بزرگ کردن کوچک کردن اندازه اولیه

نظر سنجی


آیااهداف وآرمانهای شهدا به مردم معرفی شده است



بله

خیر

کافی نیست



ارسال شده توسط hosseinzadeh
نظر: 354
نظرسنجی قبلی

تازه ها

سیستم RSS

پیگیری نظرات سایت توسط سیستم RSS.
rss1.0
rss2.0
rdf

خوش آمدید

نام کاربری:

کلمه عبور:


به خاطر داشتن

[ ]
[ ]

لینک به ما

SITEBUTTON_MENU_L1

ارسال به یک دوست  نسخه مناسب برای چاپ



پایگاه اطلاع رسانی شهید نیوز درد و دل يك جانباز شيميايي با امام زمان (عج) را تقدیم می کند



باسمه تعالی

 مرا می‌شناسی.من یک روستایی‌ام. یکی از روستاهای دور دست سرزمینمان ایران.از مهد نام آوران و دلیران آذربایجان.

شاید مرا نشناسی!خیلی ها مرا نمی‌شناسند

اهل زمین که با یک روستایی دورافتاده و ساده کاری ندارند.

اصلا برایشان مهم نیست که کسی اینجا دردی داشته باشد.

اینان بزرگان را می‌شناسند حاکمان را دوست دارند، مسئولان را می‌شناسند، کسی با ما کاری ندارد.

خیلی وقتها دوستان و رفیقان هم آدم را فراموش می کنند.

 ارباب من؛

آیا تو هم مرا فراموش کرده‌ای؟

تو هم مرا نمی شناسی.

البته که خوبان را می شناسی. تو را با ما چه‌کار!

ولی من تو را می شناسم.

با عقل و قلب کوچک خود تورا شناخته‌ام.

پیامبرمان (ص) نیز فرموده است که "هرکس امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است".

 مولای من مرا بیاد بیاور؛ آن لحظه‌ای که در شب تاریک در فاو، شلمچه، جزیره مجنون و... با آنانی که می شناختیشان، یک‌صدا تو را فریاد می زدیم.

من همان فرد کوچک و ناچیزی بودم که با لحن ساده خود یابن الحسن می‌گفتم و سرود العجل سر می‌دادم.

 آری من همان بچه بسیجی هستم که به امر نائب تو آمده بودم.

همانی که تفنگ "ام یک" از من بلندتر بود.

همانی که وقتی کلاه آهنی می‌گذاشتم چشمانم را نیز می‌پوشاند.

همانی که در جزیره مجنون و شلمچه به دنبال بمباران شیمیایی صدام، مزه شیمیایی را چشیدم.

چند لحظه‌ای می‌شد که هیچ چیز نمی‌دیدم، نفسم به سختی بالا می‌آمد.

 آری مولای من، همان لحظه نیز تو را صدا می زدم.

درست است که از مقربین نبوده‌ام، ولی در حد توان از مریدانت بوده و هستم.

ای کاش مرا نیز از پیروانت به حساب می‌آوردی.

چرا که خود فرموده ای: "من در همه حال از احوال پیروانم آگاهم".

 مولای من، روز به روز وضعم دشوارتر می‌شود.

دیگر زندگی برایم به سختی می‌گذرد.

قلبم یاریم نمی کند.

پزشکان کارآیی ریه‌هایم را روز به روز کمتر گزارش می‌دهند.

امسال 68% اعلام کرده‌اند.

اعصابم دیگر توان هیچ چیزی را ندارد.

بسیاری مواقع ، به دنبال درگیری و مشاجره با اعضای خانواده گریه‌ام می‌گیرد.

از خشونتی که چند لحظه قبل انجام داده‌ام از خودم بدم می‌آید.

به خدا دست خودم نیست.

فکر کنم همان شیمیایی که آن موقع خورده‌ام مرا متلاشی کرده است.

از رنجها نمی‌نالم، چرا که خود پذیرفته و رفته ام.

از مشکلات مالی نمی‌گویم.

نمی گویم که هزینه یکبار مراجعه به پزشک نیم میلیون تومان می‌شود، چون اینها را هم با قرض و وام پرداخت می‌کنم.

از طعنه عوام نمی‌گویم که زیاد ناراحتم نمی‌کنند.

