• 2021-04-19 15:35:16
  • دسته‌بندی:
  • کد خبر: 334755419

چگونه ضعف‌های مدیریتی دستاوردهای علمی کشور را به حاشیه می برد؟

در نشستی تخصصی تحت عنوان « پیشرفت و تحول در حکمرانی »، به ارزیابی مفهوم پیشرفت در چند دهه گذشته و جایگاه تحول حکمرانی در فرایند پیشرفت کشور پرداخته‌ایم.

معصومه شیری:همه ما میدانیم که کلان روایت های متعددی در جامعه ما حضور دارند؛ بخشی از نخبگان و متفکرین جامعه تصور روشن و امیدوارکننده ای نسبت به آینده ندارند و کشور را نه تنها در موقعیت رو به پیش بلکه برعکس در موقعیت اضمحلال اقتصادی و اجتماعی سیاسی می دانند و شواهدی هم برای آن ارائه می کنند . بخشی از متفکرین جامعه نیز با شواهدی کشور را در مسیر تعالی و پیشرفت می بینند.  از این رو برای ارزیابی مفهوم پیشرفت در چند دهه گذشته و جایگاه تحول حکمرانی در فرایند پیشرفت کشور نشستی تخصصی تحت عنوان « پیشرفت و تحول در حکمرانی» با حضور «دکتر روح الله ایزدخواه» نماینده مجلس شورای اسلامی، «دکتر محمودرضا آقامیری» رئیس دانشگاه آزاد اسلامی استان تهران  و «حجت الاسلام ذوالعلم» رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش ترتیب داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

کشوری پیشرفته است که دارای زیرساخت‌های قوی باشد

 محمودرضا آقامیری در ابتدای صحبت های خود با اشاره به پیشرفت های ایران پس از انقلاب گفت: بحث پیشرفت یک امر نسبی است. یعنی اگر بخواهیم توسعه و پیشرفت خود را نسبت به جهان بسنجیم باید یک مسیر را برویم و اگر بخواهیم پیشرفت امروزمان را نسبت به قبل از انقلاب بسنجیم شرایط دیگری را داریم و اگر بخواهیم نسبت به کشورهای همسایه که شرایط  تقریبا مشابهی با ما دارند وضع ما متفاوت خواهد بود. این ها همه تعابیر ما را نسبت به پیشرفت تغییر می دهد. امروز سطح پیشرفت ما با یک سری مسائل اقتصادی سطحی مثل قیمت مرغ و تخم مرغ و.. سنجیده می شود و تمام مسیری که طی شده است را تحت شعاع قرار می دهد. البته این تعریف درست است و درواقع کشوری پیشرفته است که دارای زیرساخت های حیاتی ، اقتصادی و عمرانی لازم باشد. یعنی کشوری موفق خواهد بود که توانسته باشد یک سطح متوسطی از رفاه اقتصادی، عمرانی و اجتماعی را برای مردم خود به وجود آورد.

قدرت کشور در گرو توسعه یافتگی است

ما امروز به نسبت قبل از انقلاب در علم و فناوری شرایط بسیار خوبی را داریم. مسیر پیشرفتی که ما در نظر گرفته ایم یک مسیر توسعه ایدئولوژیک است. یعنی ما در کنار توجه به پیشرفت در کشور، توسعه به هر قیمتی را نپذیرفته ایم و توسعه به حفظ شرایط داریم. مقام معظم رهبری نیز در بحث بایدهای کشور قدرتمند اشاره کرده اند که کشوری می تواند ادعا کند قدرتمند است که توسعه یافته هم باشد. نمی شود کشور توسعه یافته باشد اما قدرتمند نباشد.

