بزرگ کردن کوچک کردن اندازه اولیه

نظر سنجی


آیااهداف وآرمانهای شهدا به مردم معرفی شده است



بله

خیر

کافی نیست



ارسال شده توسط hosseinzadeh
نظر: 172
نظرسنجی قبلی

تازه ها

سیستم RSS

پیگیری نظرات سایت توسط سیستم RSS.
rss1.0
rss2.0
rdf

خوش آمدید

نام کاربری:

کلمه عبور:


به خاطر داشتن

[ ]
[ ]

لینک به ما

SITEBUTTON_MENU_L1

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ



پایگاه اطلاع رسانی شهید نیوز درد و دل يك جانباز شيميايي با امام زمان (عج) را تقدیم می کند



باسمه تعالی

 مرا می‌شناسی.من یک روستایی‌ام. یکی از روستاهای دور دست سرزمینمان ایران.از مهد نام آوران و دلیران آذربایجان.

شاید مرا نشناسی!خیلی ها مرا نمی‌شناسند

اهل زمین که با یک روستایی دورافتاده و ساده کاری ندارند.

اصلا برایشان مهم نیست که کسی اینجا دردی داشته باشد.

اینان بزرگان را می‌شناسند حاکمان را دوست دارند، مسئولان را می‌شناسند، کسی با ما کاری ندارد.

خیلی وقتها دوستان و رفیقان هم آدم را فراموش می کنند.

 ارباب من؛

آیا تو هم مرا فراموش کرده‌ای؟

تو هم مرا نمی شناسی.

البته که خوبان را می شناسی. تو را با ما چه‌کار!

ولی من تو را می شناسم.

با عقل و قلب کوچک خود تورا شناخته‌ام.

پیامبرمان (ص) نیز فرموده است که "هرکس امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است".

 مولای من مرا بیاد بیاور؛ آن لحظه‌ای که در شب تاریک در فاو، شلمچه، جزیره مجنون و... با آنانی که می شناختیشان، یک‌صدا تو را فریاد می زدیم.

من همان فرد کوچک و ناچیزی بودم که با لحن ساده خود یابن الحسن می‌گفتم و سرود العجل سر می‌دادم.

 آری من همان بچه بسیجی هستم که به امر نائب تو آمده بودم.

همانی که تفنگ "ام یک" از من بلندتر بود.

همانی که وقتی کلاه آهنی می‌گذاشتم چشمانم را نیز می‌پوشاند.

همانی که در جزیره مجنون و شلمچه به دنبال بمباران شیمیایی صدام، مزه شیمیایی را چشیدم.

چند لحظه‌ای می‌شد که هیچ چیز نمی‌دیدم، نفسم به سختی بالا می‌آمد.

 آری مولای من، همان لحظه نیز تو را صدا می زدم.

درست است که از مقربین نبوده‌ام، ولی در حد توان از مریدانت بوده و هستم.

ای کاش مرا نیز از پیروانت به حساب می‌آوردی.

چرا که خود فرموده ای: "من در همه حال از احوال پیروانم آگاهم".

 مولای من، روز به روز وضعم دشوارتر می‌شود.

دیگر زندگی برایم به سختی می‌گذرد.

قلبم یاریم نمی کند.

پزشکان کارآیی ریه‌هایم را روز به روز کمتر گزارش می‌دهند.

امسال 68% اعلام کرده‌اند.

اعصابم دیگر توان هیچ چیزی را ندارد.

بسیاری مواقع ، به دنبال درگیری و مشاجره با اعضای خانواده گریه‌ام می‌گیرد.

از خشونتی که چند لحظه قبل انجام داده‌ام از خودم بدم می‌آید.

به خدا دست خودم نیست.

فکر کنم همان شیمیایی که آن موقع خورده‌ام مرا متلاشی کرده است.

از رنجها نمی‌نالم، چرا که خود پذیرفته و رفته ام.

از مشکلات مالی نمی‌گویم.

نمی گویم که هزینه یکبار مراجعه به پزشک نیم میلیون تومان می‌شود، چون اینها را هم با قرض و وام پرداخت می‌کنم.

از طعنه عوام نمی‌گویم که زیاد ناراحتم نمی‌کنند.

 آقای من، یادت هست موقعی که ما اعزام می‌شدیم؛ کسانی پشت میزها نشسته بودند؟

یادت هست افرادی خوش سیما ما را به شرکت در جبهه‌ها فرا می خواندند؟

یادت هست که بعضی‌ها می‌گفتند امام تکلیف کرده که همه به جبهه بروند، ولی خودشان نمی رفتند!!؟

حتما که یادت هست.

 آری همانان الان نیز هستند!

البته کمی فرق کرده‌اند، میزهایشان بزرگ‌تر و رنگین‌تر شده، اتاقشان را مبلمان کرده‌اند، گلهای چند صدهزار تومانی گوشه اتاق چشم را خیره می‌کند.

