گویند. نظرسنجی را نگاه می کردم که مربوط به هفته قبل بود کسانی که محتمل هست در این انتخابات شرکت کنند را گفته بود. بیشترین آرایی که برای هر فردی وجود داشت این بود که مردم اکثریت شان را نمی شناختند. حالا یک وقتی هست به خاطر رسانه است و یک وقتی هست که طرف نماینده مجلس و وزیر بوده است. نه مثل وزیر امور خارجه که بیشتر توی چشم است. خب ناگزیر است که در رسانه کمتر دیده شود. یعنی این هم چیزی است که خیلی نمی شود به رسانه ها اتهام زد. جایگاهش اقتضای این را نداشته است.

کوشکی: من برداشت نکردم که حاج آقا می گویند رسانه مقصر است.

آقامیری: من گفتم رسانه موثر است در آدم سازی و اصلح سازی. شما نگاه کنید الان ما در رسانه ها بررسی که کنیم می بینیم مثلا در بین رسانه های حاکمیتی دل خوشی داریم که این رسانه ها دست یک عده خاصی هستند. به نظرم اینها محروم هستند از رسانه های غیر دولتی که الان بُرد رسانه های غیر دولتی خیلی بیشتر شده است. الان کلاب هاوس آمده است و امسال یکی از برنامه هایی که برای انتخابات ایران ایجاد کردند همین آوردن کلاب هاوس است. این فضا را خیلی ملتهب می کند و آقای پراواضح با آن یکی می نشیند و یک دفعه وزیر قبلی ورود پیدا می کند به بحث این و همدیگر را می زنند. یعنی اینها آتش تهیه ورود به انتخابات ایران استراتژی شان مشخص است. الان کسی که دسترسی به رسانه داخلی و حاکمیتی دارد اگر بخواهیم نسبت سنجی موفقیت و عدم موفقیتش را بررسی کنیم، شاید ۳۰ به ۷۰ یا ۲۰ به ۸۰ باشد. یعنی آن کسی که در رسانه غیر دولتی هست و از این رسانه های بدون برنامه که فراوان هم هست. حتی پیام رسان های ایرانی هم خیلی با مشکل مواجهند و می بینیم در مسیری می روند که آزاد هستند و دست خود کاربر است. یعنی رقابتی بین رسانه ها نیست یعنی آن که رسانه حاکمیتی دارد متاسفانه فکر می کند و دلش خوش است با رسانه حاکمیتی کارش جلو است.

 

** اما اثر گذاری جای دیگر است.

آقا میری: حالا ما از این غافلیم و به نظرم نیروهای انقلاب باید برنامه ریزی شان جای رسانه های غیر دولتی و غیر حاکمیتی واقعا با یک دغدغه و با یک استراتژی و راهبرد مشخص باشد.

**فرصت محورانه عمل کنند.

آقامیری: باید دقت کنید در رسانه های غیر حاکمیتی شما باید محتوا به ازای محتوا باشید یعنی اگر شما الان دارید محتوایی تولید می کنید صدها و هزاران محتوا در مقابل محتوای شما تولید می شود. روز گذشته کلیپی دیدم درباره آقایان خطبا و کلیپ دروغی بود و عکس جوانی را در خارج از کشور هم گذاشته بودند و گفته بودند این پسرش است و من این آقا را دیدم از نزدیک در خانه اش در قم که وضع خوبی ندارد و این دروغی بزرگ است. متاسفانه سوار شدن بر احساسات مردم تاثیر این کلیپ های دروغ را همراه خودش دارد.

** و با تولید می شود جلوی اینها را گرفت.

آقامیری: بله. از آن طرف ما غافلیم به دو جهت. اینکه ما دیگر دغدغه نداریم به خاطر مشکلاتی که در کشور بروز و ظهور کرده است و وضعیت موجود در کشور چه از حیث اقتصادی و چه مسائل دیگر مثل کرونا و از طرف دیگر اصلا نمی رویم ببینیم باید چه کار کنیم. الان مثلا فرض کنید فلان رسانه قابل توجهی که تاثیر گذار بوده با تعویض مدیریت کلان، کنار گذاشته شده است. یعنی آن مدیری که آمده به یک سازمانی و رسانه قابل توجهی داشته رسانه اش تعطیل شده و می گوید این آقایان ماسک نمی زنند و می گویند کرونا را قبول نداریم و آقایان می گویند من رسانه را قبول ندارم. قبول نداری اینطوری می شود دیگر تاثیر رسانه زیاد می شود.