قبل از انقلاب وضعیت کشورما مانند یک جسم نحیف و ضعیف بود. پس از انقلاب این بدن نحیف رشد کرد اما امروز بخش هایی از آن نتوانسته است هماهنگ با سایر قسمت ها رشد کند. این موضوع  اختلالات و ناهماهنگی هایی را در عملکرد کلی آن به وجود آورده است. ما امروز در بحث علم و فناوری به دلیل کمتر بودن معضلات و مشکلات جایگاه بسیار خوبی را داریم. اما توسعه وقتی مفهوم پیدا می کند که رفاه همراه آن باشد و شرایط اجتماعی مناسبی را در کشور داشته باشیم. درواقع مشکلاتی که ما امروز در کشور داریم بیشتر به این قسمت بر می گردد.

نگاهی به پیشرفت های ایران پس از انقلاب

 در بحث علم و فناوری مقایسه ما با قبل از انقلاب یک مقایسه عجیب است. ابزاری که ما می توانیم با استفاده از  آن شرایط علم و فناوری را در کشور را مورد ارزیابی قرار دهیم عبارتند از: سرمایه گذاری در زمینه علم و فناوری ، منابع انسانی و محصولات و تولیداتی که  در کشورمان داریم . این شاخص ها شاخص های یک ارزیابی غیر مستقیم از روابط میان علم، فناوری و توسعه  اقتصادی اجتماعی در کشورهای در حال توسعه است.

در ابتدای انقلاب و در سال ۵۷ تعداد مجلاتی که در ژورنال ها و مقالاتی که از علم ایران در سراسر جهان منتشر می شد ۴۵۰ تا بود و بعد از سال ۵۷ تا سال ۶۴ و در دوران جنگ این تعداد به ۱۲۰ عدد می رسد یعنی ما در دوره اول جنگی نتوانسته ایم حرکتی در زمینه علم و فناوری داشته باشیم ولی امروز این تعداد به ۶۰ هزار مقاله رسیده است.

ما با شرایط تحریم هم توانسته ایم سرمایه گذاری مناسبی در زمینه علم و فناوری  داشته باشیم علاوه بر این نیروی انسانی کارآمد و متخصص تربیت کرده ایم. ما در بحث نانو ، علوم شناختی ، سلول های بنیادی ، فناوری هسته ای و هوافضا افرادی را داریم که در سطح جهانی حرف برای گفتن دارند. امروز  کشورما جزو کشورهای پیشرو در مقوله هوافضا است.

در بحث علم نوین ایران در همه زمینه ها توانسته است این سه شاخص را حفظ کند در بحث سرمایه گذاری ، فناوری نانو، زیست فناوری، علوم شناختی، سلول های بنیادی، فتونیک با ساختارها میکرونیک ، مواد پیشرفته ، انرژی ، فناوری هسته ای ، هوافضا و ... وضعیت بسیار خوبی داریم. ما با شرایط تحریم هم توانسته ایم سرمایه گذاری مناسبی در زمینه علم و فناوری  داشته باشیم علاوه بر این نیروی انسانی کارآمد و متخصص تربیت کرده ایم. ما در بحث نانو ، علوم شناختی ، سلول های بنیادی ، فناوری هسته ای و هوافضا افرادی را داریم که در سطح جهانی حرف برای گفتن دارند. امروز  کشورما جزو کشورهای پیشرو در مقوله هوافضا است.

حلقه‌ی مفقوده‌ی تولید ثروت از علم و فناوری  

اما مشکلی که وجود دارد این است که این همه تلاش هنوز در زندگی مردم ورود پیدا نکرده است. یعنی حلقه ای که باید علم و فناوری را وارد چرخه تولید ثروت کند و در زندگی مردم نقش ایفا کند. حدود 20 سال است که درباره این حلقه صحبت می شود و از سوی مقام معظم رهبری تذکر داده می شود ولی هنوز این باور به وجود نیامده است.

