شهيدخبر اخبار شهدا مدافعان حرم shahidnews.com : نياز امروز جامعه پرداخت خوب به زندگي شهداست/ شهدا به همه مردم ايران تعلق دارند/عاشق حاج قاسم سليماني هستم
سه شنبه، 14 شهریور 1396 - 17:12 کد خبر:170898
شهيدخبر: من عاشق "حاج قاسم سليماني" هستم، مردي كه در صحنه نبرد لرزه بر تن همه دشمنان انداخته و در داخل كشور هم هميشه ميگويد مردم را دسته بندي نكنيد، باحجاب وبي حجاب نكنيد و با اين حرف ميخواهد بگويد كه شهدا به همه مردم تعلق دارند

سال گذشته بود كه تئاتري به اسم "جهشه" و با موضوع دفاع مقدس در سالن سرو متعلق به مجموعه روايت فتح به روي صحنه رفت. روايتي متفاوت و ملموس از يك اتفاق به ظاهر ساده اما بسيار پيچيده روزهاي پرتلاطم جنگ، دست اندركاران اين نمايش را اميدوار به استقبال خوب از اين نمايش كرد‌ه بود. نمايشي كه خارج از كليشه هاي متداول نمايش هاي حوزه دفاع مقدس توانسته بود طيف وسيعي از مخاطبين را به خود جذب كند تا جايي كه علاوه بر رونق دادن به سالن كم رونق "سرو "اين نمايش سه مرتبه و با بيش از ۴۵ اجرا به روي صحنه رفت. استقبال خوب از نمايش "جهشه" اين پيام را داشت كه توده مردم از كارهاي دفاع مقدس استقبال مي كنند به شرطي كه داراي موضوعي به روز، عامه پسند و در عين حال عميق باشد. مسئله اي كه لازم است هم هنرمندان و هم مسئولان و سياستگذاران اين عرصه توجه ويژه اي به آن داشته و ذائقه روز مردم را با حال و هواي روزهاي جنگ و ارزش هاي آن باز توليد كنند. "جهشه "نمايشي از همين جنس است: روايتگر لحظه هايي ساده از اشغال خرمشهر كه ذهن مخاطب را درگير خود مي كند.

 از همين رو با توجه به نزديكي ايام دفاع مقدس با خانم بهناز نجفي نقش اول زن تئاتر "جهشه" مصاحبه اي ترتيب داديم. او كه خود از خانواده اي است كه طعم جنگ را چشيده وپدرش از ايثارگران و مهاجرين آبادان است از تمايلات شخصي اش براي بازي در "جهشه "و مشكلاتي كه در تحقق چنين نمايش هايي در كشور وجود دارد مي گويد.

از مخاطبين شهيد نيوز دعوت مي كنم كه اين مصاحبه خواندني را از دست ندهند:


خانم نجفي  لازم كه بگويم با حضور شما ميخواهيم نگاهي متفاوت به هنر وتئاتر در عرصه دفاع مقدس و معرفي فرهنگ شهدا داشته باشيم و براي ورود به بحث لطفا از نمايش "جهشه" و ويژگيهاي آن بگوييد و نقشي كه شما در آن ايفا كرديد.

ابتدا لازم است از فرصتي كه در اختيار من قرار داده شد تشكر كنم. "جهشه" در لهجه جنوبي به معني وانت باربري بزرگ است. داستان "جهشه"از اين قرار است كه در سال هاي اول جنگ كه خرمشهر مورد تهاجم قرار مي گيرد عده اي از مردم يك محل مي خواهند با جهشه اي كه متعلق به يك فرد خرمشهري است كه قرار است از مشهد بيايد ، از شهر خارج شوند. زنان و كودكان سوار جهشه مي شوند يك زن جوان به اصرار خودش در كنار برادر وساير رزمندگان براي كمك باقي مي ماند. "جهشه"چند متري بيشتر نرفته كه با مورد اصابت موشك قرار مي گيرد وهمه مسافرانش شهيد ميشوند. من در اين نمايش  نقش  غزاله ، زني جواني را بازي كردم كه نامزدش به جاي جبهه از شهر فراركرده بود و در سكانس پاياني شاهد شهادت همه كساني ميشوم كه بعضي از آنها نظير پيرمردي كه آلزايمر داشت را خودم سوار بر رفته "جهشه"، كردم  ، واين نمايش با استقبال بازديد كنندگان روبرو شد.