 

** در دو گانه ها اتفاقا آقای دکتر کوشکی خیلی وقت ها رسانه ها جولان دادند. همین که فرمودید بخشی از آن می رود در احساسی شدن و بازی های شهرآوردی.

کوشکی: رسانه ها در این فقط قضیه ابزار هستند و خودشان تصمیم گیرنده نیستند.

** سیاست های پشت رسانه ها تعیین کننده هستند؟

کوشکی: حتی آنها هم نه. جریان طالب قدرت و جریانی که می خواهد به قدرت برسد از ابزاری برای رسیدن به قدرت در ساحت انتخابات استفاده می کند و یکی از ابزارهای خیلی مهمش هم رسانه است.

** ما در ایران یا خارج از کشور رسانه مستقل داریم یا نداریم؟ تعریف این چیست؟

کوشکی: رسانه مستقل وجود خارجی ندارد. هیچ جای دنیا هم نیست.

آقامیری: مورد اقبال هم نیست اصلا.

کوشکی: اصلا وجود ندارد چون هر کسی با ایده، رسانه ای تاسیس می کند یک حکومت، یک جریان یک حزب و این طبیعتا دنبال پیشبرد دیدگاه خودش است. کسی که بگوید من همه چیز برایم علی السویه است و کسی که این طور است چرا رسانه ای را ایجاد می کند؟ هر کسی برای برتر کردن و جلب توجه به نکته ای به این سمت می آید. پس این به یک پایگاه و خواستگاهی متصل است. در علم ارتباطات، اصل رسانه مستقل، مثل اسب شاخ دار است و وجود خارجی ندارد. حالا اینجا چند نکته وجود دارد. یکی اینکه جریان معطوف به قدرت مثلا اصلاح طلب و اصولگرا می آید و برای اینکه خودش به قدرت برسد در آن رقابت انتخاباتی، در قدم اول آن ابعاد جدید یعنی نامزد چهارم نامزد پنجم و سومی که حرف حساب برای گفتن  دارند اما در این دو اردوگاه نیستند، اینها را گفتیم حذف می کند. گام دوم به رسانه ها تحمیل می کند و رسانه های خودش هم که در خدمتش هستند واصلا دو گروه بیشتر نیست و مابقی اضافی هستند و نادیده بگیرید. خب رسانه های خود این جریان که مطیع این جریان هستند. آن طرف مقابل هم دقیقا می پذیرند و دو لبه قیچی هستند برای حذف گزینه های جدید و گزینه سوم چهارم و پنجمی که حتی می تواند از گزینه های یک و دو هم مفیدتر و تازه تر باشد و ایده های بهتری داشته باشد.

** اتحادی است برای انحصار.

کوشکی: بله. اینها این کار را می کنند. حالا این وسط در کشور ما برخلاف خیلی جاهای دیگر دنیا رسانه ها از بیرون هم دخالت می کنند. برای مثال یک موقعی یک کشوری هست و تمام اتفاقات توسط خود مردم کشور رخ می دهد. مثال می زنم از وقتی حزب دولت توسعه در ترکیه (آکپارتی) به قدرت رسیده عملا توانسته یکی از دلایل موفقیت پی در پی آکپارتی از ۲۰۰۳ میلادی تا الان یعنی قدرتی بدون ائتلاف را با اکثریت مطلق بدست آورد. در تاریخ ترکیه اصلا سابقه نداشته. چطور توانسته؟ رسانه های طرف خودش را بسیج کرده تا به این موفقیت برسد. در حالیکه جبهه مقابل چپ ها بودند ملی گراها بودند راست گراها بودند اما عملا گفته آنها همه شان یک طرف، من خودم یک طرف. مثلا ما اسلام گراییم و آنها غیر اسلام گرا و ضد اسلامی هستند و مردم ترکیه با توجه به پایه دینی شان گفتند این اسلام گرا است بیایین به اسلام گرا رای بدهیم. حالا البته دلایل دیگری هم داشته است موفقیت اقتصادی و برنامه های اقتصادی هم موثر بوده است.