باوری که توانست صنعت هسته ای ایران را زنده کند

در مسئله هسته ای نیز تا سال ۶۵ این تفکر وجود داشت که ما نمی توانیم وارد این عرصه شویم و عوامل داخلی و خارجی اصرار داشتند که به سراغ آن نرویم و در آن سال ها امکاناتی که در ایران بود از جمله نیروگاه بوشهر و .. تقریبا به حراج گذاشته شد حتی آهن ها را هم بردند که کشور به این سمت حرکت نکند. از سال ۶۴ تا ۷۲ ما فرصت داشتیم که این زیرساخت را  بازیابی کنیم چون در سال ۷۲ اروپا و امریکا رسما اعلام کردند که چند کشور ایران ، کره شمالی ، عراق نباید انرژی هسته ای داشته باشند. و دانشجویانی که در این رشته ها تحصیل می کردند رسما اخراج کردند. در آن زمان تعداد محدودی از فارق التحصلان ما از کشور رفتند و بقیه در داخل کشور ماندند تا در این زمینه تحقیق و پژوهش کنند. در نهایت از سال ۷۲ بود که اراده کشور و جوانان و نخبگان بر این قرار گرفت که صنعت هسته ای را در کشور زنده کنند.

امروز ایران اعلام می کند و جهان هم آن را تایید می کند که چرخه سوخت آن تکمیل شده است یعنی ما در زمینه فناوری معدن، کیک زرد ، غنی سازی ، تولید سوخت،طراحی صفحات سوخت و استفاده از آن در راکتورها و پسماند داری خودکفا شده ایم. و جزو چهار یا پنج کشوری هستیم که صفرتا صد مسیر تولید سوخت را خودش انجام می دهد. فرانسه 70 درصد سوخت خود را از انرژی هسته ای تولید می کند اما چرخه تولید سوخت را تکمیل را ندارد.یعنی فقط چند کشور روسیه، امریکا ، چین و یکی از کشورهای اروپایی این چرخه را به صورت کامل دارند حالا ایران هم اعلام می کند می خواهد صفر تا صد این چرخه را خودش طراحی کند. این نمادی از توسعه یافتگی کشور است.

وقتی سوء مدیریت‌ها دستاوردهای بزرگ علمی کشور را به حاشیه می برد

مشکلی که امروز داریم این است که نتوانسته این توسعه یافتگی را به زندگی مردم برگردانیم و این باعث شده است پاسخگویی ما سخت شود . یعنی ما نمی توانیم به ذهن جوانانمان بقبولانیم که در مقایسه با کشورهای اروپایی ما یک کشور توسعه یافته و پیشرفته هستیم .ما به دلیل تحریم ها، فشارهای بیرونی و درونی ، مشکلات فرهنگی و.. در یکسری از بخش ها اختلال داریم . این اختلال و تبلیغات سنگین دشمنان باعث شده است که کل این بدن ناقص نشان داده شود. کشورما دشمنان زیادی دارد و این مسئله ای نیست که بتوان ساده از کنار آن گذشت.

کشوری که ۳ و نیم میلیون تن تولید مرغ  دارد چطور  سر بزنگاه ها دچار مسئله می شود و این مسئله در این حد بزرگ می شود . یعنی زمانی که شما  در حال به ثمر رساندن یکی مهمترین عملیات علمی و فناوری هستید یکدفعه مسئله کوچکی مثل مرغ می آید و آن دستاورد بزرگ را تحت شعاع قرار می دهد اگر این موضوع یک دسیسه و یک بی خردی نیست پس چیست ؟ 

کشوری که ۳ و نیم میلیون تن تولید مرغ  دارد چطور  سر بزنگاه ها دچار مسئله می شود و این مسئله در این حد بزرگ می شود . یعنی زمانی که شما  در حال به ثمر رساندن یکی مهمترین عملیات علمی و فناوری هستید یکدفعه مسئله کوچکی مثل مرغ می آید و آن دستاورد بزرگ را تحت شعاع قرار می دهد اگر این موضوع یک دسیسه و یک بی خردی نیست پس چیست ؟ از این رو اگر ما بتوانیم این هزینه ها و مشکلات را کم کنیم می توانیم پاسخ خوبی برای جهان داشته باشیم که یک کشور می تواند با حفظ مسائل عقیدتی و شرایط اجتماعی خود در سطوح جهانی بدرخشد.