 اين نمايش به دليل سوژه و پرداخت متفاوت آن مورد استقبال اقشار مختلف مردم قرار گرفت. به نحوي كه در سالن "سرو "كه زير نظر روايت فتح است  و چند سالي اجرا در ان صورت نگرفته بود، در هنگام اجراي نمايش "جهشه" براي نشستن جا نبود و عده اي در راهروهاي سالن ايستاده يا نشسته اجرا را تماشا مي كردند. اين يعني اگر كاري مطابق با سليقه مردم و با ابداع و نوآوري تهيه شود و بتواند از اين طريق پيام خود را منتقل كند مردم روي خوش به آن نشان مي دهند.

 

به نظر شما چه دليلي باعث شد كه مردم از "جهشه" استقبال خوبي داشته باشند؟
هميشه كارهاي دفاع مقدس سراسر با غم و اندوه بوده است. جنگ با همه تلخي و سنگ دلي كه از سوي دشمن دارد پيام هاي زيباي ايثار و از خودگذشتگي نيز در دل خود دارد. به نظر من جامعه امروز ما نيازمند اين موضوعات است كه هنر به خصوص تئاتر مي تواند اين پيام را به خوبي منتقل كند. اين اتفاقي بود كه در "جهشه" افتاد ، يعني پرداختن خوب به يك موضوع ساده ، اما پر مفهوم دفاع مقدس كه جامعه امروز توانست به خوبي با آن ارتباط برقرار كند. در طي اجراي "جهشه" خانمي به من مراجعه كرد و گفت:"هشت بار است كه به ديدن اين نمايش آمده و اگر باز هم اجرا ادامه پيدا كند خواهد آمد."،  اين يعني مردم خواهان اثر خوب ، متفاوت و پرمغز هستند.

 

بنابراين شما معتقديد كه توجه خوب به موضوعات دفاع مقدس مي تواند براي ارتباط آن با مردم موثرباشد؟

بله، كاملاً. ببينيد امروز متاسفانه امروز برخي از مفهوم شهدا و دفاع مقدس خيلي كليشه اي در كارها استفاده مي كنند. به محض اينكه حرف از تئاتر دفاع مقدس زده مي شود ، همه ياد خاكريز و سيم خاردار مي افتند، در صورتي كه براي ارتباط با مردم مي بايست زندگي و شخصيت واقعي شهداست به تصوير كشيده شود. شهدايي كه از دل خود مردم هستند واز جنس عوام جامعه بودند كه آسماني شدند ،اينكه چگونه آن ها از همين زندگي روزمره اي كه ما داريم دل كنده و آن فداكاري ها را به وجود مي آورند ، مي تواند مهم ترين سوژه باشد. اكنون فضاي دفاع مقدس در تئاتر به نحوي پيش مي رود كه نمايش در نهايت به گريه ختم مي شود. امروز ما نيازمند برقراري ارتباط با تك تك افراد جامعه هستيم. ما در "جهشه" تلاش كرديم اين اتفاق بيفتد و سعي كرديم همه نسل ها، پير، جوان، مرد و زن با كار ارتباط برقرار كرده و با آن زندگي كنند. در كارهاي دفاع مقدس بايد زندگي جريان داشته باشد.

 

جايي گفته بوديد كه پدر شما اصالتا آباداني هستند آيا اين موضوع براي ايفاي نقش در "جهشه"به شما كمك كرد؟
بله، حضور پدر براي من خيلي موثر بود. چون ايشان جنگ را درك كرده بود و از زمان كودكي خاطراتي را از روزهاي جنگ ، از مردم خرمشهر وآبادان واز هجوم  دشمن واشغال خاك كشورمان رابرايم تعريف مي كرد. پدر وجب به وجب از خاك آبادان خاطره دارد واين خاطرات همه پدران آباداني وخرمشهري است ويكي از خاطراتش مربوط به وقتي است كه يك مدرسه در خرمشهر مورد اصابت موشك قرارميگيرد وتعداد زيادي دانش آموز بيگناه شهيد مي شوند و در همان روز خبر تولد فرزند جهان آرا به ايشان داده ميشود و اين يعني زندگي در اين شهر جريان دارد و فرزنداني به دنيا مي آيند كه ياد آن روزها را زنده خواهند كرد وحالا ما در نقش همان فرزندانيم ، من در اجراي نقشم از اين خاطرات الهام گرفته بودم. از طرفي براي اداي لهجه جنوبي و آباداني هم از پدر كمك مي گرفتم.