 

** ثبات اقتصادی.

‌کوشکی: ما حالا برسیم سراغ اینجا در ترکیه کسی از بیرون نیامده تبلیغ کند. ما در انتخاباتمان در داخل این اتفاق ها می افتد و از بیرون هم این اتفاق ها می افتد یعنی رسانه های شبکه های ماهواره ای فارسی زبان خودشان در انتخابات می آیند و در این دو قطبی سازی مشارکت می کنند. شبکه های مجازی الان بخش زیادی از داده ها و گزاره ها و دیتاهایی که در فضای مجازی ما است، در اینستاگرام است در تلگرام توئیتر است بخش زیادی از اینها در خارج از کشور دخالت می کند. یعنی محتوای داده ها در فضای مجازی اینستاگرام تلگرام و توئیتر رقم بیش از نصفش و برخی از آمارها می گوید بیش از ۷۰ درصدش از یک مثلث می آید. مثلث تلاویو، تعادل و تیرانا. مرکز تعادل سعودی که مرکز جنگ روانی سعودی ها در فضای مجازی است و به زبان فارسی کار می کند و با حجم قابل توجهی نیرو.

** عکس هایشان در آمده بود. همان عکس هایی که در سوله ها کار سایبری انجام می دهند.

کوشکی: بله مرکز تعادل سعودی مشهور است. تیرانای سازمان مجاهدین آلبانی و تلاویو مرکز جنگ روانی ارتش اسرائیل. اینها داده تولید می کنند و در انتخابات دخالت می کنند. اتفاقی که به این شکل شاید در دنیا خیلی رایج نباشد و دامن می زنند به دو قطبی سازی. چرا؟ چون دو قطبی سازی فرصت عقلانیت و انتخاب معقول را می گیرد و تنش ها را کم می کند. وقتی که مردم بگویند چهار گزینه است و از بین این چهار گزینه بهترین را انتخاب می کنیم یا سه گزینه است. اینجا دیگر چه کسی حق است؟ از بین سه گزینه هیچکس حق نیست هیچکس باطل نیست.

** نسبی می شود.

کوشکی: آن وقت این وسط هرکسی برنامه بهتری دارد. آن وقت من دیگر به عنوان یکی از این سه ضلع نمی توانم آن دو تا را مطرود کنم و بگویم اینها آدم بده هستند. اینها منفی هستند بدمن های ماجرا هستند شیطان، سیاهی، تباهی و باطل هستند. این کار را نمی توانم بکنم. حالا جالب است چون انتخابات غیر عقلانی اتفاقا همان چیزی بوده که از بیرون مرزها تمایل زیادی به آن داشتند دیگر از بی بی سی و من و تو و وی او ای و اینها زحمت این دو قطبی سازی را می کشند و از مثلث داده های مجازی که گفتیم تیرانا تعادل سعودی و تلاویو هم زحمت این را می کشند که در سال ۹۶ خیلی پررنگ بود و حتی انتخابات مجلس در بهمن ماه سال ۹۸ با توجه به افزایش نقش فضای مجازی خیلی پررنگ تر شد.

نکته دیگری هم وجود دارد در فرمایشات آقای آقا میری بود و من قبولش دارم که گفتند: رسانه های داخلی خیلی موفق نیستند را قبول دارم که به خاطر این است که خیلی بلد نیستند. اتفاقا رسانه های داخلی آن زمانی که آدم کار بلد متصدی اش بوده تاثیرش بی نظیر بوده است. قدرت صداوسیما و همین رسانه های داخلی وقتی دست کننده کار و متخصص باشد بی رقیب می شود.

** آخه آقای دکتر، زمانی بوده که تعداد اینها انگشت شمار بوده است.

کوشکی: همین الان اگر ۱۰ تا کلاب هاوس و پدیده های جدیدتری هم بیاید اما آن فردی که متصدی صداوسیما است و جریانی که صداوسیما را مدیریت می کند کار بلد باشد و خلاق باشد ذهن مردم را در دست خودش می گیرد و همه رقیب های مجازی اش را پشت سر می گذارد.

** صداوسیما بله چونکه همیشه جایگاه بالایی داشته اما بقیه رسانه ها چه؟

کوشکی: روزنامه که دیگر متاسفانه مثل دایناسورها نسلش منقرض شد. با کمال تاسف یعنی یکی از اتفاق های وحشتناکی که به دنبال فضای مجازی در کشور ما آمد مطالعه کتاب و مجله به تاریخ سپرده شد. حالا جالب است این اتفاق نه در ژاپن افتاده نه در انگلستان و اروپا.