 

مسئله عقب ماندگی یک مسئله  مزمن و ریشه دار است

حجت الاسلام والمسلمین ذوعلم در ابتدای سخنان خود با اشاره به تصویرسازی‌های عامدانه برخی از افراد درباره مسئله عقب ماندگی در کشور گفت: نسبت و رابطه بین پیشرفت و تحول در حکمرانی چیست؟ از زوایا مختلفی می توان به این موضوع پرداخت اما من این سوال را مطرح می کنم که چه لوازمی می تواند این نسبت را تقویت کند؟ باید به این موضوع نیز اشاره کرد که مسئله عقب ماندگی یک مسئله ریشه دار است . گاهی گفته می شود در این ۴۰ سال این چنین شده است اما باید بگوییم در این ۴۰۰ سال گذشته این اتفاق افتاده است و تصویر سازی غلطی که عامدانه صورت می گیرد تا کاستی ها و کمبودها را به این ۴۰ سال نسبت دهند. درحالی که این ادعا واقعی نیست.

انقلاب اسلامی مسیر رو به رشد عقب ماندگی و انحطاط را متوقف کرد

در کشورما انقلاب اسلامی مسیر رو به رشد عقب ماندگی و مسیر انحطاط را متوقف کرد و کاملا جهت گیری را تغییر داد. در واقع انقلاب اسلامی در گام اول یک تحول بنیادین در حکمرانی ایجاد کرد. این مسئله موجب شد اراده ملی و اراده خود جامعه در اداره جامعه حاکم شود و ما امروز یک مجلس و دولت ملی و مردمی به معنای واقعی داریم. 

قبل از انقلاب در بحث اقتصادی سرانه مصرف مواد پروتئینی چقدر بوده یا سرانه مسکن چقدر بوده؟ مساحت مدرسه نسبت به دانش آموز چقدر بوده؟ این سوالات مباحث مهمی است. ما قبل از انقلاب در بدیهی ترین نیازهایمان مثل گندم، برنج، مواد لبنی وارد کننده بودیم. پس در نتیجه عقب ماندگی یک پدیده مزمن و ریشه دار است . در کشورما انقلاب اسلامی مسیر رو به رشد عقب ماندگی و مسیر انحطاط را متوقف کرد و کاملا جهت گیری را تغییر داد. در واقع انقلاب اسلامی در گام اول یک تحول بنیادین در حکمرانی ایجاد کرد. این مسئله موجب شد اراده ملی و اراده خود جامعه در اداره جامعه حاکم شود و ما امروز یک مجلس و دولت ملی و مردمی به معنای واقعی داریم. حتی سطوح منطقه ای و شهری ما هم توسط نماینده مردم اداره می شود. ولی این مسئله کافی نیست ما در این چهل سال گذشته با تمام فراز و نشیب ها توانسته ایم این رومند تحول یافته حکمرانی را هم حفظ کنیم و هم تقوبت کنیم و به آن عمق ببخشیم. یعین امروز مردم سالاری ما خیلی بیشتر از دهه های اول انقلاب است و انتخاب مردم با دغدغه و احساس وظیفه بیشتری انجام می شود.

نگاه خودباخته برخی از مسئولین نسبت به توسعه غربی

مسئله مهم دیگر این است که هنوز یک نگاه واحد و یک نگرش واحد به پیشرفت در مجموعه حکمرانی شکل نگرفته است. یعنی یک نگاه التقاطی در بدنه بعضی از احزاب وجود دارد که بیشتر نگاه برخواسته از خودباختگی نسبت به توسعه غربی و عدم خودباوری نظری و فلسفی و حکمی به مسئله پیشرفت است.