كمي به عقب تر برگرديم، تا يك معرفي هم از سوابق تان داشته باشيم،  شما در دانشگاه  تبريز بازيگري خوانديد. در آن زمان هم كار اجرا مي كرديد؟
من متولد ۱۳۶۷ و  دانش آموخته تئاتر از دانشگاه نبي اكرم(ص) تبريز هستم. در دوران دانشجويي اجراهاي مختلفي در شهرهاي مختلف كشور داشته ام و سابقه حضور در جشنواره هاي دانشجوي را نيز دارم. ودر آن دوران هم براي كارهاي دفاع مقدسي نگاه ويژه اي داشتم و چندين نمايشنامه را با دوستان تنظيم ودر دانشگاه وشهر به اجراء گذاشتيم كه بسيار بو استقبال خوبي مواجه شد. و شيريني اين كار در ذهنم بود كه يك كار دفاع مقدسي داشته باشم و اين در جهشه متبلور شد وانشالله در آينده دوست دارم كه كارهاي جديدي در اين حوزه داشته باشيم. من يك احساس دين به شهدا دارم واين در يادداشت هايم، در صفحات اجتماعي ودر كارهايم بسيار ملموس است، چون ميدانم نعمت آسايش وامنيت را از اين مرادان بزرگ داريم والان هم كه تصاوير شهداي مدافع حرم را ميبينم كه جواناني از نسل ما چنين شيرمردانه افتخارآفريني مي كنند اين حس در من بيشتر تقويت ميشود وبايد بگويم كه مدافعان حرم پلي شدند براي شناخت بيشتر شهدايي كه ما آنها را نديدم


 آيا به اين شكل نگاه به شهدا وپرداختن به اين موضوع موجب نشده از سمت اطرافيان و كساني كه زياد تمايلي به شنيدن مطالبي درخصوص شهدا ندارند ، مورد بي مهري قرار بگيريد و يا اينكه سرزنش كنند شما را و بگويند چرااينقدر احساسي هستيد و از اين دست پست ها و نوشته ها مي گذاريد؟
خير، تاكنون به مطالب، كارها وپست هايي كه مي گذارم بي احترمي نشده است. البته براي بعضي از اطرافيانم اين موضوع سوال برانگيز بوده است. اما من با اعتقاد و علاقه اي كه به شهدا و راهي كه طي كرده اند، پست هايي دراين باره مي گذارم. به عقيده من شهدا در جامعه ما به يك قشر خاص تعلق ندارند و شهدا متعلق به همه ي مردم ايران هستند. من هميشه  سعي مي كنم كه بر سر مزار شهدا بروم اما گاهي با نگاه هاي مردم احساس معذب بودن مي كنم. حتي گاهي كه براي اجرا به سالن مي روم با سخت گيري هاي درباره حجابم رو به رو مي شوم كه برايم آزار دهنده است. من عاشق "حاج قاسم سليماني" هستم، مردي كه در صحنه نبرد لرزه بر تن همه دشمنان انداخته و در داخل هم هميشه ميگويد مردم را دسته بندي نكنيد، باحجاب وبي حجاب نكنيد وكسي كه هم رزم شهدا بوده وبا نسل شهداي دفاع مقدس ومدافعان حرم ارتباط داشته با اين حرف ميخواهد بگويد كه شهدا به همه مردم تعلق دارند و اين بايد در جامعه نهادينه شود.


از تعلق خاطر به شهدا گفتيد. كدام جنبه از زندگي شهدا براي شما جذاب و تاثيرگذار است؟ 
ما بايد بدانيم كه شهدا هم آدم هاي معمولي بودند مثل خيلي هاي ديگر. اگر آن ها را آنقدر رويايي تصوير كنيم ديگر دست يافتني نخواهند بود‌. به نظر من آن بخش از سرگذشت شهدا كه‌ از زندگي روزمره خود دل مي كنند و براي حفظ دين و ميهن جان خود را فدا مي كنند بسيار مهم  و تاثير گذار است. آن زمان بچه هايي بودند كه براي رفتن به جبهه شناسنامه خود را تغيير مي دادند تا به جبهه بروند در حالي كه مي دانستند شهيد مي شوند. شهداي عزيز مدافع حرم هم از همين جنس هستند. آن ها اكثرا دهه شصتي و هفتادي و هم سن من هستند. ما اگر شهداي دفاع مقدس را نديده ايم و فقط داستان هاي زندگي آنان را شنيده ايم و تجسم كرده ايم اما حالا داريم زندگي شهداي مدافع حرم را مي بينيم و لمس ميكنيم. وهمانطور كه گفتم درحقيقت شهداي مدافع حرم امتداد و ادامه همان شهداي دفاع مقدس هستند. واقعاً چه چيزي بالاتر از صلابت شليد حججي كه به قربانگاه مي رفت سراغ داريد ويا زيباتر از چهره شهيد معز غلامي كه با همه رفاه و دارايي دنيا را رها كرد ميتوان پيدا كرد.