** در آمریکا هم چنین اتفاقی نیفتاد!

کوشکی: بله در آنجا فضای مجازی جای خودش را دارد و نیامده جای کتاب و نشریات را بگیرد اما در اینجا چنین اتفاقی افتاد و عملا روزنامه هایی که چاپ می شوند با شمارگان ۴ هزار تا و ۳ هزار تا و وضع فاجعه باری دارند.

** تازه دارید خوب می گویید.

کوشکی: مثال زدم. اما نکته اش این است که رسانه های داخلی می توانند تاثیر جدی بگذارند حتی از بیگانه تاثیر بیشتر  به شرطی که کاربلد باشند.

** مدیریت ارجح است بر تخصص.

کوشکی: حالا این را فقط به عنوان تکمله گفتم که الزاما رسانه های داخلی اگر مدیرانشان کار بلد خلاق دلسوز باشند اتفاقا بهتر است. چون مردم ما بالاخره پس زمینه شان حتی آدم های معمولی اینطور هستند که اگر جذب رسانه های داخلی شوند و به آن اعتماد کنند، ارجح می دانند به نسبت رسانه ای که منبعش گم نام است. اگر الان دارند به فضای مجازی بیشتر اقبال می کنند بیشتر به خاطر خالی بودن دست رسانه های داخلی است.

 

** دوستان اشاره داشتند به بحث دو قطب اصولگرا و اصلاح طلب در انتخابات. به نظر شما چقدر ممکن است انتخابات امسال خارج از این دو قطب شکل بگیرد؟ و گزینه سومی روی کار بیاید؟

آقامیری: من انتخابات را هیچ موقع تا این اندازه مبهم ندیدم و نمی خواهم درباره اردوگاه اصلاح طلب و اصولگرا صحبت کنم. احساس می کنم در اردوگاه اصولگرایی یک استراتژی قابل توجه مدون قابل ملاحظه نمی بینیم و یک سردرگمی خیلی عجیبی وجود دارد نسبت به اینکه چه کسی روی کار می آید؟ و اینکه سکان این قضیه را در این اردوگاه  چه کسی دست می گیرد را ما نمی دانیم.

** ده بیست گزینه هم اعلام آمادگی کردند.

آقامیری: بله افراد خیلی خوبی هم هستند اما اگر در اردوگاه اصلاح طلبی هم این روندی که الان داریم می بینیم ممکن است به این خاطر می گویم انتخابات پیش رو برایم مبهم است یعنی خارجی ها هم دارند یک کارهایی می کنند که به ابهام قضیه افزوده شده و ما نمی دانیم در خرداد ۱۴۰۰ از کدام صندوق چه اسمی قرار است بیرون بیاید. این کاملا مبهم است اما خلاصه وظیفه ما این است که برای مردم منقه کنیم راهبردهای رسانه ای مان را کاملا مشخص کنیم مخصوصا برخی آژانس ها مثل خبرگزاری فارس که تاثیرگذار هستند یک برنامه میدانی قابل توجهی برای خودشان داشته باشند که مشارکت در انتخابات و انتخاب اصلح واقعی نه اصلحی که بر اساس احساسات شکل گرفته است.

** آقای کوشکی قائده خاصی بر انتخابات حاکم هست یا شما هم با حاج آقا موافقید که سردرگمی در انتخابات وجود دارد؟

کوشکی: قائده دارد اما نمی خواهند قائده اش را بشناسند. اگر رسانه های داخلی می خواهند مورد توجه و موثر باشند در انتخابات و اجازه ندهند به رسانه هایی که از بیرون مرز در انتخابات ما دخالت آشکار می کند، بایستی یک کمی هم حزب مردم زنده باد، طرف گفت حزب ایران نوین پاینده باد یک کمی هم حزب مردم زنده باد. اگر واقعا به ندای مردم که خستگی از دو جناح رایج هست رسانه ها بیایند زبان مردمی شوند که هیچ صدایی ندارند آن وقت هم تاثیرشان بیشتر می شود و هم امکان انتخاب بهتر را برای مردم فراهم خواهند کرد.

آیا مطلب فوق را پسندیدید؟

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«شهید نیوز» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

}