در بیانیه گام دوم انقلاب وقتی که ۸ ارزش دینی و آرمان جهانی انقلاب مطرح می شود یک چهارچوب خیلی روشن به ما ارائه می دهد که ما بتوانیم با آن چهارچوب وضع فعلی خود را بسنجیم و اصلاح کنیم. اولا ما پیشرفت در علم ، معنویت، اخلاق، تحول در فرهنگ حکمرانی نیاز داریم که مجموعه طیف حکمران در جامعه خودشان را خدمتگذار جامعه تلقی کنند و از هرگونه امتیاز طلبی و امتیاز خواهی و تبعیض خواهی پرهیز داشته باشند. این یک آفت بزرگ است که امروز جامعه را رنج میدهد. و در دل جامعه سوال این است که اگر نیست باید برای همه نباشد  و اگر هست باید برای همه باشد. زمانی که بعضی از دولت مردان و صاحب منسبان به نوعی مانور تجمل می دهند و زندگی کاملا مرفهی دارند و اساسا از آنچه که دغدغه جاری مردم است کاملا به دور هستند و حتی  محل سکونت خودشان را در جاهایی قرار داده اند که دسترسی مردم به آن جاها مشکل است این است که جامعه را آزار می دهد. بنابراین بحث عدالت بسیار بحث محوری مهمی است.

تحول در حکمرانی با ارتقا سطح تفکر و بصیرت جامعه

آنچه که ما تا الان داشته ایم پیشرفت در استقلال کشور بوده است. در اخلاق و معنویت هم که در حد قابل قبول در یک جامعه اسلامی واقعی نیست ما نسبت به دهه های اول انقلاب واقعا پیشرفت کرده ایم. همین امروز در مذاکرات هسته ای کشورما یک موضع کاملا قاطع دارد که آن را اعلام کرده و مذاکره کنندگان ما در همان چهارچوب پیش می روند و جامعه هم این موضوع را رصد می کند. این ها بسیار مهم و ارزشمند است و ما باید آن ها را حفظ کنیم ولی هنوز به حدمطلوب نرسیده ایم. بخصوص باید توجه کنیم که هرچقدر سطح فکر جامعه بصیرت جامعه نوع انتخاب جامعه پیشرفت کند در حکمرانی هم تحول ایجاد می شود. یعنی وقتی شما مبنای حاکمیت را براساس رای مردم قرار داده اید و با افتخار و صراحت می گویید "میزان رای ملت است" این به این معناست که هرمقدار مردم، نخبگان، دانشگاهیان، احزاب ، تشکل ها و به ویژه جوانان وقتی بخواهند یک تحولی در حکمرانی ایجاد شود ، حتما این تحول ایجاد می شود .این تحول حتما نباید انقلاب گونه باشد بلکه تحولی است که تدریجی فرهنگ حکمرانی را تحت تاثیر قرار می دهد.

سنگ اندازی‌های حکمرانی جهانی دربرابر پیشرفت کشورهای مستقل

نکته دیگر مانعیتی است که حکمرانی کنونی جهانی برای پیشرفت در کشورهای مستقل ایجاد کرده است. امروز بحث حکمرانی صرفا یک بحث منطقه ای و ملی نیست . ابزارهای جهانی و سازمان های جهانی که وجود دارند و الزاماتی که ایجاد می کنند ، اسنادی مانند سند ۲۰۳۰ که اساسا یک نوع حکمرانی جهانی منحصر شده در کشورهای سلطه گر را می خواهد قانونمند  و به یک هنجار تبدیل کند بسیار مهم است. ما باید به این مانعیت کنونی جهانی پیشرفت بسیار توجه کنیم. این مانعیت هم در عرصه ذهنیت سازی و ادراک سازی وجود دارد هم در عرصه واقعی مثل تحریم ها و ... وجود دارد هم در زمینه حقوقی وجود دارد یعنی اینکه کشورهای بزرگ و سلطه گر برای خودشان حقوقی قائل می شوند که یک انحصار در حکمرانی  ایجاد می کنند .