رقص صندلی گردانشان دل را می‌نوازد.

همانان که رفته رفته اندازه ریش‌هایشان کوتاهتر شده و صورت‌هایشان صافتر و خوش سیماتر!

اصلا به من چه، به من چه ارتباطی دارد.

حتما لیاقتش را دارند.

 آری اینان وقتی ما را در اداره و بنیاد جانبازان یا بهتر بگویم بنیاد و اداره خودشان! می‌بینند، دعوایمان می‌کنند، ما را دیوانه خطاب می‌کنند.

از یقه ما می‌گیرند و مثل ... از اتاق مجللشان بیرون می‌اندازند.

تو را به خدا بگذارید چند لحظه ای نیزما در اتاقتان روی مبل سلطنتی، زیر کولر گازی بنشینیم، ما که در روستایمان کولر ندیده ایم.

 نه آقای من، ما لیاقت نشستن در آنجا را نیز نداریم.

اینان مسئول، امید و مشاور خانواده جانبازان هستند!

اینان به عنوان مشاوره به زنانمان می‌گویند که برو از شوهرت طلاق بگیر! تو چه گناهی داری که زن جانباز شدی.

 آری مولای من وضع این گونه است.

خود بهتر می‌دانی که چه نامه‌ها ننوشتم، با چه کسانی درد دل نکرده ام.

دیگر خسته شده ام، شاید این آخرین انشاء من باشد.

 ای عزیزتر از جان؛

برگ‌ها و اسنادم را در پوشه سبزرنگ در گوشه اتاقمان دیده‌ای؟

اسم اداره کل بنیاد هم آنجا هست.

همان جائی که به زن بنده مشاوره داده بودند.

خدا پدرشان را رحمت کند.

نام فرد مسئول درمانی استانمان که با تهدید و توهین مرا از اتاقش بیرون انداخت هم آنجا هست.

حتماً برگه‌های پزشکی و نسخه‌هایم را نیز دیده‌ای.

پس به هر که بتوانم دروغ بگویم به تو و خودم که نمی‌توانم.

دیگر خسته شده‌ام.

از مسئولین چیزی نمی خواهم چون دیگر برایم ارزشی ندارند.

آخرش مثل خیلی از همرزمانم که بعد از جنگ به خاطر همین مشکل راحت شده و به آرزویشان رسیدند، من نیز تمام خواهم کرد.

پس زیاد نمانده است.

خواستم قلبم خالی شود.

 حمید باکری گفته بود: دعا کنید شهید شوید که بعد از جنگ چه مشکلاتی به سرمان خواهد آمد. حیف که آن موقع نشد ، البته لایق نبودیم. پس اربابم مرا از همرزمانم جدا مکن.

 
جانباز شیمیایی ، محمد برقی - 6/12/86

استان آذربایجان شرقی - شهرستان شبستر- روستای شیخ ولی



  

شما باید برای ارسال در سایت به سیستم وارد شوید یا اگر عضو نیستید ثبت نام کنید اینجا براي ثبت نام كليك كنيد

دیدگاه

تریبون آزاد

باید عضو باشید.برای عضویت اينجا کلیک کنید


 اسما
دوشنبه 19 بهمن 1388 - 05:20:08

مؤضع دشمن که معلومه ما تو این نظام هرچی میکشیم از اونایکه بین هوا و زمین موندن خودشون هم نمیدونن چی میگن وچی می خوان تا اتفاقی می افته جهتشون بر می گرده یه روزی هم می شه که با نادونی و بی خبری حرفای دشمنو قرقره می کنن


 omid
شنبه 17 بهمن 1388 - 04:59:26

چرا نمي خواهيد باور كنيد كه با بصيرت و تدبير و توكل به خدا مي توان نتيجه گرفت البته نه اينكه خداي نكرده شما فاقد اين پارامترها باشيد بلكه شما همه اين مسائل را بهتر از ما مي دانيد اما سختي هضم وقايع عصرمان باعث عصبانيت و سخنان احساسي و شديدا آرماني شده بهتر است ما برويم و برخورد با اينگونه مسائل و شرايط زماني را از پدر شما و ساير شهداي عزيزمان بياموزيم كه دليل اصلي ماندگاري آنها همين است


 omid
شنبه 17 بهمن 1388 - 04:54:45

برادر من عرض كردم تلاشمون رو مي كنيم وتا حد توان مي كوشيم و بعد از آن (((نتيجه))) را به خداوند واگذار كنيم نه اينكه گوشه اي بنشينيم تا خداوند كاري براي ما انجام دهد براي شما سوء تعبير شده اون جا من گفتم معني اين كار مي شود ((توكل)) حالا متوجه عرايض بنده شديد
اباعبدا.. هم كار خودش را انجام داد و با توكل به خدا آن ماجرا را رقم زد آيا غير از اينست