بسيار اشاره خوبي به شهداي مدافع حرم كرديد. به نظر شما چگونه بايد در آثار نمايشي به زندگي شهداي مدافع حرم پرداخت؟
من فكر مي  كنم كه ما لازم داريم درباره زندگي هاي شخصي اين شهدا بدانيم. چگونگي عمليات ها و اتفاقاتي كه در خط مقدم مي افتد خوب است اما نياز جامه امروز ما اين است كه مردم بدانند چه مي شود كه يك جوان دهه افتادي از همه چيز دل مي كند و به خط مقدم مي رود. يه نظر من اين تحول را بايد بتوانيم به مردن نشان دهيم كه مطمئنم براي همه مردم بسيار تاثيرگذار و مهم خواهد بود. بنابراين بايد يك فضاي رئال و واقعي از زندگي شهداي مدافع حرم ترسيم شود تا مخاطب آن را لمس كند، به نحوي كه احساس كند آمده تا برهه اي از زندگي يك فرد را ببينيد.


به نظر شما مسئولين و هنرمندان عرصه هنر بخصوص تئاتر هركدام چقدر سهم دارند تا ما در نهايت شاهد آثار فاخري در اين زمينه باشيم؟
به نظر من سهم مسئولين و هنرمندان برابر است. مسئولين بايد حمايت هاي لازم را از هنرمندان و آثار آنان داشته باشند. يكي از كارهايي كه مسئولين در اين زمينه مي توانند انجام دهند اختصاص سالن هاي شاخص براي اجراي كارهاي دفاع مقدس است. سالن هايي كه موقعيت‌هاي خاص و مناسبي داشته باشند و مردم آن ها را به عنوان سالن هاي اجراي كارهاي دفاع مقدس بشناسند. از طرفي هنرمندان نيز بايد به دنبال سوژه‌هاي جديد و متفاوت باشند تا بتوانند مخاطب را به خود جذب كنند. متاسفانه عده اي فكر مي كنند كه از كارهاي حوزه دفاع مقدس حمايت هاي مالي خوبي صورت مي‌گيرد اما اينگونه نيست و لازم است  مسئولان توجه ويژه اي به اين موضوع داشته باشد. و از طرفي هنرمندان با ارائه كارهاي خوب بتوانند سرمايه گذار نيز جذب كنند. خوشبختانه خيلي از بازيگران تئاتر علاقه دارند در عرصه دفاع مقدس كار كنند و اين كار را با عشق و علاقه انجام مي دهند.


به جهشه برگرديم. آيا  جهشه را به جشنواره تئاتر فجر فرستاديد؟
ما نمايش "جهشه" را براي جشنواره تئاتر فجر فرستاديم و استقبال هم شد اما علي رغم اين استقبال و استقبال مردم،چون در قالب كليشه هايآنها نبود به بخش مسابقه راه پيدا نكرد. چرا كه متاسفانه در فضاي جشنواره گاهي اوقات شاهديم كه ارتباطات و لابي گري ها بسيار مهم و تعيين كننده است.


چه حمايت هايي از شما براي نمايش جهشه شده بود؟
بودجه  كار "جهشه" هرچند كه خيلي ناچيز بود و حمايت آن از سوي مجموعه روايت فتح بود كه جا دارد از اين اعتماد مديران روايت فتح تشكر كنيم. ما در سالن "سرو " روايت فتح اجرا داشتيم ، سالني كه براي چند سال در آن نمايشي برگزار نشده بود،  اما خوشبختانه با استقبال خوبي از سمت تماشاچيان روبرو شد به نحوي كه بعد از آن نيز چند اجرا در آن سالن برگزار شد. و در تعاملي كه با دوستان مجموعه روايت فتح پيدا كرديم و ساير مراكز وابسته كارهاي جديدي را در اين حوزه خواهيم داشت.


چه پيشنهادي براي هنرمنداني كه ميخواهند در اين عرصه براي شهدا كار كنند داريد؟
پيشنهاد من به همكارانم اين است كه از خاطرات روزمره و ساده رزمندگان و شهدا استفاده كنند. چرا كه اين خاطرات در عين ساده بودن براي مخاطب جذاب بوده و مي ‌توانند پيامهاي مهمي را از اين طريق منتقل كند. به طور مثال طرح "جهشه" ممكن است ساده باشد اما به دليل پرداخت خوب و رساندن پيام از خود گذشتگي و ايثار توانست ارتباط خوبي با توده مخاطبين برقرار كند.

 

از اينكه وقت خود را در اختيار شهيد نيوز قرارداديد سپاسگزارم و اميدوارم در آينده شاهد درخشش بيش از پيش شما در عرصه تئاتر بخصوص در حوزه دفاع مقدس باشيم.
من هم از شما و همكارانتان تشكر مي كنم.