بعد جوان دغدغه مند ما به جای اینکه به بحث آزادی بیان ، آزادی رای ، آزادی حرکت و تصمیم گیری در سطح جهانی بپردازد در عرصه های مبتذل بحث آزادی را مطرح می کند. این ها نمونه هایی از مسائل ما در نسبت تحول حکمرانی با پیشرفت کشور است. بیش از هرچیزی برداشت واحد ویک اجتماع در پیشرفت مطلوب انقلابی و اسلامی که به آن احتیاج داریم.

 

الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت تنها راه دستیابی به آینده ای بهتر و متعالی تر

دکتر ایزدخواه ، در ابتدا با  اشاره به الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت در طول انقلاب گفت : مقوله پیشرفت یا به تعبیر دقیق تر پیشرفت ایرانی اسلامی افق قطعی حرکت جمهوری اسلامی است. اگر کشور بخواهد در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی آینده ای بهتر و متعالی تر از امروز داشته باشد، تنها مسیر ممکن و مطلوب الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت است. بقیه مسیرها را ما در طول انقلاب و قبل از انقلاب تجربه کرده ایم و این انتخاب یک انتخاب برنامه ای و تجربی است. یعنی با همه آزمون و خطاهایی که کرده ایم و با همه آرمان هایی که داشتیم و داریم امروز  به این موضوع رسیده ایم که باید به سمت پیشرفت اسلامی ایرانی حرکت کنیم.

خودآگاهی حاکمیت نسبت پیشرفت ایرانی اسلامی بسیار مخدوش است

از این منظر اگر به این ۴۰ سال اخیر به ویژه ۳۰ سال بعد از جنگ نگاه کنیم، پسرفت ها و عقب ماندگی ها زیاد است اما ما بیشتر در عرصه خودآگاهی در حکمرانی پسرفت داریم. قبل از هرچیز خودآگاهی مسئولین ، سیاستگذارن و برنامه گذاران نسبت به پیشرفت بسیار کمرنگ و مخدوش است. تعابیری که از توسعه در دوره سازندگی می شد از اصلاحات و عدالت می شد این ها را وقتی نگاه می کنیم می بینیم که دستاورد خیلی پررنگی ندارد. آیا توسعه صرفا به معنای توسعه زیرساخت هایی مثل پل ، جاده، سد ، مخابرات و ... است ؟ اصلاحات به چه معناست؟ آیا صرفا به معنای آزادی های سیاسی است؟ 

ما معیارها ها و محک های زیادی داریم که جریانات قالب در حکمرانی را در این چند دهه ارزیابی کنیم. یکی از این محک ها حوزه نخبگانی است. ما تقریبا هیچ دستاوردی در مشارکت دهی نخبگان در حکمرانی نداشتیم . با همه سیاست های قطعی که داشته ایم ،جهت گیری هایی که در برنامه توسعه، سیاست های کلی و منویات رهبری بیان شد چرا امروز نمی توانیم از پدیده ای به نام مشارکت نخبگان در حاکمیت نمی توانیم اسم ببریم .

در حوزه عدالت هم محک های زیادی مثل بحث تبعیض، سهم بری عادلانه عوامل در حوزه اقتصاد و... داریم. این ملاک ها نشان می دهد که خودآگاهی حاکمیت و حکمرانان نسبت به  پیشرفت و بالاخص پیشرفت ایرانی اسلامی بسیار مخدوش است. این موضوع ناقض و نافی پیشرفت در کشور نیست، پیشرفت رخ داده است اما بیشتر از اینکه منصوب به بینش ، نگرش و تفکر حاکمیت باشد به وجود نیروها و عناصر و هسته های جهادی در کشور بر می گردد که در عرصه های مختلف فعالیت می کنند. درواقع این ها هستند که پیشرفت را حاصل می کنند و کرده اند. ما به وفور دیده ایم و تجربیات بسیار متنوع در کشور  که حاصل تلاش جهادگران است. منظور از جهادگر یک مفهوم عام شامل از نخبگان دانشگاهی، فناوری، نظامی، مدیریتی، کارگری، کارآفرینان، بخش خصوصی و... است که خط و مشی خودشان را نه از طریق حاکمیت بلکه از اراده خودشان و ارزش هایی که به آن قائل بوده اند گرفته اند.