 آقای من، یادت هست موقعی که ما اعزام می‌شدیم؛ کسانی پشت میزها نشسته بودند؟

یادت هست افرادی خوش سیما ما را به شرکت در جبهه‌ها فرا می خواندند؟

یادت هست که بعضی‌ها می‌گفتند امام تکلیف کرده که همه به جبهه بروند، ولی خودشان نمی رفتند!!؟

حتما که یادت هست.

 آری همانان الان نیز هستند!

البته کمی فرق کرده‌اند، میزهایشان بزرگ‌تر و رنگین‌تر شده، اتاقشان را مبلمان کرده‌اند، گلهای چند صدهزار تومانی گوشه اتاق چشم را خیره می‌کند.

رقص صندلی گردانشان دل را می‌نوازد.

همانان که رفته رفته اندازه ریش‌هایشان کوتاهتر شده و صورت‌هایشان صافتر و خوش سیماتر!

اصلا به من چه، به من چه ارتباطی دارد.

حتما لیاقتش را دارند.

 آری اینان وقتی ما را در اداره و بنیاد جانبازان یا بهتر بگویم بنیاد و اداره خودشان! می‌بینند، دعوایمان می‌کنند، ما را دیوانه خطاب می‌کنند.

از یقه ما می‌گیرند و مثل ... از اتاق مجللشان بیرون می‌اندازند.

تو را به خدا بگذارید چند لحظه ای نیزما در اتاقتان روی مبل سلطنتی، زیر کولر گازی بنشینیم، ما که در روستایمان کولر ندیده ایم.

 نه آقای من، ما لیاقت نشستن در آنجا را نیز نداریم.

اینان مسئول، امید و مشاور خانواده جانبازان هستند!

اینان به عنوان مشاوره به زنانمان می‌گویند که برو از شوهرت طلاق بگیر! تو چه گناهی داری که زن جانباز شدی.

 آری مولای من وضع این گونه است.

خود بهتر می‌دانی که چه نامه‌ها ننوشتم، با چه کسانی درد دل نکرده ام.

دیگر خسته شده ام، شاید این آخرین انشاء من باشد.

 ای عزیزتر از جان؛

برگ‌ها و اسنادم را در پوشه سبزرنگ در گوشه اتاقمان دیده‌ای؟

اسم اداره کل بنیاد هم آنجا هست.

همان جائی که به زن بنده مشاوره داده بودند.

خدا پدرشان را رحمت کند.

نام فرد مسئول درمانی استانمان که با تهدید و توهین مرا از اتاقش بیرون انداخت هم آنجا هست.

حتماً برگه‌های پزشکی و نسخه‌هایم را نیز دیده‌ای.

پس به هر که بتوانم دروغ بگویم به تو و خودم که نمی‌توانم.

دیگر خسته شده‌ام.

از مسئولین چیزی نمی خواهم چون دیگر برایم ارزشی ندارند.

آخرش مثل خیلی از همرزمانم که بعد از جنگ به خاطر همین مشکل راحت شده و به آرزویشان رسیدند، من نیز تمام خواهم کرد.

پس زیاد نمانده است.

خواستم قلبم خالی شود.

 حمید باکری گفته بود: دعا کنید شهید شوید که بعد از جنگ چه مشکلاتی به سرمان خواهد آمد. حیف که آن موقع نشد ، البته لایق نبودیم. پس اربابم مرا از همرزمانم جدا مکن.

 
جانباز شیمیایی ، محمد برقی - 6/12/86

استان آذربایجان شرقی - شهرستان شبستر- روستای شیخ ولی



  

شما باید برای ارسال در سایت به سیستم وارد شوید یا اگر عضو نیستید ثبت نام کنید اینجا براي ثبت نام كليك كنيد

دیدگاه

تریبون آزاد

باید عضو باشید.برای عضویت اينجا کلیک کنید


 javad_amouie
شنبه 2 مرداد 1389 - 09:42:20

سالروز ولادت جوان کربلا حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان بر همگی دوستان جوانمرد مبارک باد.