 sherafati
شنبه 17 بهمن 1388 - 04:35:46

نظراتتان را با دقت مطالعه کردم ولی این سئوال برایم پیش آمد اگر امام حسین هم در آن مقطع زمانی مسائل به وجود آمده را به خداوند متعال می سپرد و در مقابل ظلم قد علم نمی کرد آیا اسلام زنده و باقی می ماند ؟؟؟؟


 omid
دوشنبه 12 بهمن 1388 - 04:45:06

در ضمن خوب نيست انساني با موقعيت اجتماعي و شخصيتي شما اينقدر سطحي و سريع قضاوت كند حالا دولت و سياست به كنار اصلا چنين رفتاري در تعاليم ما هم مورد نكوهش قرار گرفته
مي دانم كه الان به اين فكر مي كني كه چرا اين تعاليم در ديگر شئونات مملكت اسلامي به كار گرفته نمي شود اما بدان كه ما مسول كار خودمان هستيم و با رعايت مراتب و با بصيرت امر به معروف و نهي از منكر هم مي كنيم و نتيجه را به خداوند مي سپاريم


 omid
دوشنبه 12 بهمن 1388 - 04:41:33

جناب آقاي شرافتي ما هم به نوعي منتقد وضعيت موجود هستيم ولي نبايد غير منصفانه دم زد
برادر من اگر دقت مي كردي متوجه مي شدي كه آقاي الهام از اين مسئله پشيمان است كه در كسوت مسئوليت خود و قبل از شروع موعد قانوني تبليغات براي آقاي احمدي نژاد تبليغ و سخنراني كرده البته اصلا قرار نبود ايشان در مصلا سخنراني كنند و بعلت ازدحام و نبود شرايط براي ورود آقاي احمدي نژاد ايشان سخنراني كره اند


 sherafati
دوشنبه 12 بهمن 1388 - 03:53:11

مدیریت محترم سایت با سلام احتراما" به استحضار می رساند در خصوص منابع اخبار فوقالذکر در صورت لزوم کتیا" به محضر حضرتعالی ارسال می گردد . با تشکر (( روح الله شرافتی ))


 hosseinzadeh
دوشنبه 12 بهمن 1388 - 02:43:15

شرافتی عزیز ، سخنی در اذهان می ماند که بر اساس منطق باشد. اگر شما نیزبخواهی مطلبی رابدون تفکر وبراساس شنیده های رسانه های بیگانه ودشمنان نظام مطرح کنی فکر می کنم شایسته یک فرزند شهید تحصیل کرده نباشد،


 sherafati
شنبه 10 بهمن 1388 - 23:31:21

(((( پشیمانی دکتر الهام در حمایت از محمود احمدی نژاد )))
دکتر غلامحسین الهام چند روز پیش طی سخنانی از اینکه در زمان انتخابات ریاست جمهوری در میتینگی تبلیغاتی از محمود احمدی نژاد حمایت کرده بود اظهار پشیمانی کرد


 sherafati
شنبه 10 بهمن 1388 - 23:24:07

((((نخبگان علمی در بدنه صنعت خودرو)))
این نخبگان علمی که با چهره های به ظاهر انقلابی و متدین وارد صنعت خودرو شده اند خواسته یا نا خواسته با چسبیدن به بدنه صنعت خودرو نه تنها منافعی را برای کشور ایجاد نمی کنند بلکه مستقیما" باعث افزایش قیمت تمام شده و تحمیل هزینه های مازاد بر مصرف کننده می گردند آنان با بستن قراردادهای مهم خارجی با واسطه ها و گرفتن کمیسیون های کلان که بصورت ارز از طرف فروشنده خارجی پرداخت می شود کنترل و پیگیری اینگونه مراودات را برای نهادهای نظارتی داخلی نا ممکن کرده اند



آخرين نظرات

[اخبار] ادای احترام 140 آمریکایی به یادمان شهدای گمنام شلمچه
توسط: dweelleerby در تاریخ شنبه 17 بهمن 1388 - 16:40:09
Hi, До встречи!

[اخبار] یادواره شهدای منصورون در تهران
توسط: courteous در تاریخ دوشنبه 12 بهمن 1388 - 10:53:01
Видили .

[اخبار] گزيده بيانات ويژة دهه فجر انقلاب اسلامی
توسط: mohsen afshari در تاریخ دوشنبه 12 بهمن 1388 - 00:13:56
رویدادهای 12 بهمن 57 امام خميني پس از سال‌ها دوري ادامه مطلب...

[اخبار] گزيده بيانات ويژة دهه فجر انقلاب اسلامی
توسط: mohsen afshari در تاریخ يكشنبه 11 بهمن 1388 - 06:53:59
کسی که ماه شب تار بی قراران شد ادامه مطلب...

Powered By Persian E107 © 2005-2009