ما در کشور شاهد پیشرفت هستیم اما نقش خودآگاهی حکمرانی و حاکمیتی در بین سایر عوامل کمتر است. ما هنوز از مفهوم عدالت، معیارهای عدالت، سیاست های عدالت، برنامه های عدالت درک درستی در سطح حکمرانی نداریم . در دانشگاه و حوزه این موضوعات مفهوم سازی شده است . به طور مثال در فصل تصویب بوجه به سختی می شد اثبات کرد که افزایش ۲۵ درصدی حقوق همه کارمندان نا عادلانه است. و ما برای این بحث  و مشاجره می کردیم که دلیلی ندارد که با تورم همه حقوق ها ۲۵ درصد افزایش پیدا کند چه کسی که ۴۰ میلیون حقوق می گیرد و چه کسی که ۲ میلیون حقوق می گیرد. من مقصر این وضع را در جریاناتی میبینم که افسار حکمرانی را به دست می گیرند، چه جریانات سیاسی که رو بنایی است چه جریانات زیر بنایی آن ها که این صحنه را شکل می دهند. این ها هنوز نسبت خودشان را با پیشرفت مشخص نکرده اند و برایشان اهمیت نداشته است که نگاه و برنامه شان در پیشرفت چیست و این موضوع را محل چالش قرار نمی دهند چون خودشان در این پسرفت ها و عقب ماندگی ها دخیل بوده اند.

نقش کمرنگ نخبگان در شکل دهی به خودآگاهی حاکمیتی

از طرف دیگر نخبگان و عوامل غیر حاکمیتی هم که وارد مقوله پیشرفت می شوند متاسفانه به این شکل نگاه نمی کنند که آیا خودآگاهی حاکمیتی ایجاد شده است یا نشده است و بیشتر در مفاهیم و موضوعات گیر می کنند. حاکمیت و اصحاب حکمرانی هم نسبت به این مفاهیم و تئوری ها خنثی هستند. آیا ما اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد می خواهیم یا اقتصاد دولتی یا اقتصادی نهادی یا اقتصاد اسلامی ؟ چه جریان سیاسی است که به این سوال فکر کند و جواب بدهد. کدام نامزد ریاست جمهوری وقت می گذارد که به این موضوع بپردازد؟ کدام حزب سیاسی برای این موضوع حرف و بحث دارد؟ چرا این قبیل مسائل  برای اصحاب حکمرانی ما اهمیت ندارد؟ چون آن خودآگاهی وجود ندارد و دعوا بر سر موضوعات دیگری می رود که مذاکره بکنیم یا نکنیم که این ها اساسا ربطی مستقیما به پیشرفت ندارد و مسائل حاشیه سیاست است.

امروز ما شواهدی زیادی از پسرفت ها و پیشرفت ها داریم و هم  مبحث و موضاعات مختلفی در این عرصه می توان نام برد که 30 سال پیش چنین نبود. در عرصه کشاورزی، خدمات، تضاد منافع، عدالت در نظام مالیات و... امروز نخبگان به آن می پردازند و تبدیل به یک مسئله شده است لذا آن حلقه ای که باید شکل بگیرد تا ما بتوانیم از این نقطه ای که در آن قرار داریم جلوتر بریم این است که خودآگاهی در حاکمیت ایجاد شود.

آیا مطلب فوق را پسندیدید؟

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«شهید نیوز» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

}