 mohsen afshari
شنبه 26 تير 1389 - 10:39:33

قلب زمانه مي طپد
چشم ها به راه آمدنش خيره شده
ضربان تند قلب مادرش
بشارت آمدن نوري درخشان
به دنياي تيره جاهليت ميدهد
مردی می آيد
که دستانش بوی کرامت،
پيشانی اش بوی بندگی
وگام هايش، ندای ايستادگی
سرمی دهد.
بهار به حيرت ايستد،
باد سجده می کند
و خورشيد، شکرانه می دهد
دردانه بيت حسين بن علي (ع)
ميلادت مبارك باد


 mohsen afshari
شنبه 26 تير 1389 - 10:36:03

جشن میلاد امام چارمین آمد پدید

روز وجد مؤمنات و مؤمنین آمد پديد
درّة التّاج فضیلت جوهر علم لدن
حضرت سجّاد زین العابدین آمد پديد
یك فلك مجد و كرامت یك جهان اجلال و فرّ
در رخ انسان به چهرى دلنشین آمد پديد
یك جهان تسلیم یك عالم رضا یك دهر فضل
آسمانى آفتابى بر زمین آمد پديد




 mohsen afshari
پنجشنبه 24 تير 1389 - 08:06:42

شاهي به دوصد عزت و اجلال آيد
با شوکت و فر و جاه و اقبال آيد
امروز حسين آيد و فردا عباس
خورشيد ز پيش و مه ز دنبال آيد




 mohsen afshari
سه شنبه 22 تير 1389 - 10:39:41

شرمنده ايم ز دوست که دل نيست قابلش بايد براي هديه (سري) دست و پا کنيم .

اللهم عجل الولیک الفرج


 mohsen afshari
سه شنبه 22 تير 1389 - 10:38:10

تا لحظه ی موعود که از کعبه رسد نذر قدم بهار مهدی صلوات


 javad_amouie
يكشنبه 20 تير 1389 - 23:43:49

با سلام و تبریک مبعث پیامبر اکرم ( ص)
جهت اطلاع از دوستانی که در مورد طرح ختم نهج البلاغه سئوال کرده اند.
برای ثبت نام در این طرح باید در اطلاعیه 1 خبراین طرح به صورت کامنت اعلام آمادگی نمایید. توضیحات تکمیلی در اطلاعیه شماره 2 این طرح آمده است.


 mohsen afshari
يكشنبه 20 تير 1389 - 09:45:04

سخنی از امیرالمومنین علی (ع)
«مَنْ أَصْلَحَ ما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللّهِ أَصْلَحَ اللّهُ ما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْياهُ.
وَ مَنْ كانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ كانَ عَلَيْهِ مِنَ اللّهِ حافِظٌ.»

آن كه ميان خود و خدا را اصلاح كند، خدا ميان او و مردم را اصلاح میكند و آن كه كار آخرتِ خود را درست
كند، خدا كار دنياى او را سامان دهد. و آن كه او را از خود بر خويشتن واعظى است، خدا را بر او حافظى است.


 یاس
پنجشنبه 17 تير 1389 - 22:55:26

صدیقه
باسلام
لطفادرموردطرح ختم نهج البلاغه توضیح دهید


 پروين
پنجشنبه 17 تير 1389 - 19:35:25

با سلام
لطفا در مورد طرح نهج البلاغه توضيح بدهيد



آخرين نظرات

[اخبار] ياد ياران
توسط: mohsen afshari در تاریخ چهارشنبه 23 تير 1389 - 12:14:01
اين مناجات مرويّه از ابن خالويه را كه نقل كرده و گ ادامه مطلب...

[اخبار] کاربران شهیدنیوز نهج البلاغه رادرمحیط مجازی بازخوانی می کنند
توسط: mirhosseini در تاریخ دوشنبه 21 تير 1389 - 17:29:30
با سلام و آرزوی توفیقبا کمال افتخار برای شرکت در ا ادامه مطلب...

[اخبار] ياد ياران
توسط: mohsen afshari در تاریخ دوشنبه 21 تير 1389 - 08:13:01
تفحص (هفتاد و دو نفر(تير ماه سال 1378 بود. حوادث س ادامه مطلب...

[اخبار] ياد ياران
توسط: mohsen afshari در تاریخ يكشنبه 20 تير 1389 - 09:41:05
ز ليلايي شـــــنيدم يا عــــــلي گفت ادامه مطلب...

Powered By Persian E107 © 2005-2009